دکترین
بدیهی: نکته
و باب صناعات خمس . ۲.۱.
۱ - تعریف بدیهی بدیهی، اعم از اینکه تصور یا تصدیق باشد، علمی است که حصول آن بر فکر و نظر متوقف نباشد، گرچه ممکن است مبتنی بر توجه عقل ، احساس ، تجربه و یا حدس باشد. اما این اختلاف در لفظ است نه در معنا. ۲.
۲ - تعریف بدیهی در نظر علما ۲.۲.
۱ - برخی منطقیین برخی از منطقیون اصطلاحات تقسیمات علوم را در عبارات خود به ترادف و یا در توضیح یکدیگر به کار بردهاند. در معنای اخیر، بدیهی قسمی از تصور و تصدیق ضروری به شمار میآید که نه تنها بر کسب و نظر متوقف نیست، بلکه حتی نیازی به حدس و تجربه و احساس ندارد و تنها توجه عقل در حصول آن کافی است. وی اصطلاح اولی را نیز به همین معنا اطلاق کرده است. به گفته او حصول یک تصور، مانند مفهوم وجود و شیئیت ، به دلیل بساطت و اعرف بودن آن، بر کسب و نظر و بر تعریف حدی یا رسمی متوقف نیست، و به همین جهت بدیهی یا اولی است؛ یعنی چون چنین تصوری اجزای منطقی ( جنس و فصل یا خاصه ) ندارد، برای ذهن از طریق حد و رسم حاصل نمیشود و بیواسطه نزد ذهن حاضر است. ۲.
۳ - ملاک بداهت ملاک بداهت در تصدیقات ، استلزام دوْر در اقامه برهان بر آنهاست؛ زیرا چنین تصدیقی خود مبدأ و مقدمه برهان در اثبات صدق هر گونه قضیه است، پس چگونه میتوان بر آن اقامه برهان کرد و مواجه با اشکال دور نشد. ۲.
۴ - نظری یا بدیهی بودن تمام علوم بدین ترتیب، علم (چه تصور باشد چه تصدیق) به دو قسم بدیهی و نظری تقسیم میشود و جایز نیست که همه علوم ما بدیهی باشد؛ زیرا لازم میآید که هیچ چیز نزد ما مجهول نباشد، در حالی که مجهولات ما بسیار است و حصول آنها جز از طریق حد و رسم یا برهان ممکن نیست. و همچنین جایز نیست که تمام علوم ما نظری باشد؛ زیرا در این صورت، لازم میآید که هر علمی به نحو دور یا تسلسل ، بر دیگری متوقف باشد. ۲.
۵ - بدیهی در صناعات خمس بحث درباره بدیهیات، در صناعات خمس نیز مطرح میشود. ۲.۵.
۱ - بداهت در قضایا در این باب چون ماده استدلال مطرح میشود که آن نیز از قضایا فراهم میآید، لذا از بداهت در خصوص قضایا سخن به میان میآید. منطقیون قضایایی را که وجوب و ضرورت حکم در آنها «فی نفسه» باشد و عقل صریح در قبول وجوب و تصدیق به حکم، جز به تصور طرفین قضیه محتاج نباشد، قضیه اولی نامیدهاند. به عبارت دیگر، نفسِ تصور اجزای قضیه، در حکم به وجوب و تصدیق و یقین به آن، بدون نیاز به حد وسط و علتی از خارج یا اقامه برهان، کفایت میکند. ۲.
۸ - ام القضایا اطلاق «اوّلی» را فقط شایسته قضیه «النقیضان لایجتمعان و لایرتفعان» دانستهاند و از آن به « أحق الاقاویل »، « اولی الاوائل »، « أم القضایا » و قضیه « اولی التصدیق » تعبیر میکنند. ۲.۸.
۱ - علت تعبیر چون تنها تصدیق این قضیه است که مبتنی بر تصدیق دیگر و اقامه برهان نیست، زیرا مستلزم دور خواهد بود، بلکه اثبات صدق تمام قضایا، اعم از بدیهی و نظری، ناگزیر محتاج و متقوّم به این قضیه است. همچنانکه واجب الوجود، موجود بحت مطلق از تقیید و تخصیص به معنایی خاص است، و ممکنات مقید به قیود و ماهیات خاصاند، این قضیه نیز مقید به هیچ قیدی نیست، و غیر آن هر قضیهای، اعم از اینکه بدیهی باشد یا نظری، در حقیقت عبارت است از همین قضیه (امتناع تناقض ) بعلاوه قیدی مخصوص. پس همچنانکه مبدأ و منتهای همه موجودات واجب الوجود است، مبدأ و منتهای همه قضایا، اُولی الاوائل یعنی قضیه امتناع تناقض است.
منبع: ج۱، ص۷، چاپ محمد تقی دانش پژوه، تهران ۱۳۶۴ ش · ج۱، ص۱۴ـ۱۵، قم (بی تا) · ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، قم ۱۳۶۳ ش · ج۱، ص۶۸، چاپ عبدالرحمن عمیره، بیروت ۱۴۰۷ · ج۱، ص۶۲، چاپ عبدالرحمن عمیره، بیروت ۱۴۰۷ · ج۳، ص۴۴۳، تهران ۱۳۸۳ · ج۱، ص۲۱۲۳، تهران ۱۳۶۹ ۱۳۷۰ ش · ج۱، ص۱۲ـ۱۶، و بأسفله حاشیة لِعلی بن محمد جرجانی، بیروت (بی تا) · ج۱، ص۳۷۳ـ۳۷۴، چاپ جیرارجهامی، بیروت ۱۹۸۲ · ج۳، ص۱۱۰، چاپ ابراهیم مدکور، چاپ افست قم ۱۴۰۴ـ۱۴۰۵ · ج۱، ص۱۱۱، قم (بی تا) · ج۱، ص۲۲۹ـ۲۳۰، چاپ حسن حسن زاده آملی، قم ۱۴۰۷ · ج۳، ص۴۴۴، تهران ۱۳۸۳ · محمدحسین طباطبائی، ج۲، ص۱۱۴، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مقدمه و پاورقی بقلم مرتضی مطهری، پانویس، تهران ۱۳۶۸ـ۱۳۷۰ ش · الهیات، ج ۱، ص ۴۸، ابن سینا، الشفاء، چاپ ابراهیم مدکور، چاپ افست قم ۱۴۰۴ـ۱۴۰۵ · ج۳، ص۴۴۳ـ۴۴۶، تهران ۱۳۸۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
