دکترین
اصلاح: معنای لغوی اصلاح
اصلاح مصدر باب افعال از ریشه «صـلـح» و نقطه مقابل افساد است و در منابع واژهنگاری فارسی و عربی به معنای بهصلاح آوردن، بهبودی بخشیدن، تعمیر کردن، آشتی دادن، نیکویی کردن و آراستن و ساماندادن آمده است. معنای مشترک در همه مشتقات این واژه، سلامت از فساد است که شامل سلامت در ذات ، نظر و عمل میگردد. اصلاح گاه به اقامه و برپاداشتن چیزی پس از فساد و خرابی و گاه به بازگشت به حالت اعتدال حاصل میشود. واژه انگلیسی reform بیشتر با رویکرد اجتماعی و سیاسی به معنای درست کردن، آشتی، تعمیر و... بهکارمیرود.
منبع: الصحاح، ج۱، ص۳۸۴، «صلح» · لغتنامه، ج۲، ص۲۳۹۱ · لسانالعرب، ج۲، ص۵۱۶ · ترتیب العین، ص۴۵۴، «صلح» · لسانالعرب، ج۲، ص۵۱۷ · لسانالعرب، ج۲، ص۵۱۷ · مفردات، ص۳۷۹، «فسد» · فرهنگ معاصر، ص۳۷۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
