دکترین
احیاء علومالدین: روش نگارش
بیان غزالی در احیا فوق العاده روان و گیراست و خصوصاً در مقام تخویف و انذار بیاندازه نافذ و مؤثر است و خوف و قلق و زهد در آن موج میزند و از مباسطت و عشق و انس و شجاعت در آن کمتر سخن رفته است و از اخلاق قهرمانی در آن اثری نیست و به هیچ رو بوی تقلید و تزیین و تظاهر نمیدهد و از تکلف و سجع و شطح و لافزنی عاری است و اگر چه پر از نکته سنجیهای عمیق و موشکافیهای اخلاقی و روانشناسانه اوست، در کمتر موردی مطلب را به خود اسناد و ارجاع میدهد و دستاورد شخصی خود میشمارد.
اهل مناقشه و مجادله نیست و کمتر با دیگران در میپیچد و بیشتر بهذکر و بسط رأی خویش همت میگمارد و به همین سبب بر سراسر کتاب وی آرامشی سنگین سایه افکنده است و خواننده که کتاب را به پایان میبرد، از ستودن صدق او و از شرکت ورزیدن در خوف و زهد او نمیتواند خودداری ورزد. غزالی را در این کتاب، یک عارفِ عالم و خائف میبینیم که علمش او را از گزاف اندیشیها و شطحگوییها و سجع پردازیهای صوفیانه باز داشته است و خوفش او را نسبت به فقه و کلام و جدلیات - که همه از نظر او علومی دنیوی و گاه شیطانیند - بیمهر و بیاعتنا کرده است و به همین سبب هر چه در بیان خفایا و زوایای آداب و دقایق سنن و اسرار عبادات و معاملات و شیوههای تطهیر دل و علاج نفس و علل پیدایش خویهای زشت و آفات ناشی از آن و تعریف خوهای نیکو و روش تحصیل آن گشاده دست است، در بیان احکام فقهی و مسائل کلامی خست میورزد و گاه آسانگیری را در امور فقهی به جایی میرساند که مخالفانش در او طعن میزنند که «غزالی فقه را به تصوف ارزان فروخته است».
منبع: تلبیس ابلیس، ج۱، ص۳۵۳، بیروت، ۱۳۶۸ق
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
