دکترین
امارت حج: نکته
ب. ت. ب. ماهیت وظایف امیر الحاج و وضعیت سیاسی ـ اجتماعی دورانهای گوناگون، مقام امارت حج از ویژگیهای مختلف برخوردار شد. اما از دوران بنی امیه به بعد، وابستگی امیر الحاج به دربار خلفا و نیز نفوذ و اقتدار سیاسی و نظامی او در تصدی آن، بیشتر حائز اهمیت بود. به تدریج از دوران عباسیان ب. ت. ب. گسترش حجم کاروانهای حج و رواج باج گیری اعراب بدوی در مسیر حج و دیگر راهزنان، همراهی نیروی نظامی برای دفع حملات عشایر عرب و راهزنان، از بایستههای کار امیر الحاج گشت و به همین دلیل، در دورههای پسین، بیشتر امیر الحاجها از کار گزاران نظامی بودند.
منابع تاریخی در زمینه وظیفه امیر حج پیش از اسلام، تصریحی ندارند؛ اما میتوان اجازه و افاضه را به عنوان پیشینه این امارت برشمرد که برخی وظایف امارت حج را همانند کوچ از عرفات بر عهده داشتند. این مناصب عبارت بودند از:
۱. سدانة یا حجابت(کلیددارى کعبه)
۲. سقایت ( تهیه آب گوارا براى حجاج)
۳. رفاده ( فراهم آوردن غذا براى حاجیان، که این سه، با امر حج و کعبه در ارتباط بود)
۴. لواء( در دست داشتن پرچم مخصوص که در جنگ ها بالا برده مى شد) ۶. ۲.
۲ - امارت حج بعد از اسلام از زمان صدر اسلام که پیامبر مکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم مراسم حج را با شکوه و عظمت خاصی انجام داد، حاکمان جامعه؛ دو بار به قصد عمره به سرپرستی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم در سالهای ششم و هفتم ق. ۲.
۳. بر پایه گزارشی، به سال نهم ق. بر پایه روایتهایی دیگر، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم مسؤولیت امارت حج و ابلاغ سوره برائت را به ایشان وا گذار کرد.
۴. به سال دهم ق. شمار حاجیان را در این سفر از ۷۰/۰۰۰ تا ۱۴۰/۰۰۰ و حتی بیشتر یاد کردهاند. گذشته از مباحث کلامی که درباره این ماجرا درگرفته، آنچه به بحث فعلی ما ارتباط دارد آن است که روایاتی که شیعه نقل کرده، دلالت دارد که پیامبر مسؤولیت امارت حج و ابلاغ سوره برائت را به علی علیهالسّلام محول کردند؛ چون این روایات مطلق بوده و مقید به ابلاغ سوره برائت نیست. به علاوه که حضرت کیفیت قضاوت را به علی علیهالسّلام گوشزد کرد، درحالی که مسؤولیت قضاوت در منازعات و مشاجرات حجاج از شؤون امیرالحاج است و ماموریت ابلاغ سوره برائت، ارتباطی با امر قضاوت در موسم حج ندارد.
درحالی که بعضی از روایات که در منابع اهل سنت و مآخذ روایی شیعه وجود دارد، با این سخن ناسازگارند. تنها به نقل دو نمونه از این روایات؛ قال: لا و لکن جبرئیل جاءنی فقال: لا یؤدی عنک الا انت او رجل منک». یکی به عنوان امیرالحاج و دیگری برای ابلاغ سوره برائت و اعلان چهار مطلب اساسی؛ گاه نیز افرادی از سوی آنان به منصب امارت حج برگزیده میشدند. امیران حاج بودند. از عبدالرحمن بن عوف به عنوان امیر الحاج سال ۱۳ق. یاد شده است. در زمان خلافت خلیفه دوم و خلیفه سوم نیز خود خلفا در موسم حج حضور داشتند.در زمانه خلیفه دوم (۱۳-۲۳ق.) ، خود وی همه ساله رهسپار سفر حج میشد و امارت حج را بر عهده داشت.
در زمانه خلیفه سوم (۲۳-۳۵ق.) به سال ۲۴ق. عبدالرحمن بن عوف و در سالهای ۲۵ تا ۳۴ق. خلیفه، خود، امارت حج را بر عهده داشت. از این رو، به سال ۳۶-۳۷ق. ستیز یزید بن شجره رهاوی، امیر الحاج معاویه، به سال ۳۹ق. و قثم بن عباس موجب شد تا به جای آنان، شیبة بن عثمان حجبی، از کلیدداران کعبه، امارت حج را عهده دار شود. ۲.۲.
