دکترین
اصل علیت: مفاد اصل علّیت
اصل علّیت عبارت است از قضیّهای که دلالت بر نیازمندی معلول به علّت دارد و لازمهاش این است که معلول بدون علّت، تحقق نیابد. ۳.
۱ - در قالب قضیه حقیقیه این مطلب را میتوان در قالب «قضیّه حقیقیّه» به این شکل بیان کرد: «هر معلولی محتاج به علّت است» و مفاد آن این است که هرگاه معلولی در خارج، تحقّق یابد نیازمند به علّت خواهد بود و هیچ موجودی نیست که وصف معلولیّت را داشته باشد و بدون علّت بوجود آمده باشد. پس وجود معلول، کاشف از این است که علّتی آن را بوجود آورده است. ۳.
۲ - تحلیلی بودن قضیه این قضیّه، از قضایای تحلیلی است و مفهوم محمول آن از مفهوم موضوعش بدست میآید زیرا مفهوم «معلول» عبارت است از موجودی که وجود آن، متوقّف بر موجود دیگر و نیازمند به آن باشد. پس مفهوم موضوع (معلول) مشتمل بر معنای احتیاج و توقّف و نیاز به علّت است که محمول قضیّه مزبور را تشکیل میدهد. و از اینروی از بدیهیّات اوّلیه و بینیاز از هر گونه دلیل و برهانی است و صِرف تصوّر موضوع و محمول، برای تصدیق به آن، کفایت میکند. ۳.
۳ - در حکم شرطیه بودن قضیه اما این قضیّه، دلالتی بر وجود معلول در خارج ندارد و به استناد آن نمیتوان اثبات کرد که در جهان هستی موجود نیازمند به علّت، وجود دارد. زیرا قضیّه حقیقیّه در حکم قضیّه شرطیّه است و بخودی خود نمیتواند وجود موضوعش را در خارج، اثبات کند و بیش از این دلالتی ندارد که اگر موجودی به وصف معلولیّت، تحقّق یافت ناچار علّتی خواهد داشت. ۳.
۴ - شکل صحیح بیان قضیه این اصل را میتوان بصورت دیگری بیان کرد که دلالت بر وجود مصادیق موضوع در خارج داشته باشد مانند این شکل: «معلولهایی که در خارج وجود دارند نیازمند به علّت میباشند». این قضیّه را نیز میتوان از قضایای بدیهی دانست زیرا منحلّ به دو قضیّه میشود که یکی همان قضیّه سابق و از بدیهیات اولیّه است و دیگری قضیّهای که دلالت بر وجود معلولاتی در خارج دارد و آن هم با علم حضوری به معلولات درونی بدست میآید یعنی از قضایای وجدانی و بدیهی م. ب.. ۳.
۵ - کامل نبودن قضیه ولی این قضیّه هم نمیتواند مصادیق معلول را تعیین کند و همین اندازه دلالت دارد که موجوداتی در خارج هستند که دارای عنوان «معلول» بوده نیازمند به علّت میباشند. امّا کدامیک از موجودات خارجی دارای چنین عنوان و حکمی هستند، از خود این قضیّه بدست نمیآید. ۳.
۶ - شناخت مصادیق علت و معلول به هر حال، شناختن مصادیق علّت و معلول جز آنچه با علم حضوری ، درک میشود بدیهی نیست و احتیاج به برهان دارد و نخست باید اوصاف علّت و معلول را تعیین کرد و با تطبیق آنها بر موجودات خارجی، مصادیق علت و معلول را در میان آنها تشخیص داد. ۳.
۷ - برداشت ناصواب فلاسفه غرب بعضی از فلاسفه غربی که مفاد اصل علّیت را درست در نیافتهاند پنداشتهاند که مفاد آن این است که: هر موجودی نیازمند به علّت است. و از اینروی به گمان خودشان در برهانی که بر اساس اصل علّیت برای اثبات وجود خدای متعال، اقامه شده مناقشه کردهاند که طبق اصل مزبور خدا هم باید آفرینندهای داشته باشد! غافل از اینکه موضوع اصل علّیت «موجود» بطور مطلق نیست بلکه «موجود معلول» است و چون خدای متعال، معلول نیست نیازی هم به علّت و آفریننده نخواهد داشت.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
