دکترین
اجماع در روش فقهی: شبهه
با این بیآنها، معلوم شد که اجماع در نزد امامیه ، هیچ گونه ارزشی ندارد و تنها به درد رویارویی با مخالفان میخورد و در درون مذهب شیع ه کوچک ترین نقشی را ندارد. با این حساب، باید در درون مذهب ، اجماع بهطور کلی از صحنه خارج شود، در حالی که علمای شیعه ، دست کم، اجماع حدسی را پذیرفتهاند و به آن اعتنا ورزیدهاند. به بیان دیگر، اجماع دارند که اجماع در مواردی بی گمان حجت است. ۸.
۱ - پاسخ بله، اجماع در مواردی حجت است و این موارد بسیارند، زیرا پیش از این توضیح داده شد که سنت پیامبر اکرم، گاهی از راه عمل، از نسلی به نسلی منتقل میشد و مدارس گوناگون چنین وظیفهای را بر عهده داشتند. شاید این چنین عملی را اگر میخواستند برای دیگران که خارج از مدرسه بودند، یا برای نسلهای آینده درکتابها بنویسند، با لفظ اجماع، مذاق شیعه یا سیره مستمره یا فضای غالب، اصول متلقات از معصومان و... به آن اشاره میکردند. پس حکایت سنت عملی، بسیار پیش میآمد که با لفظ اجماع و سیره و...
انجام میشده است. که معنایی برابر آیات و اخبار نبوده است. ولی اگر کسی خواست اجماع را دلیل مستقل در مقابل سه دلیل دیگر قرار دهد و تنها در جایی اجماع را به کار برد که از حجتهای دیگر خبری نباشد، در این صورت اجماعهای در بردارنده قول امام به راستی کم است و مورد آن شاید از شمار انگشتان بیشتر نباشد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
