Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

⚠ احتیاط: 1 واژهٔ ناخوانا با «...» جایگزین شد. رای داور مانند رأی دادگاه ممکن است مبهم باشد. در قانون اجرای احکام مدنی قواعدی برای رفع ابهام در حکم یا اجرای آن وجود دارد که جز در برخی موارد، ۳۱۷ در مورد رأی داور نیز اعمال خواهند شد. یکی از مواردی که در عمل با مشکل اجرا یا ابطال مواجه می شود، رأی داور در مورد خسارت است زیرا داور یا به طور کلی به صدور رأی اقدام میکند یا معیاری مبهم ارایه می دهد یا همه خسارات را مقرر نکرده و تنها بخشی را تعیین و بخشی را موکول به نظر کارشناس می نماید. در این موارد نباید بلافاصله رأی را از اعتبار انداخت زیرا به حکم قاعده مالا یدرک کله لایترک کله تا آنجا که ممکن است (قدر متیقن) باید رأی داور را اجرا نمود و تنها در جایی که رأی میهم است، آن را فاقد قوه اجرایی دانست. آیا ابهام رأی داور در مورد میزان خسارت رأی را از اساس باطل میکند یا رأی، در حدود خود یعنی احراز اصل مسئولیت (فعل یا ترک فعل و رابطه ...) اعتبار دارد و تنها باید بر اساس آن دعوای تعیین خسارت را طرح نمود؟ اگر رأی در آن حدود معتبر باشد دادگاه نباید وارد بحث سببیت و فعل زیان بار خوانده شود بلکه تنها از طریق کارشناسی مقدار خسارت را تعیین می نماید و اساس رأی داور در مورد مسئولیت برای ۷۱۷ - این قواعد به ویژه در مواد ۲۵ الی ۳۰ قانون اجرای احکام مدنی آمده است. در ماده ۲۷ می خوانیم اختلافات راجع به مفاد حکم همچنین اختلافات مربوط به اجرای احکام که از اجمال یا ابهام حکم یا محکوم به حادث شود در دادگاهی که حکم را صادر کرده رسیدگی می شود. این مقرره در مورد رأی داور عینا قابل اعمال نیست. زیرا مرجع رفع ابهام از رأی داور در صورتی که مدت داوری تمام شده باشد ملاک ماده ۴۸۷) قانون خود داور نیست و دادگاه تنها می تواند اظهارات داور را استماع و با رد یا قبول آن ابهام را رفع نماید. دادگاه الزام آور است اما در صورت ابطال دادگاه باید رأساً به بررسی تمام ارکان مسئولیت بپردازد. ۷۱۸ این موضوع به ویژه در جایی که رأی داور بخشی از خسارت را تعیین و بخشی را موکول به کارشناسی نموده یا معیاری مبهم برای آن ارایه داده است، مطرح می شود زیرا اگر دادگاه بتواند در مورد تمام ارکان خسارت رسیدگی کند و آن را محرز نداند با تعارض رأی داور و دادگاه مواجه می شویم مگر اینکه بتوان خسارات را تفکیک نمود. همچنین این بحث قابل طرح است که اگر دادگاه به اشتباه یا بر اساس اعتقاد خود مبنی بر اینکه اگر رأی داور مبهم باشد باید از اساس ابطال شود، به صدور رأیی برخلاف رأی داور در بخشی از خسارت اقدام نماید آیا می توان از ملاک مواد ۴۰۴۷۱۹۳۵۹، قانون کمک گرفت و یکی از این دو رأی را نیز منتفی دانست؟ و در این صورت، کدام رأی را باید بر اساس رأی دیگر تغییر داد و نحوه ی عمل چگونه است؟ آیا رأی دادگاه بر داور ۷۱۸ اگر دادگاه رأی را به دلیل یکی از جهات ماده ۴۸۹ قانون، غیر قابل اجرا دانست؛ آیا این امر را با تصمیم بر ابطال رأی داور اعلام میکند یا تصمیم بر عدم اجرای رأی داور و در قالب قرار رد درخواست اجرا ؟ ثمره این بحث نیز مهم است زیرا اولاً صلاحیت دادگاه برای ابطال رأی داور در زمان اجرا باید مدلل شود و این بحث به ویژه در جایی که دعوای ابطال با قرار عدم استماع دعوا یا رد دعوا و مانند آن مواجه شده باشد و رأی داور از نظر ماهوی بررسی نشده باشد جایز اهمیت خواهد بود زیرا ممکن است در این موارد به دادگاه اجازه دهیم که در زمان اجرای رأی داور بتواند به ابطال رأی نظر دهد که البته این تصمیم قابل تجدید نظر خواهی م. ب. ثانیاً اگر دادگاه به ابطال آن نظر دهد در دعوای بعدی که بر اساس رأی داور و برای مطالبه خسارت طرح می شود نمیتوان به رأی داوری استناد نمود و ارکان خسارت را محرز دانست بلکه دادگاه باید رأساً در مورد همه ارکان خسارت رسیدگی کند. به نظر می رسد که هر چند تصمیم دادگاه بر ایطال رأی داور در زمان اجرا خالی از وجه نیست و در بسیاری از موارد لازمه صدور قرار رد درخواست اجرای رای داور نیز ابطال رأی م. ب. اما این اختیار را باید در جایی اعمال نمود که زیرا اگر دادگاه دعوای ابطال رأی داور را مردود دانسته و حکم بر تأیید آن صادر نموده باشد، نمیتوان به جهت دیگری در زمان اجرای رأی داور آن را ابطال نمود؛ در عین حال ما أساساً با تصمیم دادگاه بر ابطال رأی داور در مرحله اجرا موافق نیستیم و تصمیم بر عدم اجرا» را ترجیح می دهیم زیرا با ابطال رأی دیگر نمی توان به آن استناد نمود در حالی که اگر رأی را غیر قابل اجرا بدانیم ارکان ضروری آن مانند ارکان سببیت در دعوای بعدی الزام آور هستند. ۷۱۹ رأی دادگاه تجدید نظر نمی تواند مورد استفاده غیر طرفین تجدید نظر خواهی قرار گیرد، مگر در مواردی که رأی صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به اشخاص دیگر هم که مشمول رأی بدوی بوده و تجدید نظر خواهی نکرده اند تسری خواهد داشت. ۷۲۰ - رأی فرجامی دیوان عالی کشور نمی تواند مورد استفاده غیر طرفین فرجام خواهی قرار گیرد، مگر در مواردی که رأی یاد شده قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به اشخاص دیگر هم که فرجام نکرده اند، تسری خواهد ۷۲۱- چنانچه دادگاه پس از رسیدگی اعتراض ثالث را وارد تشخیص دهد، آن قسمت از حکم را که مورد اعتراض قرار گرفته نقض می نماید و اگر مفاد حکم غیر قابل تفکیک باشد تمام آن الغا خواهد شد. مقدم است و باید آن قسمت از رأی داور را که قابل تجزیه نیست، ابطال نمود یا چون رأی ر ابطال آن وجود ندارد مبنای تسری قرار می گیرد و به رأی دادگاه تسری می یابد؟ البته باید توجه داشت که نحوه عمل در مورد تسری رأی مرجع بالاتر نسبت به مرجع تالی در رویه قضایی و قانون معلوم نیست و ممکن است بگوییم که تنها همان دادگاهی که رأی تازه ای صادر مینماید، باید در این مورد تصمیم گیری نماید و دیگر دادگاه ها چنین اختیاری ندارند یا در صورت مواجه شدن با چنین وضعی، باید موضوع را به دادگاه اعلام نمایند تا در مورد تسری رأی خ. ن. ب. موضوع، اظهار نظر نماید اما در عمل میتوان به مواردی نیز اشاره داشت که در آنها دادگاه دیگر، براساس رأی دادگاه بالاتر از تسری رأی آن نسبت به رأی دیگر دفاع نموده است. ۷۲۲ ۷۲۲ در یک مورد از این شیوه استفاده نمودیم آقای … ... با وکالت آقای … ... دادخواستی را به طرفیت ۱- خانم … ... - آقای … ... حاوی دعوایی با خواسته ابطال عملیات اجرایی و ابطال مزایده موضوع پرونده شماره ۷۴/۸۰/۲۲۶ شعبه ۷۴ دادگاه عمومی سابق و صدور حکم بر ابطال سند مالکیت ششدانگ یکباب منزل مسکونی دارای پلاک ثبتی ۱۹۰۹۰ فرعی از ۱۰۶۸ فرعی از ۳۲۳ فرعی از ۳ اصلی بخش ۹ مشهد است که در دفترخانه شماره یک مشهد تنظیم شده و شماره آن ۱۹۸۱۸۲ مورخ ۸۱/۹/۲۶ م. ب. به همراه خسارات دادرسی تقدیم نموده است. شرح دعوی به این صورت م. ب. که خانم … ... به دلیل مطالبه مهریه از خواهان اقدام به اخذ حکم بر محکومیت ایشان از دادگاه و در مرحله اجرای حکم منزل مورد خواسته را توقیف می نماید و پس از انجام مراحل مختلف اجرایی شامل توقیف منزل آگهی مزایده صورت جلسه خرید که خریدار آقای … ... میباشد، تنفیذ مزایده و دستور تملیک و صدور سند مالکیت سرانجام سند بنام برنده مزایده خوانده دوم تنظیم میشود.

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین