دکترین
اضمار (نحو): نظر سیبویه
وی نامی که برای آن به کار میبرد، همانا «علامة الاضمار» است. اما، «علامة المضمر» و «مضمر» به تنهایی نیز گاه به چشم میخورد.
۳) در اواسط قرن ۴ق، سیرافی در شرح الکتاب، اضمار (به معنی در تقدیر گرفتن) را به ۳ گونه بخش کرده است: اضمار واجب مانند حذف عامل نصب در «ایّاک»، اضماری که با «اظهار» برابر است و اضماری که اصلاً صحیح نیست، اما سخن او بیشتر گرد نوع دوم دور میزند.
۵) در قرن ۷ق کلمه ضمیر جای اصطلاحات دیگر را میگیرد. وی پس از این اشاره، ضمایر متصل و منفصل را برمیشمارد و آنگاه به ضمایری که خود باید «اضمار» شوند (در تقدیر گرفته میشوند) میپردازد و اشاره میکند که ضمیر باید «مفسّری» داشته باشد تا بدان غرض گوینده آشکار گردد. این بحث و نیز مثالهایی که برای اضمار به کار رفته، همان مثالهای سنتی سیبویهای است. سپس در باب «آنچه عاملش اضمار میگردد»، موضوع اشتغال را نیز وارد میکند.
منبع: الکتاب، ج۲، ص۳۵۰-۳۶۰، بهکوشش عبدالسلام محمدهارون، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م · الکتاب، ج۴، ص۱۹۹، بهکوشش عبدالسلام محمدهارون، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م · الکتاب، ج۲، ص۳۵۰، بهکوشش عبدالسلام محمدهارون، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م · تعلیقات بر الکتاب، (نک: هم، ج۱، ص۲۵۳، سیبویه) · الکامل، ج۳، ص۱۲۵۰-۱۲۵۱، به کوشش محمد احمد دالی، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م · تعلیقات بر الکتاب، ج۱، ص۲۵۳ · المفصل فی النحو، ج۱، ص۱۶-۳۴، بهکوشش پ بروخ، لایپزیگ، ۱۹۷۹م · المفصل فی النحو، جم، ج۱، ص۵۱ - ۵۵، بهکوشش پ بروخ، لایپزیگ، ۱۹۷۹م · الفیة، ج۱، ص۵۱، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م · الفیة، ج۱، ص۲۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م · شرح شذور الذهب، ج۱، ص۱۷۴- ۱۷۵، بهکوشش عبدالغنی دقر، ۱۴۰۴ق/ ۱۹۸۴م · شرح شذور الذهب، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۰، بهکوشش عبدالغنی دقر، ۱۴۰۴ق/ ۱۹۸۴م
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
