دکترین
بداء (کلام): بداء از دیدگاه علما
علما دیدگاههایی درباره بداء مطرح کردهاند که به برخی از آنها اشاره میشود. ولی به نظر میرسد که وی تنها بر اطلاق بداء بر تجدید اراده و فعل حق اعتراض دارد وگرنه میپذیرد که این تجدید رای و اراده محال نیست، چنانکه «نسخ» نیز ممتنع نیست. در واقع برخی از علمای شیعه نیز مساله «بداء» را از منظر «نسخ» مورد بحث قرار دادهاند. این معنی، آنچه را در اخبار امامیه درباره بداء آمده، نیز در بر میگیرد. یعنی بداء نزد امامیه همان نسخ است نزد اهل عدل در تمام آنچه نسخ در آنها جایز است.
پس میتوان گفت که بداء تغییر شروط حدوث واقعهای است و ممتنع نیست که از افعال خدا چیزی بر ما ظاهر گردد که خلافش را گمان میبردیم. یعنی شروط آن فعل و حادثه را نمیدانستیم. وی ۴ شرط برای حصول بداء تصور کرده که به عقیده او در نسخ، این شروط نه تنها لازم نیست، بلکه تصریح کرده که خلاف آن است. این شروط یعنی یکی بودن مامور و منهی عنه، یکی بودن وجه امر و نهی، یکی بودن زمان، و یکی بودن مکلف ، با توضیح سیدمرتضی درباره نسخ و بداء بسیار شبیه است.
چه، هیچچیز بیش از اقرار به اینکه خلق و امر و محو و اثبات به دست اوست، حق تعالی را بزرگ نمیدارد. بداء در واقع ظهور امر است و اعتقاد بزرگان امامیه به آن نه از راه تحلیل عقلی، بلکه از راه نقل و سمع صورت میبندد. آنچه ما آن را بداء میخوانیم، فیض و رحمت واسعه حق است که هر آنی به طوری تجلی میکند. علت وصف این امر به بداء آن است که از دیدگاه خلق، ظهور آن فعل گمان برده نمیشد یا ظن غالب به وقوع آن نمیرفت.
است که ما از آن به بداء تعبیر میکنیم و بر فعل خداوند بر وجه مجاز اطلاق میگردد؛ همچنانکه صفات غضب و رضا برای حق تعالی بر وجه مجاز است. وی سرانجام اظهار داشته که آنچه درباره بداء میگوید، همان است که دیگر مسلمانان درباره نسخ میگویند. بنابراین حتی کسانی که با اطلاق کلمه بداء مخالفند، با مفهوم و معنای آن موافقند و از این جهت اختلاف میان امامیه و عامه در این امر اختلاف لفظی است. دانشمندان بعدی این نظر خواجه را رد کرده، و بر عدم استقصاء او خردهها گرفتهاند.
تجدید و تغییری که در امور و احکام تشریعی تکلیفی و وضعی متعلق به افعال مکلفین رخ میدهد و نسخ نامیده میشود، در امور تکوینی و افاضات تکوینیه و معلومات کونیه و زمانیه، بداء خوانده میشود. پس نسخ، پایان یافتن حکم تشریعی و انقطاع استمرار آن است، نه رفع و ارتفاع آن؛ بداء نیز انقطاع استمرار امر تکوینی و انتهای اتصال افاضه در مجعول کونی و معلول زمانی است که به تحدید زمان و تخصیص وقت افاضه بر حسب اقتضاء شرایط وابسته است.
از اینرو، گویی نسخ بداء تشریعی، و بداء نسخ تکوینی است. در واقع بداء در «قضاء» و نسبت به حق تعالی و مفارقات محضه صورت نمیبندد، بلکه در «قدر» و در امتداد زمان، و نسبت به کائنات زمانی و هویات هیولانی صورت میبندد. همچنین در نسخ به مقتضای امر «منسوخ» و «ناسخ» تعدد زمانی وجود دارد. وحدت فعل در نسخ، وحدت نوعی مبهمی است که تکثر و تجدد یا استمرار در آن راه دارد، در حالیکه وحدت فعل در بداء، وحدت عددی شخصی است.
