دکترین
اجماع در روش فقهی: خلاصه
برابر نظر شیعه که اجماع حاکی از سنت است، اگر اجماع ، یکی از حجتها و دلیلها باشد، لازم میآید خبر متواتر از دومین حجت و خبر مستفیض سومین حجت، خبر واحد چهارمین حجت و...باشند که در این صورت، دلیلها و حجتهای فراوانی پیدا میشود که همه دارای وجه مشترکی، به نام حکایت گری از سنت معصوم هستند. و اشکال میشود که حکایت گر و حکایت شده در هم آمیختهاند و همه در عرض هم حجت شرعی نامیده شدهاند در حالی که اگر سنت حجت است، پس اجماع و گونههای خبر، همه، حکایت گران آنند و راههای رسیدن به آنها، نه حجتهای مستقل و اگر سنت حجت نباشد، پس خبر و اجماع چه چیز را نقل میکنند ؟
و برابر نظر اهل سنت که اجماع را دلیل مستقل و دارای اصالت میدانند، از آنان پرسیده میشود دلیل حجت بودن اجماع چیست ؟ عقل و کتاب که چنین مطلبی را نمیگوید ؟ خواهند گفت: اخبار. در این صورت، لازم میآید که مفاد هر خبری به نامی نامیده شود و حجت اصیل بر آن اطلاق شود که میلیونها حجت اصلی پیدا میشوند. بنابراین، باید هر دو گروه اجماع را حاکی از سنت دانسته و آن را بالاصاله، حجت ندانند.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
