دکترین
باغی: باغی در قرآن
۱۳.
۱ - ریشه و معنای کلمه باغی اسم فاعل از ریشهی «ب غ ی » که عمدتاً بر دو مفهوم کلّیِ «طلب، خواهشِ (چیزی )» و « عدول ، تجاوز از حقّ و حدّ » (غالباً با حرف اضافه «عَلی» ) دلالت میکند. ۱۳.
۲ - کاربرد باغی در قرآن در قرآن به صورت فعل و اسم فاعل و مصدر در هر دو معنا و بیشتر در معنای دوم (عدول، تجاوز از حقّ و حدّ) به کار رفته است، از جمله در سوره انعام ، هود ، کهف ، قصص ، به معنی اوّل و در سوره بقره ، آل عمران ، انعام، ص ، اعراف ، سوره یونس ، نحل ، مریم ، نور ، قصص ، شوری ، جاثیه ، الرحمن ، به معنای دوّم. کلمهی باغی در عبارت «غَیرَ باغٍ و لاعادٍ» سه بار (بقره، انعام ، نحل ) در قرآن آمده و این عبارت به عنوان «حال » برای فعل مجهول «أُضْطُرَّ» (ناگزیر شد) در حکم تحریم خوردن برخی از چیزها بر مسلمانان به کار رفته است؛ مثلاً در بقره: « یا أَیُّها الّذینَ امَنوا...
انّما حَرَّمَ عَلیکم الْمَیْتَهَ والدَّمَ و لَحْمَ الخِنزیرِ... فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لاعادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحیمٌ » (ای آنان که ایمان آوردهاید،... همانا خداوند بر شما ( خوردن ) مردار و خون و گوشت خوک ... را حرام کرده است، امّا آن که ناگزیر شود ( اضطراراً از این محرّمات برای زنده ماندن و سدّ جوع بخورد ) در حالی که «باغی » و «عادی » نباشد، هیچ گناهی نکرده است. همانا خداوند آمرزگار و رحیم است ).
مفسّران در معنای مراد این عبارت و دو کلمهی «باغی » و «عادی » هم رأی نیستند؛ مثلاً «باغی » را به معانی راهزن ، کسی که از روی لهو و سرگرمی و نه به قصد پیداکردن روزی به شکار رفته است، لذّت جو، طالب حرام، افراط کننده ، روا دانندهی خوردن مردار ، خروج کننده بر امام و بر مسلمانان و «عادی » را به معانی دزد، راهزن، متجاوز از حدّ ضرورت،عصیانگر، کسی که راه حلال را واگذاشته و به حرام روی آورده و کسی که خود مقدّمات اضطرار را فراهم آورده باشد دانستهاند.
با استناد به ذیل آیة ۳ مائده (فَمَنِ اضْظُرَّ فی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لاِ ءثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غفورٌ رحیمٌ)، که پس از بر شماری محرّماتی چند، از جمله مردار و خون و گوشت خوک آمده است، شاید بتوان برخی از این معانی را مرجّح دانست. بنابر عبارت مذکور، با رعایت دو شرط ، استفاده از محرّمات نامبرده مجاز است؛ یکی آنکه شخص در مخمصه ( قحطی و گرسنگی شدید ناشی از آن ) باشد و دیگر آنکه میل به گناه (غیرمتجانفٍ لاثمٍ) نداشته باشد.
حال اگر «فی مخصمةٍ» را جانشین «غیر باغ » و «غیر متجانفٍ لاثمٍ» را جانشین «ولاعادٍ» بدانیم، «باغی » همان طالب لذّت و «عادی » تجاوز کننده از حدّ ضرورت خواهد بود. و این بدان معنی است که شخص نباید خود زمینهی اضطرار را فراهم آورده باشد بلکه باید در استفاده از محرّمات به سدّ رمق بسنده کند. این نکته نیز شایان ذکر است که مراد از میل به گناه، ب. ت. ب. سیاق آیه و مقتضای مقام، همان گذشتن از حدّ ضرورت است. بدین قرار، راهزن، طالب لذّت، خروج کننده بر امام، و کسی که با ترک کسب حلال به حرام روی آورده است مشمول حکم آیه نمیشوند، زیرا آنها در حالی مضطر شدهاند که «غیرِ باغٍ و لاعادٍ» نبودهاند.
