دکترین
ارتباط اخلاق و فرهنگ: تاثیر و نقش فرهنگ در اخلاق
تا این جا معلوم شد که اخلاق تاثیر مستقیم در تشکیل فرهنگ مذهبی دارد. امّا آیا عکس این ادعا نیز قابل اثبات است؟ یعنی هر گاه فرهنگی در جامعه شکل گرفت میتوان گفت که مردم متاثر از آن شده و خلق و خوی خود را تغییر دهند؟ وجود این مطلب تا اندازهای قابل لمس و اثبات است. هر گاه قومی با یک سری آداب و رسوم زندگی کنند، کمکم این شیوه در افراد منجر به بروز رفتارهایی ثابت شده که اصطلاحا آن را خلق گویند. خُلق خرافه پرستی در پارهای از موارد ناشی از بروز آدابی است که منشا و اساس درستی ندارد.
نمونههائی که میتوان به آن اشاره کرد نحسی عدد سیزده، ارتباط نزاع با بازی با قیچی و بهم زدن آن بدون دلیل، ارتباط خبر ناگوار با غارغار کلاغ در بام منزل، آمدن بلا پس از عطسه ، طلسم و بخت بستن ، ارتباط آمدن میهمان و افتادن لقمه از دست، ارتباط دل شوره با پاشیدن نمک در کفش و... همگی در برخی افراد جنبه خلق و خوی شده است. گرچه تمام اینها و مشابه آن، هیچ پایه و اساس عقلی ندارد و صرفا خیال پردازی برخی کوته نظران است اما همین خرافهها برای برخی سمبل و نماد پای بندی و احترام و التزام به پایه گذاران آن شده است.
این مساله تا حدی پیش رفته است که در پارهای موارد بخشی از شخصیت یک نفر را شکل میدهد و تعامل با آن شخص به معنای پذیرش این خلقیات است.و بدون این خلقیات، تعامل و ارتباطی صورت نمیپذیرد. غیر از محیط زندگی، محیطهای دیگری چون محیط کار، محیط تحصیل، محیط تفریح ، محیط مذهبی و....دارای فرهنگهای مختلفی است در برخی از مشاغل، محیط کار به گونهای است که از انسان فردی پرخاشگر و بدگفتار میسازد و در محیط مقابل آن فردی آرام و صبور. بنابراین فرهنگ مشاغل میتواند سازنده اخلاقی فردی با آن آداب و رسوم باشد. در محیط نظامی و سربازی، نظم و انضباط اساس فرهنگ چنین محیطی است. کسی که مدتی در این محیط زندگی کند، کم کم خلق و خوی نظم را پیدا میکند. پس محیط خاص با فرهنگ خاص میتواند اخلاق خاصی تولید کند.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
