دکترین
اجماع در روش فقهی: نکته
و بهطور کامل، برابر نظر دیگر فقها که اجماع را در بر دارنده قول معصوم میدانسته اند، عمل کرده است. ۱۰.۱.
۱ - بررسی این ادعا اگر چه در خور رد نیست و از آن نفس شریف دور نمینماید، ولی در خور اثبات نیز نیست. ما از ایشان و دیگر فقهای شیعه، فرا گرفتهایم که باید پیرو دلیل بود و کشف حقیقت و تشرف به خدمت حضرت (ع)، اگر چه برای مشرف شوند در بردارنده کشف شهودی و علم حضوری باشد، ولی برای ما بی خبران از آن معنی حجت شرعی نمیتواند باشد و ما وظیفه داریم ظاهر را بگیریم و راه استدلال را بپیمائیم تا اگر خداوند عنایتی کرد و از راه شهود ، در زمانی به مطلبی رسیدیم آن را پیروی کنیم. ۱۰.
۲ - فرار از فتوا شاید ادعاهای اجماع توسط ایشان، در بعض موارد برای فرار از فتوا باشد، مثلا در مساله پاکی، یا نجسی کافر اگر در عبارتهای ایشان (که پیش از این خلاصهای از آنها یاد شد) دقت شود، معلوم میشود که در نظر ایشان مقتضای جمع بین دلیلها، پاکی مطلق انسان است، ولی در هنگام فتوا، پس از بررسی روایات و آیات و ذکر ناسازگاری بین دلیل نجس بودن مشرک و پاکی او، و برتری دلیل پاکی، با تمسک به اجماع از فتوای صریح خودداری میکند و مینویسد : «و بالجملة لو لم یتحقق الاجماع، فالحکم بنجاسة جمیع الکتابین و المرتدین و الخوارج و الغلاة و النواصب لا یخلو من اشکال ».
پس میتوان گفت: در نظر ایشان، اجماع، راه فرار از فتوای مخالف با فضای عمومی جامعه است. و حسن و جعفی است که به پاکی خمر باور دانسته اند. و از جمله موارد، بحث ذبائح اهل کتاب است که ایشان، آیات قرآن ، روایات حرام بودن مطلق، حلال بودن مطلق و روایات حلال بودن با یاد نام خدا را آورده آن گاه مینویسد : «مقتضای صناعت فقهی، تقیید روایتهای مطلق و حکم به حلال بودن ذبایح اهل کتاب است که ایشان، آیات قرآن، روایات حرام بودن مطلق، حلال بودن مطلق و روایات حلال بودن با یاد نام خدا را آورده آن گاه مینویسد : «مقتضای صناعت فقهی، تقیید روایتهای مطلق و حکم به حلال بودن ذبایح اهل کتاب است.
و با قاعده تذکیه و با احتیاط مخالف است. پس عمل به آن دشوار است، اگر چه از جهت علمی قوی است». به طور کلی، دوری گزیدن از ذبیحه هر مخالف حقی، احوط است. ۱۰.۲.
۲ - اشکال و جواب امکان دارد کسی بگوید که در این مورد، ایشان فتوای صریح به حلال بودن ندادن و با گفتن : «لکنه مذهب نادر مخالف، لظاهر کثیر من اخبار الطرفین و مخالف لقاعدة التذکیة المتقدمة فی الجملة و الاحتیاط، فالعمل به مشکل و ان کان قویا من جهة العلم». قول حلال بودن ذبیحه اهل کتاب را با یاد نام خدا ، به خاطر مذهب نادر بودن، رد کرده است. پس در این جا هم، اجماع یا فتوای بیشتر را راه فراری برای خود قرار داده و بالاخره بهطور صریح فتوای به حلال بودن نداده، بلکه عمل به اخبار حلال بودن را دشوار دانسته است.
به عبارت دیگر، می خواسته ناقص بودن دلالت را بیان کند و فتوای صریح هم نداده باشد که به سه مورد اشاره کردیم و موارد دیگری مثل شک در حرام بودن و نجس بودن خون ریخته نشده و...موجود است که برای به درازا نکشیدن بحث، از ذکر آنها خودداری شد. و به هر حال، این توجیه نیز نمیتواند کارساز باشد و از توجیههای پیشین سست تر است. ۱۰.
۴ - اجماع بین گروه ویژه آخرین توجیهی که به نظر میرسد و شاید راه گشای مسائل دیگری در فقه نیز باشد و دقت در زوایای آن میتواند افق جدیدی را فراروی احادیث باز کند و به بسیاری از بگومگوها پایان دهد، توجیه زیر است. پیش از این گفته شد که با رحلت پیامبر اکرم (ص) و باز داشتن از نوشتن احادیث و بیان سنت آن حضرت، سنت آن حضرت، به بوته فراموشی گذارده شد. به ویژه از وقتی که عثمان روی کار آمد و پس از آنکه خلافت در خاندار بنی امیه موروثی شد.
اینان تمام کوشش خود را در جهت نابودی آثار رسول الله (ص) به کار بردند. (البته، مدرسهای که در این جا نام برده میشود، با مدرسههای امروز، مانند: دبستان، دبیرستان دانشگاه و...قابل مقایسه نیست.مدرسه در این بحث، معنی انتقال یک فرهنگ، به طور طبیعی و به دور از تشکیلات روشن و ظاهر، و حتی در بعضی موارد، بدون گفتن لفظ و انتقال الفاظ، یعنی انتقالی مانند انتقال تجربههای زندگی، انتقال آداب و روشها و بودن در یک فضایی خاص است.) که دین بهطور کامل و به دور از تحریف در این مدارس یافت میشد.
اجماع، در بین شیعه ، یعنی روشی که آن گروه ویژه داشتند و بر آن عمل میکردند. اگر کسی در آن فضا و آن مدرسه تربیت یافته باشد، حالت عمومی آن مدرسه را اجماع مینامد و به راحتی ادعای اجماع میکند. پس ادعای اجماع فراوان، با این بیان قابل توجیه است. و این اجماع، با اجماع دخولی و با سیره مستمره، فرق دارد، زیرا در اجماع دخولی، شرط است که امام ، یا معصوم در بین اجماع کنندگان باشد و در سیره، شرط است که عملی در پیش امام یا پیامبر انجام شود و یا امام از آن عمل با خبر شود، ولی با سکوت خود آن را تایید کند.
اما در این جا، هنگامی که عملی در مکتب و مدرسهای که پایبند به نگهداشت قانونها و آیینهای شرعی هستند و خواهان پیروی از رسول الله (ص) و افرادی از اولین گروه آنان زمان رسول الله (ص) را درک کردهاند و نسلهای بعدی، پیوسته افرادی از نسلهای پیشین را درک کرده باشند، رواج داشته باشد و شناخته شده باشد، میتوان آن عمل را اجماعی دانست و در آن مورد ادعای اجماع کرد.
منبع: ج۱، ص۳۲۲، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم · ج۱، ص۳ · ج۱۱، ص۷۰-۷۱ · ج۱۱، ص۸۱، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم · ج۲، ص۲۲۵ · ج۱۱، ص۷۹، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم · ج۳۶، ص۸۶ · ج۱، ص۳۱۵، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم · ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، خطبه۱۳۹ · ج۳، ص۴۵۴، شرح حال مامون · ج۱، ص۴۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
