دکترین
تب: دیدگاه حکیمان ایرانی
یکی به ذات خویش بیماری نبود، چه عَرَض بود از بیماری دیگر...
۲. دیگری به ذات خویش بیماری بود». «بیداری» = بیخوابی ۲. « رنج » ۳. « خشم بسیار» ۴. « اندوه دراز» ۵. « می خوردن» ۶. « خورشید گرم» = آفتاب زدگی ۷. «سخت گرما» = گرمای شدید
۸. نشستن در «آب سرد» ۹. «بسیار خوردن» = پُرخوری ۱۰. «درد جایی در بدن» و «آماه» (= آماس) ۱۱. « امتلاء » ۱۲. « اسهال » ۱۳. « هیضه » ۱۴. « دود و درد دندان » = درد ناشی از کرم خوردگی دندان ۱۵. «تُخْمه»
۱۶. گرسنگی ۱۷. « زکام و نزله » ۱۸. «تب دقّ» ۱۹. «تب متواتر» ۲۰. «تب غب» ۲۱. «تب سوزنده/ محرقه» ۲۲. «تب ربع» ۲۳. «تب خون » ۲۴. «تب بلغم » ۲۵. «تب خلط صفراوی» ۲۶. «تب خلط خام» ۲۷. «تب گرم و سرد» ۲۸. «مادّه» گروه اول یا «روحی» موجود در بدن است، که بر اثر آفتاب تُند، خشم و دیگر عوامل گرم کننده (مُسَخِّنه) عارض همه تن میشود؛ این را تب یک روزه («حمّی یومٍ») میگویند، یا یکی از اَخلاط چهارگانه که دچار عفونت بشود. عفونت خلط صفراوی چند گونه است:
۱. یکی «حمّی مطبقه محرقه»
۲. دیگری «حمّی غبّ»
۳. تب ناشی از خلط بلغمی عَفِن، که هر روز حادث میشود
۴. تب ناشی از خلط دموی (خونی)، که به آن «حمّی مطبقه دمویه» میگویند
۵. و تب ناشی از خلط سوداوی عفن، که «حمّی ربع» نام دارد، «زیرا یک روز میگیرد، دو روز رها میکند و روز چهارم باز میگیرد». گروه دوم، یعنی «تب بدون مادّه»، تب دِقی دایم است که عارض اعضای اصلی بدن ( قلب و غیره) شده اثری پایدار بر آنها میگذارد (مثلاً، «زُرْقه» کبودی دایم چشم). .
منبع: چاپ جلال متینی، ص ۶۴۰، مشهد ۱۳۴۴ ش · چاپ برات زنجانی، تهران ۱۳۶۶ ش · چاپ محمد کاظم امام، سده چهارم، ص ۴۹، «تب وبایی از فساد هوا خیزد»، تهران ۱۳۵۲ ش · چاپ مهدی محقق و محمدتقی دانشپژوه، نیمه دوم سده چهارم ـ اوایل سده پنجم، تهران ۱۳۶۸ ش · چاپ گ. برگشتراسر، لایپزیگ ۱۹۲۵، ص ۱۳۲ـ۱۳۴ · چاپ مهدی محقق و محمدتقی دانشپژوه، ص ۱۳۳، تهران ۱۳۶۸ ش
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