۴ - امیرالحاج در دوره امویان امارت حج در دوره بنی امیه از سال ۴۰ه.ق تا سال۱۳۲ه.ق را در بر می گیرد. از این سال تا پایان سلطنت امویها، معمولا امارت حج برعهده اعوان و انصار معاویه و افرادی از دودمان بنی امیه بود. بنی امیه در ۹۲ سال حکومت خود، امارت حج را همچون دیگر مسؤولیتهای اجتماعی و سیاسی، بیشتر به خویشاوندان خود که حدود ۵۰ تن بودند، وا گذار کردند. تنها در حدود ۱۰ سال از ۹۰ سال، خلفای اموی، خود، به عنوان امیر الحاج در حج شرکت کردند؛ هر چند در منابع به دلیل این موضوع تصریح نشده است. البته میتوان دلیل آن را کم توجهی آنان به ابعاد معنوی حج دانست.از رویدادهای این دوران میتوان به وجود چهار امیر الحاج به سال ۶۸ق. اشاره کرد که هم زمان در عرفات حضور یافتند. ۲.۲.
۵ - امیرالحاج در دوره عباسیان امارت حج در دوره عباسیان از سال ۱۳۲ه.ق تا سال ۲۴۷ه.ق را شامل می شود ؛ خلفای عباسی در حدود ۱۱۵ سال، امارت حج را همچون دیگر مسؤولیتهای اجتماعی و سیاسی بیشتر به اطرافیان خود وا گذار کردند؛ چنان که حدود ۷۰ تن از خویشانشان این منصب را عهده دار بودند. البته در این دوره، برخی علویان نیز به این مقام دست یافتند. بنا بر گزارشی، در زمانه مامون به سال ۲۰۴-۲۰۶ق. پیش از وی به گزارش مسعودی در ۲۰۲ق. او در زمان خلافت مامون عباسی، مدتی از جانب محمدبن محمدبن زید بن علی که قیام کرده بود، امارت یمن را برعهده داشت.
از برخی گزارشها برمی آید که منصب امیر الحاجی از محبوبیت و اعتبار خاصی در این دوران برخوردار بود؛ مشاهده کرد. بسیار مشهور است. ب. ت. ب. تلاش شهید فخ به سال ۱۶۹ق. برای استفاده از موسم حج جهت قیام بر ضد هادی (۱۶۹-۱۷۰ق.) می توان این تلاشها را سیاستی برای کسب محبوبیت و پیشگیری از این قیام احتمالی دانست. هارون عباسی (۱۷۰-۱۹۳ق.) در خلافت خود، سالی به حج و سالی به جهاد میرفت و در مجموع شش یا نه بار امیر الحاج بود. بر پایه وصیت او که دلیل آن دانسته نیست، هیچ یک از خلفای عباسی پس از وی حج نگزاردند.
در این دوره، امیر الحاج اختیاراتی گسترده پیدا کرد، از جمله آن که در عزل و نصب امیران حرمین شریفین دخالت داشت و امارت همه شهرهای مسیر، به امر خلیفه به او تفویض میشد. و ایتاخ، فرمانده ترک روزگار متوکل، به سال ۲۳۴ق. رخ داد. گاه نیز دو مقام امارت حج و امارت حرمین به یک فرد وا گذار میشد، از جمله هنگام امارت حج داود بن علی عباسی ۲.۲.
۶ - امیرالحاج در دوره فاطمیان امارت حج در سلطه فاطمیان و ایوبیان بر حرمین از سال ۲۴۸ه.ق تا سال ۶۶۶ه.ق است. پس از ضعف سلطه عباسیان بر قلمرو پهناورشان، به تدریج حکومتهای محلی کنار آنان سر بروردند. از این دولتها، طولونیان (۲۵۴-۲۹۲ق.)، اخشیدیان (۳۳۰-۳۵۸ق.) و فاطمیان در مصر ، زنگیان (۵۲۱-۶۶۰ق.) و ایوبیان (۵۶۷-۶۴۸ق.)در شامات و مصر، و دولتهای دیگر در ایران و عراق و مناطق پیرامونی آن مانند آل بویه (۳۲۲-۴۴۷ق.) و سلجوقیان (۴۲۹-۵۵۲ق.) پدید آمدند.
چنان که به سال ۲۵۱ق. به جهت شورش قرمطیان چنین شد. در سالهای ۴۰۷، ۴۱۰-۴۱۱، ۴۱۳، ۴۱۶ و ۴۵۵ق. همچنین به دلیل ناامنی راهها و یورشهای اعرابی که در مسیر حج قرار داشتند، از قلمرو شرق جهان اسلام، حجهای منظم صورت نگرفت. به سال ۵۱۴ق. نیز به جهت منع افضل بن امیر الجیوش، کسی توفیق گزاردن حج را نیافت. اختلافهای مذهبی و درگیریهای برآمده از آن میان فاطمیان و عباسیان، از دیگر عوامل اختلال حج بود. از جمله به سال ۴۰۱ق. ممکن است امارت حج سادات علوی طی ۳۵۰ تا ۴۵۰ق.
برای هماهنگی و درگیری کمتر میان فاطمیان و امیران حج عباسی باشد.فاطمیان به سبب سیاستهایی چون ارسال آذوقه برای حرمین، فرستادن مقرری برای خدام و مجاوران و ارسال جامه کعبه و... گفتنی است که بیشتر امیران حج فاطمی از کار گزاران نظامی بودند. در سده پنجم ق. پس از آل بویه، با قدرت گیری سلجوقیان و زیر سلطه درآوردن برخی خلفای عباسی، امارت حج در اختیار فرماندهان ترک قرار گرفت و از ۴۶۸-۴۷۸ق. در سالهای ۴۸۶-۴۸۸ق. به سبب درگیریهایی که در پی مرگ ملکشاه میان فرزندانش رخ داد و نیز اختلافهایی که میان حاکمان دیگر مناطق پیش آمد، کسی نتوانست حج به جا آورد.
و موج دوم آن از سال ۶۵۴ق. آغاز شد، در سالهای ۶۳۳-۶۳۹ق. کاروان حج از سوی خلافت عباسی از عراق اعزام نشد؛ گرچه در این سالها امیران حج ایوبی، حاکمان مصر و یمن، رهسپار حج شدند. به سال ۶۶۶ق. نخستین بار پس از حمله مغولان به عراق، حاجیان عراقی توانستند حج بگزارند. سپس به سال ۶۶۷ق. با صدور فرمان امارت حج از سوی اباقا خان مغول، امارت حج رسمیت یافت. ۲.۲.
۷ - امیرالحاج در دوره ممالیک امارت حج در سلطه ممالیک از سال ۶۶۶ه.ق تا سال ۹۲۳ه.ق را در بر می گیرد.ممالیک پس از قدرت گیری به سال ۶۶۷ق. چنان که به سال ۶۸۳ق. ممالیک در مدت حکومت طولانیشان حدود ۱۸۰ امیر الحاج تعیین کردند. ۲.۲.
۸ - امیرالحاج در دوره عثمانی امارت حج در دوران عثمانیها بین سالهای ۹۲۳ه.ق تا سال ۱۳۴۳ه.ق را شامل می گردد.عثمانیها نیز به نصب امیر الحاج اهتمام داشتند. آنان معمولا فردی قوی را به این مسؤولیت میگماشتند و همراه او هزاران سرباز در کاروانهای حج حضور مییافتند و در میان راه وظیفه پاسداری از جان و مال مسافران در برابر دستبرد سارقان و راهزنان و گاه تعدی قبایل را بر عهده داشتند. مسؤولیت سنگین امیر الحاج، موجب میشد که گاهی میان کار گزاران عثمانی اختلافهای فراوان تعیین فرد دارای صلاحیت تصدی این منصب درگیرد.
کاروان مصر حامل پرده کعبه؛ و نیز کاروان عراق که کوچکترین کاروان بود. در دهههای پایانی دولت عثمانی، امیر الحاج منصوب دولت عثمانی، رئیس محمل شامی بود. در این عصر، کاروان حاجیان مغرب عربی نیز امیر الحاجی داشت که از نزدیکان پادشاه مغرب بود واز مغرب به سوی تونس و سپس طرابلس حرکت میکرد و در مسیر خود حاجیان این مناطق را گرد میآورد و از کنار ساحل مصر و اسکندریه به قاهره میرسید. همراه این کاروان، گروهی اندک از سربازان حرکت میکردند؛ زیرا حاجیان مغرب معمولا با خود سلاح مناسب حمل میکردند. ۲.۲.
