دکترین
اختیارات پیامبران: قضاوت و داوری
گاه مردم نیاز دارند که در مواقع بروز اختلاف و مشاجره، مرجعی از طریق تطبیق قوانین کلی الهی بر مورد اختلاف، به آن فیصله بخشد و حکم قطعی صادر کند. به عبارت دیگر، آشنایی با احکام و قوانین کلی، مردم را از داوری که بتواند آن احکام را بر مصادیق خاص خود تطبیق کند، بینیاز نمیکند. در اینجاست که مردم به قاضی احتیاج پیدا میکنند. قاضی به حکم کلی آگاه است و بر اساس ادله، امارات و شواهد معتبر مصداق آن را تشخیص میدهد. البته موقعیت قاضی باید به گونهای باشد که طرفین نزاع ، به حکم او تن دهند و مطابق رای او عمل کنند تا مشاجره و اختلاف خاتمه یابد. این چیزی است که در همه جوامع بشری وجود داشته است و در آینده نیز، مورد نیاز خواهد بود. خداوند متعال ، از باب لطف بر بندگان، به پیامبران خویش مقام قضاوت داده است. حال آیا همه پیامبران دارای این مقام بودهاند؟ بر این مسئله آیه صریحی نداریم. و تنها ممکن است بر اساس اطلاق برخی آیات، همچون آیه زیر، عمومیت این مقام را نسبت به همه انبیا ثابت کرد: «من یطع الرسول فقد اطاع الله... ؛ هر کس از پیامبر فرمان برد، در حقیقت، خدا را فرمان برده...» ۸.
۱ - اعطای مقام قضاوت به پیامبران خاص از اطلاق چنین آیاتی که بگذریم، دلیل صریحی بر اینکه همه انبیا دارای مقام حکم و قضاوت بودهاند، در دست نیست. در برخی آیات، سخن از اعطای این مقام به پیامبران خاصی است؛ برای مثال در مورد داوود آمده است که: «یا داود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق... ؛ ای داود، ما تو را در زمین خلیفه (و جانشین) گردانیدیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن، و زنهار از هوس پیروی مکن...» از همین آیه میتوان استفاده کرد که مقام حکم و قضاوت از لوازم نبوت نیست؛ پس، قضاوت منصبی است که به صورت جداگانه برای پیامبران جعل شده است و قدر مسلم، برخی پیامبران دارای این مقام بودهاند.
منبع: نساء/سوره۴، آیه۸۰ · ص/سوره۳۸، آیه۲۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
