دکترین
اصحاب اجماع: مفاد جمله تصحیح ما یصحّ عنهم
نکته مهم دیگر در رابطه با اصحاب اجماع، مفاد جمله «تصحیح ما یصحّ عنهم» است که در کلمات فقیهان بر آن ادّعای اجماع شده است. در این که مراد از لفظ «ما» در عبارت «ما یصحّ» خود نقل و روایت کردن است یا حدیثی است که روایت میکنند (مروی)، اختلاف است. در صورت نخست، خود نقل و حکایت آنان محکوم به صحت است. در صورت دوم، خود حدیث محکوم به صحّت است که نتیجه آن قطعیت صدور حدیث از معصوم علیه السّلام است. بنا بر معنای دوم نیز در این که مراد، صحّت حدیث آنان به جهت وجود قرائن و شواهد است- هر چند اصحاب اجماع، حدیث را به صورت مرسل یا از فرد ناشناخته یا ضعیف نقل کرده باشند- یا مقصود، صحّت حدیث به جهت وثاقت کسانی است که اصحاب اجماع از آنان نقل حدیث کردهاند، اختلاف است.
بنابر احتمال دوم، مفاد جمله یاد شده علاوه بر صحّت حدیث اصحاب اجماع به دلالت مطابقی ، به دلالت التزامی و ثاقت راویانی است که اصحاب اجماع از آنان نقل حدیث کردهاند. بر این اساس، بسیاری از راویان ناشناخته یا ضعیف، در شمار افراد ثقه قرار میگیرند و احادیث زیادی به صحّت متّصف میشوند. ۱۱.
۱ - بررسی احتمال اول مقصود صحیح شمردن نقل و حکایت آنان است؛ یعنی اصحاب اجماع را در تمام روایاتی که از ائمه (علیهالسّلام) نقل کردهاند؛ تصدیق کنیم. به عبارت روشنتر آنان را ثقه بدانیم. در این صورت اصحاب اجماع جزء توثیقات عام خواهد شد. شماری از عالمان بر این رای هستند. طبق این مفهوم خود اصحاب اجماع جزء ثقات خواهند بود، نه آن که هر روایاتی که نقل کرده باشند، حتی اگر مرسل یا ضعیف باشد، صحیح تلقی گردد. که ظاهر واژة تصدیق همان توثیق است. بنابراین اگر یکی از اصحاب اجماع بگوید: فلانی برای من نقل کرد، اجماع بر صدق ادعای او (بر نقل فلان شخص) منعقد شده است، اما اگر مروری عنه ضعیف، یا ناشناس باشد این اجماع فایدهای به حالش ندارد». یعنی آنان در اخبار و روایاتشان متهم به کذب نیستند». ۱۱.
۲ - بررسی احتمال دوم مقصود صحیح شمردن مرویات آنان است؛ هم چون عدالت و ایمان راوی باشد. در این صورت مرتبهای فراتر از توثیق برای اصحاب اجماع ثابت میگردد؛ زیرا مفهوم این مدعا آن است که نه تنها اصحاب اجماع خود ثقه و عادلاند، بلکه در چنان مرتبه بلندی از وثاقت قراردارند که جز روایات صادر شده از ائمه (علیهالسّلام ) را نقل نمیکنند. شماری از عالمان شیعی نیز بر این رای هستند. حتی اگر از راویانی که معروف به فسق ، یا وضع اند؛ اگرچه روایتشان همراه با ارسال، رفع، یا نقل شده از کسانی باشد که آنان نامشان را بردهاند، هر چند برای ما هویتشان روشن نباشد، یا کسانی باشند که دارای فساد عقیده و دچار انحراف مذهبی باشند». ۱۱.
۳ - دیدگاه اصح به نظر میرسد که دیدگاه دوم به صحت نزدیکتر است؛ زیرا از بسیاری از راویان هستند که در مراتبی بس پایین تر از اصحاب اجماع قرار داشته و در تمام منابع رجالی به یکصدا از وثاقت آنان سخن به میان آمده است. ! آیا در روایات عقاید و اخلاق بر اساس موافقت روایات با قرآن نمیتوان به صحت آنها حکم کرد؟! باری ممکن است کسی در مطابقت این ادعا با واقعیت تشکیک کند، که آن سخن دیگری است. از سوی دیگر گذشته از میزان صحت مدعا آنچه مورد اتفاق مدافعان هر دو تفسیر است، ثقه بودن اصحاب اجماع است؛ زیرا طبق تفسیر نخست ثقه بودن آنان بالمطابقه ثابت میشود. و لازمه تفسیر دوم، ثقه بودن آنان است؛ از این رو اصحاب اجماع را میتوان از نمونه روشن توثیقات عام برشمرد.
منبع: خاتمة مستدرک الوسائل، ج۷، ص۲۲_۳۷ · مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۴۰۰ · وافی، ج۱، ص۲۷ · مستدرک الوسائل، ج۲، ص۷۶۰ · معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۶۱ · کلیات فی علم الرجال، ص۱۸۶ · کلیات فی علم الرجال، ص۱۸۸ ۱۸۶ · معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۹ · مستدرک الوسائل، ج۳، ص۷۶۲ · الرواشح السماویه، ص۴۱ · مستدرک الوسائل، ج۱، ص۶۰ · اصول الحدیث و احکامه، ص۶۱ · معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۶۲ ۶۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
