دکترین
اراضی موات (فقه): اخبار مالکیت
۱. زمین احیا شده ملک احیاگر است. در اینباره سه دسته اخبار وجود دارد: ۴.
۱ - اختصاص به مسلمانان دسته اول اخباری هستند که به صراحت بر اختصاص چنین زمینی به مسلمانان دلالت دارند و ملکیت آن به گونه مطلق آمده؛ زیرا پیشتر بیان داشتیم که «لام» برای اختصاص است و مقتضای اختصاص که به گونه اطلاق آمده باشد، مالکیت است. این اخبار عبارتاند از: ۴.۱.
۱ - اخبار محمد بن مسلم الف) محمد بن مسلم در خبر صحیح نقل میکند: سألته عن الشراء من أرض الیهود والنصاری، قال: لیس به بأس... وأیمّا قوم أحیوا شیئاً من الأرض أو عملوه فهم أحق بها وهی لهم. « مضمر » بودن حدیث ایرادی ندارد؛ زیرا امثال محمد بن مسلم فقط از امام روایت میکنند. این روایت با اطلاقی که دارد، بر مالکیت دلالت میکند و « شراء » (خرید و فروش) ذکر شده در حدیث، آن را به نصّی دال بر مالکیت تبدیل نمیکند؛ زیرا در بحث بیع گفتیم که مالکیت در آن شرط نیست، بلکه « حق » داشتن کفایت میکند.
ب) خبر دیگر محمد بن مسلم: أیّما قوم أحیوا شیئاً من الأرض وعمّروها فهم أحق بها وهی لهم.
ج) صحیح محمد بن مسلم از امام باقر (ع): قال رسول الله: من أحیی أرضاً مواتاً فهی له. ۴.۱.
۲ - خبر سکونی من غرس شجراً أو حَفَر وادیاً بَدیّاً لم یسبقه إلیه أحد و أحیی أرضاً میتة فهی له قضاء من الله و رسوله. صحیح محمد بن مسلم (أیّما قوم أحیوا شیئاً من الارض أو عمرّوها فهم أحق بها) بر مطلق اختصاص دلالت دارد، نه مالکیت. این حدیث را جدا نکردیم؛ زیرا نکتهای افزون بر آنچه بحث شد ندارد. ۴.
۲ - صریح بر مالکیت دسته دوم اخباری هستند که به صراحت و به سبب احیا بر مالکیت مسلمانان دلالت دارد. این روایات از این قرارند: ۴.۲.
۱ - روایت سلیمان بن خالد سألت أباعبدالله عن الرجل یأتی الأرض الخربة فیستخرجها و یجری أنهارها و یعمرها و یزرعها ماذا علیه؟ قال: علیه الصدقة. این حدیث مانند روایات صریح است؛ زیرا فقط صدقه را واجب دانسته و صدقه، زکات غلاتی است که کاشته و زکات دارد. روایت میگوید بر احیاگر چیزی جز صدقه واجب نیست؛ یعنی لازم نیست اجرت زمین را بپردازد. بنابر دسته سوم احادیث ، اینان مالک زمین نمیشوند، بلکه زمین ملک امام است و باید اجرت زمین را بپردازند. منظور این نیست که حدیث به سبب مفهوم حصر ، بر نفی وجوب پرداخت هر وجه دیگری دلالت دارد، بلکه دلالت حدیث بر این مطلب، اقوی از مفهوم حصر است؛ زیرا امام (ع) در مقام بیان وجوب زکات نبوده و زکات مختص غلاتی که در زمینِ احیا شده کاشته شده، نیست. چنانکه پرسش سؤال کننده در اینباره نبود، پس فرمایش امام (علیه الصدقة)، میفهماند که چیزی جز صدقه بر احیاگر واجب نیست. ۴.۲.
۲ - صحیح معاویة بن وهب سمعت اباعبدالله یقول: أیما رجل أتی خربة بائرة فاستخرجها و کری أنهارها و عمّرها فإنّ علیه فیها الصدقة. ۴.۲.
