دکترین
آبادان: وجه تسمیه
نام آبادان تا پیش از ۱۳۱۴ش که به پیشنهاد فرهنگستان ایران و تصویب دولت، تلفظ و رسمالخط امروزی را پیدا کرد، به شکل عَبّادان خوانده و نوشته میشد. همۀ مورخان و جغرافینویسان اسلامی که در گذشته یادی از این ناحیۀ ایران کردهاند، همین تلفظ و رسمالخط را به کار بردهاند. آنان، عبادان را هم بر دِه یا شهر آبادان اطلاق کردهاند، هم برخود جزیره. دانسته نیست که استعمال این نام از نوع اطلاق جزء بر کل بوده است یا برعکس. در وجه نامگذاری آبادان، که بَطْلَمْیوس آن را جزو اقلیم سوم (به گفتۀ جغرافینویسان قدیم، اقلیم حارّ) دانسته، چند قول آمده است: بَلاذُری (د ۲۷۹ق / ۸۹۲ م) آن را منسوب به عَبّاد بن حُصَیْن الحَبِطی از ملازمان حَجّاج بن یوسف ثقفی (د ۹۵ق / ۷۱۴م) و معاصر عبدالملک بن مروان (د ۸۶ق / ۷۰۵م) میداند.
نخست آنکه بطلمیوس ، معروف به پدر جغرافیا، در سدۀ ۲م، و مارسیان جغرافیدان سدۀ ۴م، به ترتیب نامهای آپفانا و آپفادانا را برای آبادان به کار بردهاند که در تلفظ چندان بیشباهت با کلمۀ آبادان نیست و این امکان هست که عبادان معرّب اُپاتان باشد. ثانیاً توصیفی که برخی از پیشینیان از آبادان کردهاند، با معنای لغوی اپاتان هماهنگ مینماید. بهعلاوه، در آبراههای در دو فرسنگی این جزیره در دریای پارس و آنجایی که «دجلۀ بغداد بدین دریا میرسد»، منارهمانندهایی چوبی به نام خَشَبات (خشاب) برپا کرده بودند که ناطوران در چارطاقهایی برفراز آنها آمدوشد کشتیها و دزدان دریایی را میپاییدند. شبهنگام بر بالای این منارهها آتش یا چراغ برمیافروختند تا کشتیها را از نزدیک شدن به آبهای تُنُک باز دارند.
منبع: معجم البلدان، ج۴، ص۷۴، به کوشش فردیناند ووستنفلد، لایپزیک، ۱۸۶۶-۱۸۷۰م · فتوح البلدان (بخش مربوط به ایران)، ج۱، ص۱۲۴، ترجمۀ آذرتاش آذرنوش، تهران، سروش، ۱۳۶۴ش · احسن التقاسیم، ج۱، ص۴۱۲-۴۱۳، ترجمۀ علینقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱ش · اروندرود، ص۷۵-۸۶، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، س ۱۷، شم ۱ (مهر ۱۳۴۸ش) · مسالک و ممالک، ج۱، ص۳۴، به کوشش ایرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۷ش · جهاننامه، ج۱، ص۲۲، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ابنسینا، ۱۳۴۲ش · سفرنامه، ج۱، ص۱۳۴-۱۳۵، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۴ش
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
