دکترین
احیای موات: احیای زمین
زمین یا از زمینهایی است که به هنگام پیروزی مسلمانان، با قهر و غلبه بر کفّار، آباد بوده است یا از زمینهای موات بوده است. در صورت دوم، موات بودن زمین یا اصلی است؛ یعنی در گذشته نیز یا آباد نبوده و یا آباد بودنش معلوم نیست، و یا عارضی؛ یعنی پیشینه آبادی دارد. آبادی زمین موات بالعرض نیز یا طبیعی است مانند زمینهای سرسبز جنگلی و یا به دست انسان انجام گرفته است. در فرض دوم، یا هم اکنون مالک دارد یا ندارد و در قسم اول، یا مالک آن شناخته شده است یا ناشناخته. ۲.
۱ - احکام زمین موات بالاصاله و بالعرض زمین موات بالإصاله و نیز بالعرضی که مسبوق به آبادی طبیعی یا بشری بدون مالک معلوم باشد، ملک امام علیه السّلام است و تملّک آن از راه احیا با حصول شرایط آن جایز است. و احیاکننده آن بنابر اقوی مالک آن میشود چه در دارالاسلام باشد یا در دار الکفر و چه در زمین خراج باشد؛ مانند زمین عراق یا در غیر آن و چه احیاکننده آن مسلمان باشد یا کافر.» ۲.۱.
۱ - اقسام زمین موات عارضی زمین موات عارضی، که مسبوق به ملک و احیا بوده است درصورتیکه مالک شناختهشدهای نداشته باشد بر دو قسم م. ب.: اول: زمینی که اهل آن هلاک شده باشند و به سبب گذشت زمان و مرور ایام بدون مالک شده باشد و این مانند زمینهای ویران و قراء و بلاد مخروبه و قناتهای از بین رفتهای است که مربوط به اقوام گذشته بوده که نام و نشانی از آنها باقی نمانده، یا به اقوام و افرادی نسبت داده میشود که فقط نام آنها شناخته شده است. دوم: زمینی که چنین نباشد و طوری نباشد که بدون مالک شمرده شود، بلکه مربوط به مالکی است که وجود دارد، ولی شخص آن شناخته شده نمیباشد و به این زمین «مجهولالمالک» گفته میشود. اما قسم اول، در اینکه از انفال است و اینکه احیای آن جایز م. ب. و احیاکننده مالک آن است، مانند زمین موات اصلی است؛ پس احیای زمینهای ویرانی که آثار نهرها و جویها و مرزها در آنها باقی است و لایروبی قناتها و چاههای پر شده و تعمیر قریههای مخروب و شهرهای قدیمی که بدون مالک باقی ماندهاند، جایز م. ب. و با آنها معامله مجهولالمالک نمیشود و به اذن حاکم شرع و یا خریدن از او نیازی نیست، بلکه محیی و تعمیرکننده، با احیا و تعمیرشان مالک آن میشوند. و احتیاط (مستحب) آن است که (در صدقه دادن) از حاکم شرع طلب اذن نماید. البته اگر معلوم باشد که مالکش از آن اعراض کرده یا اهل آن از آنجا کوچ کردهاند و آن را برای قوم دیگری گذاشتهاند، بدون اشکال احیا و تملکش جایز م. ب.. ۲.
۲ - احکام زمین آباد مملوک به قهر و غلبه زمین آبادی که به قهر و غلبه فتح شده، ملک همه مسلمانان است و تملّک آن با احیا جایز نیست. ۲.
۳ - احکام زمین موات معلوم المالک زمین مواتی که مالک مشخص دارد، اگر به ارث یا هبه و مانند آن به ملکیّت وی درآمده است، تملّک آن به احیا جایز نیست، و اگر به احیا تملّک کرده است، در این که در ملک احیا کننده نخست باقی میماند یا به ملکیّت احیا کننده دوم در میآید، اختلاف است. در صورت اول (تملّک ب. غ. احیا) و نیز دوم (تملّک به احیا) بنا بر قول به خارج نشدن زمین از ملک احیا کننده نخست در این که برای دیگری احیای زمین بدون اذن مالک جایز است و به احیا حق اولویّت پیدا میکند و باید اجرت زمین را به مالک اول یا وارث او بپردازد یا آن که برای احیا، اذن مالک اول واجب است و در صورت خودداری وی، از حاکم شرع اذن بگیرد، و در صورت عدم امکان، جایز است زمین را احیا کند و اجرت زمین را به مالکش بپردازد، اختلاف است. همچنین زمین مواتی که مالک آن ناشناخته است، بر بودن آن در ملک امام علیه السّلام، ادّعای اجماع شده است در نتیجه احیا کننده آن با احیا مالک میشود.
منبع: مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، ج۲۳، ص۲۱۰-۲۱۳ · جواهر الکلام، ج۳۸، ص۹-۱۱ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۱۰، کتاب احیاء الموات و المشترکات، القول فی احیاء الموات، مسالة۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۱۱، کتاب احیاء الموات و المشترکات، القول فی احیاء الموات، مسالة۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۷ · جواهر الکلام، ج۳۸، ص۲۰ ۲۵ · مستمسک العروة، ج۹، ص۵۹۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