۳ - حدیث عبدالله بن سنان سئل و أنا حاضر عن رجل احیا أرضاً مواتاً فکری فیها نهراً و بنی فیها بیوتاً و غرس نخلاً و شجراً، فقال: هی له و له أجر بیوتها و علیه فیها العشر فیما سقت السماء أو سیل وادی أو عین و علیه فیما سقت الدوالی و الغرب نصف العشر. بنابر این دسته دوم روایات مانند دسته اول دلالت دارد بر اینکه مسلمانان با احیای زمین مالک آن میشوند، اما دلالت دسته اول به اطلاق است، ولی دسته دوم به صراحت مالکیت را میفهماند. این قسمت از فرمایش امام «أرضاً مواتاً ترکها أهلها؛ نیز این قسمت از فرمایش امام «کان امیرالمؤمنین (ع) یقول» شاید اشاره به مطلبی است که در صحیح کابلی آمده است؛ در آنجا میفرماید: «وجدنا فی کتاب علی (ع)... ». معنای این قسمت از فرموده امام: «من المؤمنین؛ احیاگر باید جزء مؤمنان باشد»، این است که احیاگر مسلمان باشد؛ زیرا در بسیاری از اوقات به مسلمانانْ اطلاق مؤمنان میشود، چنانکه چنین اطلاقی را درباره امامیه شاهد هستیم. ۴.
۴ - بررسی اخبار بنابر این دسته سوم روایات ، با دسته اول و دوم معارض است، اما روایات دسته سوم به قدری ضعیفاند که قدرت تعارض ندارند؛ زیرا دسته سوم روایات، نتیجه و حاصلی در بر ندارند؛ زیرا اگر مقصود از پرداخت اجرت به امام زمان (ع)، صلح و عدم ظهور دولت حق است، این مطلب (که در زمان صلح به امام اجرت نمیپرداختند) با مسلّمات و سیره قطعی منافی است؛ اما اگر مقصود، پرداخت پس از قیام حجت (ع) است، باید گفت که حدیث مربوط به حکم زمانی بسیار دور از زمان کنونی است و حکم این زمان را، به رغم آنکه برای عمل بدان نیازمندیم، وانهاده است!. در هر دو صورت، چنین معناهایی بر خلاف معنای صریح هر دو حدیث صحیح است. اما سیره قطعی که نام برده شد، وجود ندارد؛ البته نه بدان معنا که کاملاً معاف بودند، (بلکه امام معاف کرده و بخشیده بود). ادعای اعراض اصحاب از حدیث هم نتیجهای را در بر ندارد؛ زیرا در علم اصول ثابت کردیم که اعراض اصحاب، به اعتبار حدیث ضرری نمیزند. شهید صدر در برخی مباحث فقهی، قاعده وهن را به کار گرفته است ). وانگهی ثابت نشده که همه اصحاب اعراض کردهاند، بلکه متأخران به صراحت از مالکیت زمین نام بردهاند، و فقهای متقدّم نیز تا زمان حاضر، اعتقاد دارند که واجب نیست شیعه امامیه اجرت زمین را به امام بپردازد، که گفتیم احتمالاً به دلیل اخبار «تحلیل» باشد.
منبع: وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۱، ص۴۱۱، ح۱ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۱، ص۴۱۲، ح۴ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۱، ص۴۱۲، ح۵ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۲، ص۴۱۳، ح۱ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۱، ص۴۱۲، ح۳ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۱، ص۴۱۱، ح۲ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، ص۴۱۵ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۳، ص۴۱۴، ح۱ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۱، ص۴۱۳۴۱۲، ح۸ · وسائل الشیعة، ج۲۵، کتاب احیاء موات، باب ۳، ص۴۱۵۴۱۴، ح۲ · وسائل الشیعة، ج۹، کتاب خمس، ابواب انفال، باب ۴، ص۵۴۹، ح۱۳ · جواهر الکلام، ج۳۸، ص۲۳ · بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص۴۲۶ · مباحث الاصول، ج۲، ص۵۸۵ · مباحث الاصول، ج۲، ص۸۸ · بحوث فی شرح العروة الوثقی، ج۳، ص۳۴۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
