دکترین
آب: اقسام آب
آب به آب مطلق و آب مضاف ، آب مشکوک و غیرمشکوک، آب مشتبه و غیرمشتبه و آب مستعمل و غیرمستعمل، آب کثیر و آب قلیل تقسیم میشود. در ادامه به بررسی دو نوع مطلق و مضاف میپردازیم. ۱.
۱ - آب مطلق آب مطلق ابیاست که بدون تقیید و اضافه (حتی اگر به صورت مضاف هم به کار رود) بتوان به آن آب گفت، مانند آب دریا، آب چاه ، آب چشمه و جز آنکه همه اینها به صورت مطلق «آب»اند. مستفاد از تحریرالوسیله آب مطلق آبی است که فشرده اجسام مثل آب هندوانه و انار نبوده و یا ممزوج با چیز دیگر به طوری نشده باشد مثل آب شکر (شربت) و آبنمک که به آن آب (بدون قید) گفته نشود. آبی که از زمین میجوشد ( نابع ) اعم از آنکه در جای جوشش ثابت بماند (آب چاه و برخی چشمهها)، یا روان گردد ( آب جاری )، چه جریان آن طبیعی باشد مانند بیشتر آبهای روان، چه مصنوعی مانند آب کاریزها؛ و آبی که بیسرچشمه جوششی در جایی گرد آمده باشد ( آب راکد ) چه اندک باشد ( آب قلیل ) چه بسیار باشد ( آب کثیر ). به این بیان، آب کر و آب قلیل قسیم یکدیگر در نظر گرفته شده و از آن دو با تعبیر واقف و راکد یاد شده است. ۱.۱.
۲ - احکام گرچه برخی از اقسام آب مطلق احکامی مخصوص به خود دارند، ولی همه آنها در دو حکم مشترکند: ۱.۱.۲.
۱ - پاککنندگی همه اقسام آب مطلق ذاتاً پاک (طاهر) و پاک کننده (مُطَهَّر) چیزهای آلوده به نَجساند (مُزیلِ خَبَث)؛ افزون بر این با آنها میتوان وضو گرفت یا غسل کرد یعنی حَدَث اصغر یا اکبر (قَذرات و آلودگی معنوی) را با آنها از خود دور ساخت (رافعیت حَدَث). و درباره دریا آمده: قَدُ سُئِلَ عَنِ اَلوُضوءِ بماءِ اَلبَحْرِ، فقال: هو الطَّهورُ ماؤُه، الحِلُّ مِیتَتُهُ. در معنی طهور احتمالاتی دادهاند:
الف ـ مرادفِ طاهر؛
ب ـ مبالغه ظاهر مانند صبور در برابر صابر، به استناد این دو احتمال، طهور تنها بر طهارت آب دلالت دارد، البته با اختلاف از لحاظ مبالغه؛
جـ طهور به معنی مُطَهِّر مانند غَسول، در این صورت طهور به دلالت مطابقه از مُطَهِّر بودن آب و به دلالت التزام از طاهر بودن آن حکایت میکند؛
د ـ طهور به معنی مابِه یُتَطَهَّرُ مانند فَطور؛ در این صورت نیز مانند احتمال پیشین به دلالت مطابقه و التزام، به مطهِّر بودن و طاهر بودن آب دلالت دارد؛ ه ـ طهور به معنی طاهِر مُطهِّر، در این صورت به دلالت تضمّن بر هر دو حکم دلالت میکند. علاوه بر اینها آیه شریفه «وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ» مجال هیچگونه تامل در مطهّر بودن آب باقی نمیگذارد. ۱.۱.۲.
