دکترین
باج: ریشه و تحول واژه «باج»
باج، معرّب باژِ فارسی در دوره اسلامی از قرن چهارم تا هشتم صورت «باژ» متداولتر بوده است. مثلاً در شاهنامه اغلب این صورت به کار میرود (گرچه «باج» نیز به کار رفته) و عبارت «باژوساو» نیز آمده است. همچنین در شاهنامه هنگام اشاره به جزیه و غرامتی که فرمانروایان امپراتوری روم شرقی به ایرانیان فاتح پرداختهاند، اصطلاح «باژروم» به کار رفته است. (رجوع کنید به آدرس ذیل: ) بهرامی، شاعر عهد غزنوی ، «باژ» به کار برده ولی بابافغانی ، شاعر قرن نهم، «باج» نوشته است، و صورت اخیر وارد زبان ترکی نیز شده است. پس از آنکه عثمانیها بالکان را تصرف کردند، بلغارها و صربها این کلمه را به عاریت گرفتند (رجوع کنید به آدرس ذیل: ) و در زبان ارمنی نیز این کلمه به همین صورت و معنی به کار میرود.
منبع: ذیل «باج»، بیروت ۱۹۰۸ · Fritz Wolff، Glossar zu Firdos i s Schahname، Berlin ۱۹۳۵ · ج ۱، ص ۲۶۷، کلکته ۱۹۳۹ · Karl Lokotsch, Etymolog. Wortrerbuch , Heidelberg ۱۹۲۷ · ص ۳۴، Strassburg ۱۸۹۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
