دکترین
ادعای نفی ولد را تا زمانی که اعتراف بدان نشده است
ادعای نفی ولد را تا زمانی که اعتراف بدان نشده است. پذیرفته می دانند. در این که سکوت به تنهایی وسیله بیان اراده نیست و تنها به یاری قراین و اوضاع و احوالی که همراه آن است میتواند قصد واقعی ساکت را نشان دهد، تردیدی وجود ندارد. ولی آنچه قابل تأمل به نظر می رسد این است که آیا اعتراض نکردن شوهری که زن خود را در حال به دنیا آوردن فرزندی می بیند قرینه بر این نیست که طفل را از آن خود می داند و در نسب او تردید ندارد؟ آیا شوهری متعارف در چنین وضعی زبان به ملامت و اعتراض می گشاید یا سکوت میکند؟ مگر حکم به اقرار ضمنی جز به دلیل این است که عرف رفتار شوهر را حاکی از اعتراف به رابطه پدر و فرزندی می بیند پس چرا داوری عرف را در مورد سکوت نباید پذیرفت؟
بیگمان، اگر شوهر بتواند عذر معقولی را برای سکوت خود اثبات کند (مانند بیم از خانواده زن و احتمال خونریزی قرینه ای که به سکوت معنی اقرار را می دهد درهم می ریزد. ولی هرگاه چنین وضع نامتعارفی اثبات نشود آیا باز هم می توان سکوت را اعم از اقرار شمرد؟
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