۲ - کیفیت نجس شدن اگر یکی از اوصاف سه گانه رنگ ، بو و مزه این آبها بر اثر برخورد با نجاست دگرگون شود نجس میشوند. البته در صورتی است که این تغییرات به واسطه اتصال با نجس باشد نه مجاورت با آن، پس «اگر در اثر مجاورت با نجاست تغییر کند نجس نمیشود، مانند آنکه آب مطلق در اثر نزدیک بودن با مردار بوی آن را بگیرد. البته اگر مردار خارج آب بیفتد و قسمتی از آن داخل آب قرار بگیرد و آب به واسطه مجموع آن تغییر نماید نجس میشود.» و «معیار (نجس شدن) این است که آب با اوصاف نجاست تغییر کند نه با اوصاف متنجس، پس اگر آب کر یا جاری و مانند آنها به وسیله بقّم (بَ ق قَ م - چوبی باشد سرخ که رنگرزان بدان چیزها رنگ کنند) متنجس قرمز گردد نجس نمیشود.» همچنین «معیار، تغییر یکی از اوصاف سهگانه آب به سبب نجاست است، اگرچه تغییر آن از سنخ اوصاف نجاست نباشد، پس اگر آب با ریختن خون در آن، زرد شود نجس میشود.» آبهای جوشان مانند آب چاه و چشمه حتی در صورتی که مقدار آنها کمتر از کُر باشد به مجرد برخورد با نجس منفعل نمیشوند. حکم آب باران نیز در حال بارش همین است. آب راکد اگر به حد کُر رسیده باشد بر اثر برخورد با نجس، نجس نمیشود مگر آنکه یکی از اوصاف سه گانه آن با ملاقات با نجس دگرگون گردد. وزن آب کر ۱۲۰۰ رطل عراق (۱۲/۳۹۳ کیلوگرم) و حجم آن ۴۳ وجب منهای وجب (۸۷۵/۴۲ وجب مکعب) است، یعنی مکعبی به اضلاع ۵/۳ وجب. آب راکد اگر به حد کر نرسیده باشد (آب قلیل) به مجرد برخورد با نجس، نجس میشود، اما آب راکدِ نجس چه کُر باشد چه قلیل به مجرد اتصال با کُرِ طاهر یا آب جاری یا یکی از آبهای جوشان یا نزول باران بر آن پاک میگردد. ۱.
۲ - آب مضاف آب مضاف ابیاست که بدون تقیید و اضافه کردن آن به قیدی دیگر نتوان به آن آب گفت، مانند آب سیب و آب هندوانه، و این خود سه قسم است: افشره چیزها (المُعْتَصَر من الاجسام) مانند آب سیب و آب انار؛ آمیخته با چیزها (المُمْتَزَج بها) مانند شربت، دوغ و آب آمیخته به خاک و گِل بسیار؛ تبخیر شده چیزها، مانند گلاب و دیگر عرقها چون عرق نعناع و جز آن. ۱.۲.
۱ - حکم شرعی آب مضاف اگر از اصل پاک باشد و با نجسی هم برخورد نکرده باشد طاهر است، ولی به اجماع رافع حدث نیست (نمیتوان با آن وضو گرفت یا غسل کرد) و بنابر قول قویتر، حتی در حال اضطرار نیز، خبث (نجاست) را برطرف نمیسازد و اگر با نجس یا متنجِّس، هر قدر اندک باشد، برخورد کند نجس میشود. مگر اینکه از بالا به سوی پایین جریان یابد و نجاست در پایین با آن برخورد کند که در این صورت بخش بالایی آن متنجّس نمیگردد؛ مثلاً وقتی از گلابدان بر دست نجس گلاب ریخته شود آنچه در گلابدان است نجس نمیشود، حتی اگر با گلاب نجسی که در دست کسی است متصل باشد، همچنین اگر آب مضاف با فشار با نجاست تماس یابد، حتی اگر نجاست بالاتر از آب باشد نجس نمیشود، مانند فوران آب مضاف بر نجس. به هر حال آب مضافِ نجس با پیوستن به آب کر یا جاری، و به قولی با مزج با آن، به شرط آنکه آب کر یا جاری از اطلاق خارج نگردد، و در هر حال آب مضاف هم به مطلق تبدیل گردد، پاک میشود و با آن میتوان رفع حدث و ازاله خبث کرد.
منبع: العروة الوثقی، ج۱، ص۶۳ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۱۱، کتاب الطهارة، فصل فی المیاه · موسوعة الامام الخمینی، ج۳۲، استفتائات امام خمینی، ج۱، ص۹۳، سؤال ۱۹۱ · موسوعة الامام الخمینی، ج۳۲، استفتائات امام خمینی، ج۱، ص۹۳، سؤال ۱۹۰ · فرقان/سوره۲۵، آیه۴۸ · وسائل الشیعه، ج۱، ص۱۳۵، باب ۱، حدیث ۹ · انفال/سوره۸، آیه۱۱ · مستمسک العروة الوثقی، ج۱، ص۱۱۰-۱۱۱، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق · العروة الوثقی، ج۱، ص۳۱ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۱۲، کتاب الطهارة، فصل فی المیاه، مسالة ۴ · لغتنامه دهخدا · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۱۲، کتاب الطهارة، فصل فی المیاه، مسالة ۵ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۱۲، کتاب الطهارة، فصل فی المیاه، مسالة ۶ · مستمسک العروة الوثقی، ج۱، ص۱۹۳ ۱۹۸، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق · مستمسک العروة الوثقی، ج۱، ص۱۷۵، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق · العروة الوثقی، ج۱، ص۳۵ · العروة الوثقی، ج۱، ص۲۹ · حاشیه علی العروة الوثقی، ج۱، ص۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
