Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

مسیحیت موجود در مکه احتمالاً به عقاید نسطوریان نزدیک‌ تر بود. بنا بر این صورت‌ بندی، پدر و پسر و روح برابر و هریک از آن‌ها خدای‌اند. این سه، «شخص» یا «اُقنوم» اند و جوهر یا ذات ، میان آن‌ها مشترک است. در این قرن، اناجیل و تورات را ظاهراً مسیحیان مناطقِ اسلامی به عربی ترجمه کردند. بعلاوه، نگرش عالمان مسلمان قرن سوم به تثلیث را در مباحث فِرَق گوناگون کلامی در باب واقعیت داشتن صفات یا نفی آن می‌توان شناخت. اگر از روایت حاوی مناظره پیامبربا عالمان مسیحی درباره عیسی (علیه‌السّلام) و اتحاد او با خدا صرف نظر کنیم، تقریباً هیچ مناظره‌ای‌ به‌طور کامل از سده نخست گزارش نشده است. از همین اسناد اندک هم بخوبی برمی‌آید که در این دوره شناخت و دانش طرفین نسبت به یکدیگر اندک و ناقص بوده، زیرا هنوز اناجیل به عربی ترجمه نشده بوده است. • نقد الوهیت عیسی (علیه‌السّلام) به هرحال، طرف مسلمان در هر دو مناظره، در باب تثلیث بیش‌تر اعتقاد به الوهیت عیسی (علیه‌السّلام) را نقد می‌کند، با این پرسش : «چگونه ممکن است خداوند در رحم زنی و در میان خون و گوشت و چرک جای گیرد؟». • صبغه کلامی و احتجاجی مناظرات در اوایل قرن دوم مناظرات و مجادلات، صبغه کلامی و احتجاجی بیشتری یافت. مناظره فرضی یوحنای دمشقی با گرایش ملکانی و مناظره تیموتی اول با مهدی عباسی در حدود ۱۶۵، نمونه‌های شاخصی در این زمینه‌اند. مضاف بر این، یوحنای دمشقی در عبارت مهمی، «کلمه» و «روح» را با عقل و حیات الاهی یکسان دانسته است. • مناظره تیموتی و مهدی عباسی در مناظره تیموتی و مهدی عباسی، طرفین بیش‌تر به مباحث استدلالی و عقلی پرداخته‌اند. • تمثیل روشی برای توجیه تثلیث این تمثیل‌ها و موارد متعدد مشابه یادآور روش آبای کلیسا در توضیح تثلیث و تلاش آنان برای جمع میان حقیقی انگاشتن اشخاص تثلیث و یگانگی خداست، اما بنا بر موازین منطقی این نوع استدلال اعتبار و حجیتی ندارد و حتی نوعی مغالطه نیز محسوب می‌شود، هرچند از باب تشبیه معقول به محسوس می‌تواند کاربرد تعلیمی داشته باشد. بعلاوه روشنی و گرما دو قوه خورشید و عَرَض‌اند و اگر پسر و روح نیز چنین نسبتی با ذات الاهی داشته باشند دیگر نمی‌توان آن‌ها را شخص یا اقنوم خواند. در اواسط قرن سوم و خصوصاً در قالب سه مجادله مکتوب فلسفی و کلامی، مباحث از غنای نظری شایان توجهی برخوردار شد. نویسنده اولاً با بررسی منصفانه و منظم انجیل متّی در مقام اثبات این ادعاست که آموزه تثلیث، از تفسیرهای نابجا به مسیحیت راه یافته است؛ مثلاً کلمه «پسر» را که برای تحبیب به کار رفته به معنای فرزند نَسَبی دانسته‌اند. او در ادامه بحث، اقانیم را «اشخاص» و افرادی مستقل در نظر گرفته است که در عین تمایز، سرشت و طبیعت واحد دارند و چون عنوان «پدر» و «پسر» از نوعی عملِ ایجاد انتزاع می‌شود، ناگزیر حاکی از نسبت تضایف و نیز نسبت امکانی است که با واقعیتِ ازلی خدا