دکترین
بیع: پیشینه بیع
در جوامع پیش از اسلام، داد و ستد یکی از اساسیترین بنیانهای زندگی اجتماعی و اقتصادی به شمار میرفت، اما مفهوم «بیع» تنها بخشی از این گستره وسیع مبادلات را در بر میگرفت. اگر بیع را بر اساس تعریف حقوقی آن به معنای مبادله یک مال با عوض مشخص در نظر آوریم، باید دانست که حجم زیادی از انتقال داراییها، به ویژه در جوامع ابتدایی، اساساً در قالب بیع انجام نمیشد. در این جوامع، روابط اقتصادی بیشتر بر پایه هبه و بخشش شکل میگرفت، چرا که پیوندهای خویشاوندی و قبیلهای نقش پررنگتری در تنظیم روابط اجتماعی داشتند.
حتی در دورههایی که دادوستد و معاوضه به تدریج جایگاه خود را در میان مردم پیدا کرد، باز هم در بسیاری از تمدنهای کهن، نهادهایی همچون «صلح» به عنوان قالب حقوقی مطلوبتر برای تنظیم روابط معاملاتی مورد توجه قرار میگرفتند و بر بیع برتری مییافتند. این موضوع نشان میدهد که بیع به معنای دقیق حقوقی آن، پدیدهای ثانویه و تدریجی در مسیر تحول مبادلات بشری بوده و در ابتدا تنها یکی از اشکال متعدد نقل و انتقال اموال محسوب میشده است.
ب. ت. ب. پیشینهای که برای مفهوم «بیع» برشمرده شد، میتوان فهمید که قوانین مربوط به این نهاد در صدر اسلام با وضوح بیشتری تبیین و درک میشوند. در نخستین گام، قرآن کریم بر لزوم پایبندی به پیمانها و عقود تأکید فراوان دارد و همین اصل، شالوده بسیاری از احکام حقوقی و فقهی اسلام را شکل میدهد. در روایتی نیز از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آمده است که «بیع» یکی از مصادیق بارز عقد محسوب شده و بهطور مستقیم تحت همین قاعده کلی قرار میگیرد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
