دکترین
ایمان: ایمان، تصدیق به قلب و اقرار به زبان
از استدلال خواجه روشن می شود که مراد ایشان از تصدیق معرفت است. ۱۲.
۱ - یقین تنها ایمان نیست یقین تنها ایمان نیست، به دلیل (جحدوا بها واستیقنتها أنفسهم) ۱۲.
۲ - عدم کفایت اقرار به زبان و نیز اقرار به زبان کافی نیست، به دلیل (قالت الأعراب آمنّا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا أسلمنا) شکی نیست که اعراب اقرار زبانی به ایمان کرده بودند با این حال خداوند ایمان را از آنها نفی می کند. ۹.۳.
۱ - نقد دلیل استدلال ایشان در عدم کفایت اقرار درست است، امّا اینکه اقرار هم لازم است دلیل این را ثابت نمی کند، و امّا نفی در آیه اوّل به جهت عدم کفایت یقین نیست بلکه به دلیل ضمیمه شدن انکار به یقین است و نیز آنچه در بیان نظریه اوّل که ایمان عقد القلب مبتنی بر معرفت است، بیان شد این نظریه را رد می کند، و نیز خداوند وقتی که ایمان را به محل اش اضافه کرده، آن را به قلب نسبت داده است. و اگر تصدیق زبانی جزو ایمان باشد، این اضافه درست نخواهد بود زیرا تصدیق زبانی در قلب حاصل نمی شود، تا از باب اطلاق اسم محل بر حال به قلب اضافه شده باشد.
منبع: کشف المراد، ص۴۲۶ · ارشاد الطالبین، ص۴۴۰ـ۴۴۱ · نمل/سوره۲۷، آیه۱۴ · حجرات/سوره۴۹، آیه۱۴ · حقایق الایمان، ص۹۰ · نحل/سوره۱۶، آیه۱۰۶ · ارشاد الطالبین، ص۴۴۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
