دکترین
اساطیر: نخستین کاربرد
نکته مهمتر اینکه ب. ت. ب. ریشه لغوی اساطیر و تفسیر اغلب مفسران، اسطوره که نخستین بار در سال ۱۸۹۴م. بهوسیله خوری میخائیل غبرائیل ([[ لبنانی]]) در معنای mythe بهکار رفته ، ترجمه دقیق و درستی از آن نیست ؛ برای همین، اسطوره پژوهان معاصر عربی با تأکید بر این مهم به جای اسطوره و اسطورهشناسی از واژه «میث» و «میثولوجیا» استفاده میکنند ؛ چنانکه ترجمه اسطوره و همچنین mytheبهمعنای دقیق آن دو به افسانه، داستان خیالی و خرافی و خرافات نیز ب.
ت. ب. تفاوتهای معنایی و ماهوی بین آنها، با نقدهای متعددی روبهرو است. مفاهیم یادشده بیشتر تعابیری عامیانه از آن دو است براساس گزارش همه مفسران، نسبت دادن اساطیر به قرآن، در آغاز بهوسیله نَضْر بن حارِث و به دنبال او از سوی دیگر مشرکان مطرح گردید. او را از زنادقه قریش (مانویان که بیشتر مخالفان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در مکّه از میان آنان معرفی شدهاند) دانستهاند که همراه شماری از بازرگانان قریش ، در جریان سفرهای تجاری به عراق (بخشی از ایران آن روز) در شهر حیره و بهوسیله مبلّغان مانوی به آیین آنهاگرویده است.
وی از یک سو با مطالعه کتابهای ایرانیان، ازجمله با سرگذشت پادشاهان ایران و داستانهای رستم و اسفندیار و کلیله و دمنه آشنا و از سوی دیگر از راه معاشرت با یهود و نصارا نسبت به سخنان مسجّع کاهنان و تلاوت انجیل و عبادت نصرانیان آگاه بود؛ ازاینرو هنگامی که آیات قرآن را شنید و رکوع و سجود پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را دید، گفت:این سخنان را شنیدهایم و اگر بخواهیم میتوانیم همانند آن را بگوییم. او را داستان سرای قریش دانستهاند که از سرگذشت اقوام و ملل گوناگون گذشته برای آنان حکایت میکرده است بنا بر گزارش مفسران، هنگامی که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) برای هدایت مردمان از خدا و سرنوشت اقوام گذشته و گرفتار شدن آنان به عذاب الهی سخن میگفت، پس از رفتن آن حضرت، نضربن حارث بر جای او نشسته، و میگفت:ای جماعت قریش!
به خدا من خوش سخنتر از او هستم. بیایید تا سخنانی زیباتر از سخنان او به شما بگویم؛ و آنگاه پس از حکایت سرگذشت پادشاهان ایران و رستم و اسفندیار میگفت:با اینکه محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) خوش سخنتر از من نیست، من ادعای نبوت نمیکنم مستند شود. او گفت:سوگند به کسی که آن (کعبه) را خانه خود قرار داد، نمیدانم چه میگوید! من فقط حرکت لبهایش را میبینم. چیزی جز اساطیر الاولین نمیگوید؛ همانند سخنانی که من از اعصار و قرون گذشته برای شما میگفتم.
منبع: دائرةالمعارف، ج۱۳ · اسطوره، ص۲ · الاساطیر، ص۲۱۲۲ · اساطیر یونان و روم، ص۱۸ · تجربه دینی، ص۹۱ · جامعالبیان، مج۱۰، ج۱۸، ص۲۴۱ · المنمق، ص۳۸۸-۳۸۹ · الجواهر، ج۵، ص۵۳ · جامع البیان، مج۶، ج۹، ص۳۰۵ · جامعالبیان، مج۱۰، ج۱۸، ص۲۴۱-۲۴۲ · جوامعالجامع، ج۱، ص۳۷۲
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