۹ - امیرالحاج در دوره آلسعود در ۱۲۲۲ق. ادامه یافت و در این مدت، خود سعود با مردم حج انجام میداد. اوزون اوغلی امارت حج را بر عهده گرفت. از این پس تا تسلط دیگر بار آل سعود بر حجاز به سال ۱۳۴۳ق. امارت حج در اختیار عثمانیان قرار داشت.عبدالعزیز، بنیان گذار دولت جدید آل سعود، در طول سی سال سلطنت خود، جز شش مرتبه در دیگر سالها خود امارت حج را بر عهده داشت. از آن شش نوبت، دو بار نائب وی در حجاز، فیصل بن عبدالعزیز، و چهار بار دیگر را ولیعهدش امیر سعود بن عبدالعزیز امارت را بر عهده داشتند.
بهره برداری بیشتر از این همایش عظیم دینی و احیای این سنت بزرگ الهی در خطابهها و مراسم دینی؛ گماردن اشخاص متعهد برای اداره کارهای حجاج؛ آشنا کردن حاجیان به وظایف بزرگ خود در مقابله با چپاولگران بین المللی؛ احیای ابعاد سیاسی ـ اجتماعی حج؛ برنامه ریزی و سازما ن دهی حاجیان جهت اعلان برائت از مشرکان ؛ حفظ نظم و آرامش و هماهنگی کامل میان کاروانها؛ ارائه راهنماییهای لازم به حجاج؛ آگاه کردن حاجیان درباره حساسیت وضعیت زمانی و موقعیت خطیر کنونی؛ در میان گذاشتن مسائل و مشکلات اساسی سیاسی و اجتماعی با دیگر مسلمانان و تهیه طرح برای رفع آنها؛ جلوگیری از کارهایی که موجب وهن تشیع میشود؛ پیشگیری از کارهای جاهلانه که موجب تفرقه در صفوف مسلمانان شود؛ آگاه نمودن حاجیان از اوضاع کشورهایی همانند لبنان ، فلسطین و افغانستان ؛ گرد آوردن حاجیان جهان کنار یکدیگر و تبادل دیدگاهها در زمینه مصالح اسلام و مشکلات مسلمانان و بررسی راههای رسیدن به آرمان مقدس اسلام؛ تشکیل مجالس پیش از عزیمت حاجیان از جانب روحانیان و آشنا ساختن آنان با مسائل شرعی و وظایف اجتماعی. ۲۷/۴/۱۳۵۹ش. ۲۰/۳/۱۳۶۰ش. ۱۴/۵/۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ش.
موسوی خویینیها ؛ ۲۸/۴/۱۳۶۴ش. مهدی کروبی. طی حکمی دیگر برای سالهای بعد نیز به این سمت منصوب شد. اما در پی انصراف وی، در ششم اردیبهشت ۱۳۷۰ش. محمد محمدی ری شهری را به این سمت منصوب نمود. وی حدود ۲۰ سال سرپرستی حاجیان ایرانی را بر عهده داشت. پس از او در ۱۳۸۸ش. تعجب از بعضی از نویسندگان اهل سنت است که این واقعه را شاهدی گرفتهاند بر اینکه عامل و کارگزار از شؤون حکومت نبوده، بلکه به مقتضای مصلحت عموم مسلمین عمل میشده است!
با حاکمیت خلفای اموی و عباسی، ائمه اطهار علیهمالسّلام که شایستگی ولایت بر امت را داشتند، به لحاظ عدم بسط ید در امر عزل و نصب امیرالحاج نیز مانند سایر شؤون حکومتی دخالت نداشتند. خلفا از اینکه ائمه به لحاظ شخصیت والای علمی و معنوی مورد توجه مردم بوده و محبتشان در قلوب مردم جای دارد، اندوهگین و نگران بودند. جریان حضور هشام بن عبدالملک در سفر حج معروف است. هنگامی که او پس از طواف ، آهنگ استلام حجرالاسود را نمود، با آنکه پسر عبدالملک حاکم و خلیفه بود، به خاطر ازدحام جمعیت ازاینکه بتواند خ.
ر. ب. حجرالاسود برساند، نا امید شد، لذا با اطرافیانش به کنار مسجد آمده، در گوشهای به انتظار فرصت مناسبی برای استلام حجرالاسود نشست. حضرت تا کنار حجرالاسود جلو گرفت و آن را لمس نمود. هشام که دقایقی پس از ناکامی خود تحمل مشاهده چنین صحنهای را نداشت، از روی تجاهل گفت: این فرد کیست که مردم برای او راه گشودند؟! «امیرالحاج وقتی حرکت آغاز کرد، نباید تا مزدلفه توقف نماید.»اما او به احترام حضرت ایستاد تا ایشان سوار بر مرکب شده و حرکت کردند.
منبع: امارة الحج، سلیمان صالح کمال، ص۶۴ · ج۹، ص۱۶۰ · ج۱۵، ص۱۷۰ · ج۱، ص۹۵ · ج۲، ص۳۹ · دانشنامه جهان اسلام، ج۱۲، ص۵۸۱۳ · اخبار مکه، الازرقی، ص۱۰۷ · تاریخ امراى مکه، ص۵۹-۶۰ · ج۱، ص۴۲۴ · ج۸، ص۱۹۸ · ج۴، ص۳۹۵ · ج۴، ص۶۸ · ج۱، ص۱۸۶ · ج۱، ص۳ · ج۱، ص۲۵۰ · ج۱، ص۲۵۹ · ج۱، ص۲۶۸ · ج۶، ص۳۴۱۳۳۸ · ج۹، ص۱۶۴ · ج۹، ص۱۶۶ · ج۲، ص۷۵ · ج۴، ص۱۲۴ · ج۱۰، ص۱۳۹ · ج۲۱، ص۲۷۵ · ج۹، ص۱۶۸ · ج۴، ص۳۰۲ · ج۴، ص۲۴۹ · ج۳، ص۵۱۲ · ج۴، ص۵۷۶ · ج۵، ص۱۳۲ · ج۲، ص۲۱۳ · ج۴، ص۳۹۸ · ج۵، ص۷۶ · امارة الحج، سلیمان صالح کمال، ص۳۸ · ج۴، ص۳۰۹ · ج۱، ص۳۰۵ · ج۱، ص۱۰۸ـ۳۰۶ · ج۷، ص۴۷۹ · ج۳، ص۴۶۵-۴۶۶ · ج۲، ص۴۰۵ · ج۲، ص۴۳۰ · ج۹، ص۱۵۶ · ج۸، ص۶۲۶ · ج۹، ص۱۱۴ · ج۱۱، ص۲۰۸-۲۰۹ · ج۳، ص۱۴۳۰ · دانشنامه جهان اسلام، ج۱۳، ص۵۸۱۴ · تاریخ سیستان، ملک الشعرای بهار، ص۲۳۴-۲۳۵ · ج۹، ص۳۴۶-۳۴۷ · ج۳، ص۵۲۱-۵۲۲ · ج۳، ص۵۲۲ · حسن الصفا و الابتهاج، احمد الرشیدی، ص۱۱۵ · الانباء، ابن العمرانی، ص۱۸۳ · ج۱۲، ص۱۳۱ · ج۱۲، ص۱۱۳ · ج۳، ص۵۲۳ · ج۳، ص۵۲۶ · ج۳، ص۵۲۷ · ج۳، ص۳۸۹ · شؤون الحرمین الشریفین فی العهد العثمانی، محمد عبداللطیف هریدی، ص۲۲-۲۳ · ج۸، ص۳۳۶ · آثار اسلامی، رسول جعفریان، ص۸۵ · مکه و مدینه از دیدگاه جهانگردان، جعفر الخلیلی، ص۶۱ · عجائب الآثار، ج۳، ص۴۹۴ · ج۳، ص۵۵۸-۵۵۹ · ج۳، ص۵۵۹ · ش۳۷، ص۷۶-۸۴ · ش۳۷، ص۷۶-۸۴، «امرای حج جمهوری اسلامی ایران» · ج۹، ص۱۷۶ · ش۳۷، ص۷۶ · صحیفه حج، ج۱، ص۷۱ · صحیفه حج، ج۱، ص۸۴ · صحیفه حج، ج۱، ص۱۵۶ · صحیفه حج، ج۱، ص۱۸۰ · صحیفه حج، ج۲، ص۵۰-۵۴ · پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ۲۰ دی ۱۳۸۸ · ج۵، ص۱۳۶ · ج۴، ص۳۹۷ · نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی، ظافر القاسمی، ص۵۳۶ · نامه۳۳، ج۱، ص۲۷۶ · نامه۶۷، ج۱، ص۳۱۱ · ج۱۶، ص۱۴۰ · ش۳۰، ص۸۲، «امارت حج و زعامت حجاج» · ج۳، ص۳۰۶ · ج۱۱، ص۳۹۹، ح۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