دیگر آنکه هر مضطری می تواند از محرّمات سدِّجوع کند، به شرط آنکه از زیاده روی و ستم بپرهیزد و فقط به اندازهی نیاز (سدِّ رمق ) مصرف کند. فقهای امامیه به هر دو تعبیر نظر داشتهاند. از سویی، خوردن جز به اندازهی حفظ جان را حرام دانستهاند و قاعدهی «الضَّرورَةُ تُقَدَّرُ بِقَدَرِها ( اضطرار فقط به اندازهی ضرورت است ) را ملاک قرار دادهاند و، از سوی دیگر، ب. ت. ب. روایات و قبول یا ردّ همه یا بعضی از آنها، حکم مزبور را شامل همهی مضطران ندانستهاند: برخی از آنان خروج کننده بر امام (مصداق باغی ) و راهزن (مصداق عادی ) و عدهای، علاوه بر این دو، کسی را که به قصد لذّت به شکار رفته (باغی ) و کسی را که بیش از اندازه بخورد (عادی ) استثنا کردهاند.
برخی فقط مضطری را مشمول جواز ندانستهاند که خوردن میته را حلال بداند و در حال اختیار از آن پرهیز نکند. به هر حال، اگر «عادی » را به معنای متجاوز از حدّ ضرورت بدانیم، بازگشت «وَلاعادٍ» به همان قاعدهی مذکور خواهد بود. بنا به نوشتهی زحیلی در میان مذاهب و فقهای عامه نیز این نظر که مضطر فقط باید به اندازهی دفع ضرر از محرمات بهره برگیرد، قطعی است. ولی، به دلیل همان اختلاف نظر در تفسیر عبارت «غیر باغٍ و لاعادٍ»، برخی حکم مورد بحث را به سفر مباح یا سفری که در آن معصیت صورت نگیرد اختصاص داده و جواز استفاده از محرمات را برای عاصیان در حال اضطرار مشروط به توبه دانستهاند.
هر چند عدهای به این نکته نیز توجه کردهاند که اگر خوردن محرمات بر مضطرْ واجب (و نه فقط جایز ) باشد، حکم مزبور تخصیص پذیر نیست. دربارهی تعریف و ضوابط اضطرار و نیز احکام اختصاصی بُغات (= خروج کنندگان بر امام و بر مسلمانان ) رجوع کنید به اضطرار ، بَغْیْ.
منبع: انعام/سوره۶، آیه۱۶۴ · هود/سوره۱۱، آیه۱۹ · کهف/سوره۱۸، آیه۶۴ · قصص/سوره۲۸، آیه۷۷ · بقره/سوره۲، آیه۲۱۳ · آل عمران/سوره۳، آیه۱۹ · انعام/سوره۶، آیه۱۴۶ · ص/سوره۳۸، آیه۲۲ · اعراف/سوره۷، آیه۳۳ · یونس/سوره۱۰، آیه۲۳ · نحل/سوره۱۶، آیه۹۰ · مریم/سوره۱۹، آیه۲۰ · نور/سوره۲۴، آیه۳۳ · قصص/سوره۲۸، آیه۷۶ · شوری/سوره۴۲، آیه۱۴ · جاثیه/سوره۴۵، آیه۱۷ · الرحمن/سوره۵۵، آیه۲۰ · ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ذیل «بغی » · بقره/سوره۲، آیه۱۷۳ · انعام/سوره۶، آیه۱۴۵ · نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۵ · بقره/سوره۲، آیه۱۷۲-۱۷۳ · ج۲، ص۵۰-۵۳ · احمدبن علی جصّاص، احکام القرآن ج۱، ص۱۵۴ · مائده/سوره۵، آیه۳ · حرّعاملی، وسائل الشیعه ج۱۶، ص۳۸۸-۳۸۹، باب۵۶، ش۱، ۲، ۵ · علامه حلی، قواعد الاحکام ج۳، ص۳۳۴ · محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام ج۳۶، ص۴۳۱ · محمدبن حسن طوسی، المبسوط ج۶، ص۲۸۷ · فخرالمحققین، ایضاح الفوائد ج۴، ص۱۶۳ · محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام ج۳۶، ص۴۳۰۴۳۱ · وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته ج۳، ص۵۱۷ـ۵۱۹
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