در تضاد است. نظر یحیی بن عدی درباره تثلیث یحیی بن عدی، با تلقی اقانیم به منزله اشخاص مستقل و بالنتیجه قول به سه خدا و سه مقام الوهی، مخالفت کرده و آن را عقیده برخی فرقه‌های بدعت‌گذار مسیحی دانسته است. براهین او در رد تثلیث، تنها از طریق پاسخ یحیی بن عدی و ردّیه او نزد ما شناخته شده است. کندی از قول همه فرقه‌های ملکانی و نسطوری و یعقوبی آورده که از نظر آنان سه اقنوم یک جوهر بیش نیستند، سپس به آنان اعتراض کرده که آموزه تثلیث مستلزم ترکیب است و مرکّب قطعاً ازلی و قدیم نیست. استدلال او چنین است: هر اقنوم یک فرد است و هر اقنوم با «خاصه» اش از دیگر اقنوم‌ها باز شناخته می‌شود؛ به این ترتیب، همه اقنوم‌ها به اشتراک معنوی دارای «جوهر» اند و هریک از آن‌ها علاوه بر آن، یک خاصیت قدیم تمایز بخش («خاصه») دارند. از طرفی، هر مرکّبی معلول است و هیچ معلولی قدیم نیست. یحیی بن عدی ضمن پذیرش اقانیم به عنوان اجزای تشکیل‌دهنده و، به تَبع آن، اعتقاد به وحدت نسبی ذات خدا، بر قدیم و ازلی بودن اقانیم با این بیان پافشاری می‌کند که فقط آنچه مرکّب از اجزایی باشد که آن اجزا پیشتر جدا از یکدیگر وجود داشته‌اند نمی‌تواند قدیم باشد. کندی همچنین می‌کوشد با تکیه بر منطق ارسطو نشان دهد که اقانیم اشخاص نمی‌توانند قدیم باشند، چرا که از یک سوی قابل تحویل به محمولات ارسطویی‌اند، و از سوی دیگر این امر که گفته می‌شود اقانیم هم یکی و هم سه تا هستند، اگر محال نباشد، مستلزم آن است که آن‌ها تحت نوع یا جنس خاصی نگنجند؛ هر دو صورت بدین معناست که آن‌ها مرکّب‌اند و امر مرکّب نمی‌تواند قدیم باشد. • مناقشه سوم کندی مناقشه سوم کندی درباره «وحدت سه اقنوم» است. او با توضیح اقسام وحدت (عددی، جنس، نوع) و بیان ناسازگاری تثلیث با هر یک از آن‌ها، اثبات می‌کند که آموزه تثلیث مسیحی، به رغم تلاش مسیحیان برای تبیین آن، آموزه‌ای مشرکانه است. وی در یک بخش، نقد خود را بر محور نسبت میان جوهر و اقانیم و نفی وجود واقعی اقنوم متمرکز کرده و در بخش دیگر به انتقاد از خود اقانیم و خصوصیات متفاوت هریک پرداخته است . او در هر دو بخش یا در صدد اثبات ناسازگاری تثلیث با دیگر اصول مسیحیت است یا اثبات این‌که ادعای آنان با منطق و شعور عام (بدیهیات)، و به تعبیر خودش با حقیقت، همخوان نیست. برای مثال، وی این مدعای مسیحیان را که اقانیم نه با جوهر یکسان‌اند و نه از آن متمایزند، با این بیان نقد کرده است : «هذا کُلُّهُ یُؤدّی الی دفع الحقایق و ابطال الوجود» . ۳. ۶ - جواب مسیحیان به نقد ها این سه احتجاج، بر اِشکال ملازمت تثلیث با کثرت واقعی در الوهیت متمرکز بود و مسیحیان برای رفع این اشکال نیازمند ابداع راه حل بودند. پیش از این، در مناظره یوحنای دمشقی مقدّمات این کار صورت گرفته بود و پس از او یحیی بن عدی در تکمیل آن کوشید. وی اظهار داشت که به اعتقاد مسیحیان، اقانیم، خواص و صفات‌اند و مشخصه پدر و پسر و روح القدس بترتیب وجود و حکمت و قدرت است. ازین‌رو، این حدس کاملاً معقول است که مسیحیان در قلمرو اسلامی برای مقبول و معقول جلوه دادن آموزه تثلیث به چنین توجیهاتی پرداخته باشند، بویژه آن‌که تناظر اقانیم با صفات نه دقیقاً با عهد جدید سازگار است نه آبای کلیسا اشخاص تثلیث را با مشخصه‌های آثار عربی یاد کرده‌اند. مقرون به صحت نیست.