دکترین
بازشناسی نهاد حریم: نکته
روایات ذیل بر این مطلب دلالت دارد: ۱. (عن الصادق علیه السلام قال:قال رسول الله صلی الله علیه وآله:ما بین العین إلی العین خمس مئة ذراع)؛ پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند:فاصله دو چشمه باید پانصد ذراع باشد. ۲.
۳. بین دو چاه اگر زمین سخت بود، پانصد ذراع و اگر زمین سست بود، هزار ذراع فاصله باید باشد. و روایات دیگری که به قریب به مضامین بالا دلالت دارد. مقادیر مذکور از نظر مشهور موضوعیت دارد و به ایراد ضرر و عدم آن کاری ندارد؛ رعایت فاصله مذکور لازم است، هرچند در فاصله کمتر از آن مقدار ضرر به چاه مجاور نرسد، کاستن از آن مقدار جایز نیست. و اگر کسی به رغم عدم اضرار در فاصله کمتر، چاهی را حفر کند، از ایجاد آن جلوگیری میشود و اگر حفر شده باشد، پر میگردد.
ظاهراً در این مسئله میان این که کسی در فاصله مذکور و در زمین ملک چاه جدید را حفر کند، یا در زمین موات، تفاوتی وجود ندارد. و در این مسئله، اختلافی میان فقیهان نیست. و هم چنین است در چشمه، جز آن که بین آن دو اندازه یاد شده رعایت شود. یعنی محدودهای که احداث چاه، چشمه و قنات دیگر در آن فاصله ممنوع است؛ دیگر، زمین اطراف آنها که برای استفاده از چاه، چشمه و قنات ضرورت دارد؛ با این حال، مخالفت وی با مشهور سبب آن نشده که فقیهان به آرای وی وقعی ننهند.
رعایت اندازههای مذکور در روایات مهم نیست. ۲. (عن عقبة بن خالد عن أبی عبدالله علیه السلام فی رجل أتی جبلاً فشق فیه قناة فذهبت الاخری بماء قناة الاول قال:فقال:یتقاسمان {یتقایسان} بحقائب البئر لیلة لیلة فینظر أیتهما أضرّت بصاحبتها، فإن رأیت الاخیرة أضرّت بالاوّل فلتعوّر)؛ اگر دومی آب اول را جذب میکند، قنات دوم را باید مسدود کرد. وجه دلالت این روایت نیز آشکار مینماید؛
۳. به نظر میرسد:اگر به الفاظ جمود نورزیم، میتوان اذعان کرد که تفاوتی میان چاه و قنات نیست و به خصوص موضوع روایات مورد استناد، چاه قنات است. پس استناد کردن و دلیل شمردن این روایات هیچ اشکالی ندارد. فقیهان درباره این موضوع به سه دسته شدهاند: ۱. ۲.
۳. وی پس از این گفته، روایت محمد بن علی بن محبوب یاد شده را میآورد که به عبارت (کتب رجل الی الفقیه(ع)…) آغاز میشد و آن را نقد میکند که:این روایت علاوه بر آن که خلاف مشهور مینماید، کتابت مرد مجهولی را دربردارد که هر یک از کتابت و جهل به راوی موجب ضعف روایت خواهد بود؛ با این که تکیه بر اندازههای تعیین شده، ضابطه مندتر در رفع تنازع است. مخالفت با مشهور؛ دوم. مستند قول وی؛ روایت محمد بن علی بن محبوب را به دلیل مجهول بودن راوی آن ضعیف میداند؛ سوم.
از لحاظ آیین دادرسی، ترجیح با قول مشهور است، زیرا در قول مشهور رفع نزاع ضابطه مندتر مینماید؛ چون اندازه مشخص است و قاضی ، تنها با تعیین فاصله حکم را بر موضوع تطبیق میدهد و فصل خصومت مینماید، در حالی که اگر میزان ایراد ضرر باشد، تشخیص ورود ضرر و میزان آن (جذب آب یک چاه توسط چاه دیگر) که مورد به مورد باید مورد دقت و رسیدگی قرار گیرد، مشکل مینماید گذشته از دلیل اول ایشان که مخالف با مشهور است و قول مخالف مشهور را تنها آن گاه توجیه پذیر میتوان دانست که مستند به دلایل متقنی باشد.