مثلاً در داستان قربانی کردن اسماعیل (علیهالسلام)، ذبح فعل واحد، و شخص نیز شخص واحد است و امر و نهی نیز همه به همو تعلق میگیرد و از این جهات به نسخ شباهت ندارد. مرحلهای که همان لوح محفوظ است که دگرگونی نمیپذیرد، و مرحلهای که مرحله محو و اثبات است و بنابر شروطی دگرگونی میپذیرد و تحقق این دگرگونی مشروط به تحقق آن شروط است. یعنی نفس آنها به بعضی از الواح محو و اثبات اتصال مییابد و بر اساس دانشی که از این طریق حاصل شده، از چیزی خبر میدهند، و ممکن است زمانی دیگر بر الواحی دیگر مطلع شوند و خبری مخالف اخبار نخستین بدهند.
پس بداء در عوالم و نشآت سالفه، یعنی مبدعات و عقول مجرده و انوار قاهره که امکان استعدادی برای آنها متصور نیست، جاری نخواهد بود، بلکه بداء مختص به عالم خلق و نشآت محدثات است که دارای امکان استعدادیند و روی به مقصد و جهت خاص دارند و ممکن است متعلق اراده، یعنی این مقصد و جهت به سوی دیگر تحریک و توجیه شود و این همان بداء است. نظریه بداء در حقیقت و اولاً تاکیدی است بر اینکه خلق و امر همه به دست خداست و هر آنی در کاری نو است و به همین مناسبت جهان همواره روی به سوی تکامل دارد؛ و ثانیاً مؤید «اختیار» و «اراده» انسان در تعیین و تغییر مقدرات خود است. به اعتقاد ایشان از جمله موارد بداء را میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- داستان حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) درباره ذبح فرزندش.
۲- مناجات حضرت موسی (علیهالسّلام) در سی شب که در ادامه به چهل شب تغییر یافت و حق تعالی جهت آزمایش آن امر را آشکار کرد. اما منشاء همین بدا، حضرت علمیه و تعین ثانی است. اما منشاء آن علم ربوبی در حضرت علمیه و اعیان ثابته است. حضرت امام با استناد به روایتی، مخزن علم به بداء را از ناحیه حق تعالی میداند که حتی انبیاء و رسولان به آن علم ندارند و تنها انسان کامل که گاهی بر عین ثابت اشیاء علم پیدا میکند، بر آن آگاه میشود.
منبع: نهایة الاقدام، ج۱، ص۲۷۸، به کوشش آلفردگیوم، قاهره/ لندن، ۱۹۳۴م · ج۱، ص۳۴۹، به کوشش حسن محمود عبداللطیف، قاهره، ۱۳۹۱ق · ج۱، ص۱۱۶ ۱۱۹، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق · ج۱، ص۱۴۷، به کوشش علیاکبر غفاری، بیروت، ۱۴۰۱ق · ج۱، ص۴۲۸ ۴۳۰، به کوشش عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، ۱۴۱۱ق · ج۱، ص۳۲۲_ ۳۲۳، به کوشش عبدالمحسن مشکوة الدینی، تهران، ۱۳۶۲ش · ج۱، ص۳۳۳_ ۳۳۶، به کوشش عبدالمحسن مشکوة الدینی، تهران، ۱۳۶۲ش · ج۱، ص۶۵ ۶۶، به کوشش حسین درگاهی، قم، ۱۴۱۳ق · انعام/سوره۶، آیه۶ · ج۱، ص۶۶ ۶۷، به کوشش حسین درگاهی، قم، ۱۴۱۳ق · ج۱، ص۸۰، به کوشش ابراهیم انصاری، قم، ۱۴۱۳ق · ج۱، ص۴۲۱ ۴۲۲، به کوشش عبدالله نورانی، تهران، ۱۳۵۹ش · ج۱، ص۷_ ۸، به کوشش حامد ناجی اصفهانی، تهران، ۱۳۷۴ش · ج۱، ص۳۳۵، به کوشش حامد ناجی اصفهانی، تهران، ۱۳۷۴ش · ج۱، ص۱۰۹، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م · ج۱، ص۵۵_ ۵۷، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م · ج۴، ص۱۸۲، تهران، ۱۳۹۱ق · ج۱، ص۳۸۱، به کوشش احمد حسینی و محمود مرعشی، قم، ۱۴۰۶ق · ج۱، ص۴۳_ ۴۹، به کوشش جلالالدین آشتیانی، تهران، ۱۳۷۶ش · ج۴، ص۱۱۰، بیروت، ۱۴۰۳ق · کشف الاسرار، ص۸۹-۸۴، تهران، بیتا · مصباح الهدایه، ص۳۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۶ · مصباح الهدایه، ص۳۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۶ · دانشنامه امام خمینی، ج۸، ص۱۸۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
