دکترین
اصطلاحات تجوید: اشمام
به معنی بویانیدن است و در اصطلاح تجوید اشارهکردن به حرکت حرف آخر کلمه با لبها بدون صوت است. این عمل به صورت غنچهکردن دو لب ایجاد میشود. بنابراین اشمام همان وقف به اسکان است، با این تفاوت که بعد از وقف، لبها منضم و غنچه میشود. به عبارت دیگر پس از وقف به اسکان بدون آنکه در تلفظ اثری از حرکت حرف آخر ظاهر گردد، بلافاصله لبها به یکدیگر منضم شده، و اشاره به حرکت موقوف علیها میشود. اشمام از اقسام وقف بوده، و شیوه قاریان کوفه است.
فایده وقف اشمام را این گفتهاند که، بیننده و اشخاصی که قدرت شنوایی ندارند میتوانند کلمه موقوف علیها را در اثر اشاره لبهای قاری تشخیص دهند، بنابراین اشمام با چشم درک میشود ولی با گوش شنیده نمیشود. اشمام فقط در ضمه و رفع (کلمه مرفوع) جایز است مانند: فیکون ـ رحیم در مواردی که «روم» و «اشمام» جایز است، اسکان نیز جایز است مانند: الحکیم ـ متین، ولی عکس آن جایز نیست یعنی هر جا که اسکان جایز است روم و اشمام جایز نیست مانند کلمات مفتوح و منصوب و کلماتی که آخر آنها مجزوم باشد مثل: لا ریب ـ رحیما ـ لم یلد ـ لم یولد. روم و اشمام در سه مورد زیر جایز نیست.
۱. در تاء تانیث، که علامت مؤنث بودن کلمه است زیرا طبق قاعده ابدال به هاء (ه) وقف میشود مانند الجنه.
۲. در میم جمع، زیرا میم جمع مبنی بر سکون است و حرکتی ندارد که شنونده یا بیننده هنگام وقف آنرا تشخیص دهد مانند: انهم ـ ربکم ـ بهم ـ جائکم ـ ابصارهم
۳. در حرکت عارضی جایز نیست زیرا در حال وقف، ساکن هستند مانند: قل ادعوا ـ قم اللیل ـ فتمنوا الموت، که کسره لام (قل) و میم (قم) و ضمه واو (فتمنوا) برای رفع التقاء دو ساکن بوده و عارضی است. و نیز در لا تامنا نون مشدد به اشمام خوانده میشود چون در اصل لاتامننا بوده است.
منبع: جمعه/سوره۶۲، آیه۶ · یوسف/سوره۱۲، آیه۱۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