جهل به نویسنده سؤال، بعد از نقل شخص ثقهای که نامه را میگیرد، به اعتبار آن روایت مکتوب صدمهای نمیزند. دوم آن که:هرچند قول مشهور از نظر سرعت عمل در فصل خصومت ممتاز است، اهمیت امر قضا اقتضا میکند که هرگز دقت، فدای سرعت نگردد. از سوی دیگر، در عصر حاضر تعیین میزان ضرر با وجود تکنولوژی و صنعت امری آسان مینماید. وی پس از گزارش دو نظر و روایات مورد استناد دو طرف میگوید: (ولاریب فی قوته لولا الشهرة العظیمة والاجماع المزبوران الجابران للأخبار المذکورة سنداً ودلالة.
ویمکن مراعاة التحدید المزبور عند عدم معرفة الضرر ولو لاختلاف أهل الخبرة فی ذلک إن لم یکن ذلک إحداث قول علی وجه یکون مخالفاً للاجماع)؛ و ممکن است که تعیین اندازههای مذکور در اخبار را در جایی به کار بریم که ورود ضرر محرز نباشد، هرچند تردید در ایجاد ضرر، به دلیل اختلاف نظر کارشناسان باشد. البته این راه حل تا وقتی پذیرفتنی است که احداث قول سومی در مقابل اجماع فقیهان نباشد. گویا تقیید قول مشهور، که مطلقاً اندازههای تعیین شده را ملاک عمل قرار دادهاند، نیز راه حلّ جمع مناسبی میان دو قول نمیداند؛ از این رو، راه حل مذکور را مورد انتقاد قرار میدهد.
زیرا انتخاب یک دسته از روایات به معنای نفی و بی اعتبار دانستن روایات دیگر نیست. زیرا تفصیل پس از انتخاب یک دسته از روایات، تنها بر مبنای ضرر و عدم آن توجیه پذیر است، و اگر ضرر و عدم آن اهمیتی نداشته باشد، تفصیل یاد شده توجیه منطقی نخواهد داشت. با این که توجیه فوق از قول مشهور با قواعد و اصول سازگار مینماید، اما با ظاهر قول مشهور (قاطع و کلی بودن اخذ اندازههای مذکور) ناسازگار است و از کلام هیچ یک از طرفداران مشهور استفاده نمیشود؛ گذشته از آن که در روایات نیز روایتی که تفصیل را بیان کند، وجود دارد که میتواند مبنای قول مشهور قرار گیرد.
ب. روایاتی نظیر روایت محمد بن علی بن محبوب که پیش تر در بخش روایات استنادی آوردیم. این قول ظاهرتر مینماید، هرچند قول اول مشهور است. دوم آن که:روایاتی ایراد ضرر را نمیپذیرد و آن را نفی میکند. مصداق تعارض دو دسته از روایات، زمین مواتی است که در نزدیکی چشمه کس دیگر قرار دارد و با احداث چشمه جدید، آن زمین احیا میشود. اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا چنین توسعهای امکان پذیر است؟
منبع: فروع کافی، ج۵، ص۲۹۵، ح۲ · فروع کافی، ج۵، ص۲۹۶ · فروع کافی، ج۵، ص۲۹۶، ح۶ · ج۲، ص۳۱ · تنقیح الرائع، جمال الدین فاضل مقداد، ص۱۰۰ · جواهر الکلام، ج۳۸، ص۴۴ · وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۳۴۲-۳۴۳ · وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۳۴۴، ح۱ · وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۳۴۴، پاورقی · مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۹۸ · مرآة العقول، ج۱۷، ص۳۴۴ · جواهر الکلام، ج۳۸، ص۴۵ · تنقیح الرائع، جمال الدین فاضل مقداد، ص۱۰۱ · جواهر الکلام، ج۳۸، ص۴۶ · جامع المدارک، ج۵، ص۲۳۹ · ج۶، ص۱۷۱-۱۷۲ · مسالک الافهام، ج۱۲، ص۴۱۴ · کفایة الاحکام، محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، ص۲۴۰ و۲۴۱ (چاپ سنگی) · ج۲، ص۱۸۱، پاورقی ش۲
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
