دکترین
ایمانوئل کانت: توجیه قضایای تألیفی
به بیان تمثیل ریختهگر نمیتواند مذاب را روی فضای خالی سرازیر کند، بلکه باید قالبی وجود داشته باشد که مذاب در آن ریخته شده و شکل بگیرد. مقولات پیشینی مفاهیمی هستند که پیش از هر تجربهای در ذهن وجود دارند. مفاهیمِ کمیت و کیفیت و علت از این جمله هستند. «گزارههای ترکیبی پیشینی» اصول یا قواعدی هستند برای به کار بردن مقولات؛ گزارههایی که در ذهن بشر وجود دارند و به تجربیات او شکل میدهند. ذهن ما شبیه یک عینکِ دودی که بر رنگ اشیا تاثیر میگذارد، بر واقعیت تاثیر گذارده و آن را به شکلی خاص بر ما جلوهگر میسازد و معرفت ما محصول فرایند ترکیبی ذهن و عین خواهد شد.
تعداد مقولات در این فهرست ۱۲ تا است که در ۴ دستهی ۳ تایی مرتب شدهاند. زمان و مکان نیز در این دیدگاه جزو شرایط پیشینی تحقق تجربه است، هر چند از جنس مقولاتِ فاهمه نیستند. پس به طور خلاصه میتوان گفت که از آنجایی که عامل معرفت، که در شکل گیری معرفت نقش دارد، دارای ساختار شناختی مشخصی است که این ساختار شناختی دارای عناصر و مفاهیمی است که در هر تجربه ممکن حضور دارند و به صورت پیشینی درباره آن صادقند و این همان توجیه قضایای تالیفی پیشینی است.
به عبارت دیگر "نه تجربه به تنهایی قادر به فراهم آوردن معرفت است و نه عقل. اولی محتوای بدون صورت را فراهم میآورد و دومی صورت بدون محتوا را. تنها در تالیف تجربه و عقل است که حصول معرفت امکان پذیر میشود؛ بنابراین هیچ معرفتی نیست که نشان توامان عقل و تجربه را به همراه نداشته باشد. اما این چنین معرفتی، اصیل و عینی است. این معرفت از دیدگاه فردی شخص واجد آن فراتر میرود و دعاوی موجهی در خصوص عالًم مستقل از ذهن یا دیدگاه مطرح میکند. " اما اگر این شرایط پیشینی تحقق تجربه در اعصار مختلف تاریخ و تحت تاثیر شرایط اجتماعی یا...
تغییر کنند چه اتفاقی میافتد؟ امروزه فرض تاریخی بودن اصول فاهمه مبنای بسیاری از برداشتهای تاریخی (مانند هگل ) یا نسبینگر (مانند فوکو) از حقیقت و علم شده است. یکی از تفاسیری که از اندیشهی کوهن (مدخل توماس کوهن) ارایه شده نیز همین نگرشِ نوکانتی است که در آن پارادایم (مدخل پارادایم) حاکم به صورت پیشینی فهم ما را از جهان رقم میزند.
منبع: ص۴۴، ترجمه علی پایا، انتشارات طرح نو، ۱۳۸۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