با این وصف، تأثیر این تطبیق یا مشابه انگاری اشخاص تثلیث را در اندیشه نفی صفات، نمی‌توان انکار کرد. • موضع گیری سلبی معتزله و اشاعره در قبال تثلیث مسیحی به تعبیر دیگر، معتزله با نظریه نفی صفات به عنوان هستی‌ها و واقعیت‌هایی در خداوند که در عین جدایی ناپذیری از او، از ذات او متمایز باشند، به نوعی موضع گیری سلبی در قبال تثلیث مسیحی روی آورده‌اند. از این گذشته، تلقی اشاعره از نحوه واقعیت داشتن صفات با تلقی خاص یاد شده از اقانیم مشابهت داشت؛ آنان اشتباه مسیحیان را در این می‌دانستند که اشخاص (صفات) را به دو مورد محدود می‌کنند. گروهی اقانیم را جوهر می‌دانند و جوهر را هم اقانیم ۲. عده‌ای اقانیم را جوهر، اما جوهر را ذاتی قدیم می‌دانند که دارای سه اقنوم است ولی اقنوم نیست ۳. بعضی اقانیم را «خواص»، بعضی «اشخاص» و بعضی وجوه و صفات می‌شمارند ۴. گروهی هر یک از اقانیم را خدای حی ناطق می‌دانند ۵. اما گروهی دیگر هریک از اینها را به تنهایی نه خدا می‌دانند نه حی نه ناطق ۶. به نظر برخی یکی قدیم و از اقنوم‌های خداست و دیگری مُحدَث و همان عیسی (علیه‌السّلام) است که از مریم زاده شد ۳. • اختلاف در معنای حدوث در معنای حدوث نیز اختلاف پیدا شده است: ۱. بعضی آن را امتزاج کلمه و انسان می‌دانند ۲. بعضی انسان را به مثابه محل و صورت (هیکل) برای کلمه دانسته‌اند ۳. بعضی گفته‌اند که کلمه در آن جسم حلول کرده است ۴. گروهی هیچ‌ یک از این آرا را نپذیرفته‌اند ۵. بعضی گفته‌اند که در اتحاد، جوهر عام با انسان کلی متحد شده است و بعضی دیگر گفته‌اند با یک انسان شخصی. • نامعقول‌ بودن مسئله‌های تثلیث و اتحاد عالمان مسلمان می‌کوشیده‌اند با نقل این اختلافات نشان دهند که مسئله‌های تثلیث و اتحاد به قدری نامعقول‌اند که خود مسیحیان هم نمی‌توانند درباره آن با یکدیگر توافق کنند و با تأکید بر این وجه نامعقول به رد آن می‌پرداخته‌اند. • نقد تثلیث به واسطه وجود جوهر در تثلیث، وجود جوهری که اقانیم به آن تعلق دارند، مفروض گرفته می‌شود. متکلمان مسلمان با طرح این پرسش که آیا سخن گفتن از جوهر درباره خداوند درست است یا نه، و با پاسخ منفی به آن از راه اقامه دلایل در نفی جوهر بودن خدا، تثلیث را هم که مبتنی بر جوهر بودن خداوند است، نقد می‌کرده‌اند. • نقد تثلیث به واسطه اقانیم همچنین در نقد تثلیث به اقانیم اشاره می‌شده است که متکلمان مسیحی در توضیح آن‌ها اختلاف داشته‌اند پرسش این بوده است: اقانیم چیستند؟ اگر صفاتِ خدای‌اند، سخن گفتن از «اب» و «ابن» و «روح القدس» چه وجهی دارد و چرا خدا تنها سه صفت دارد، نه بیش‌تر نه کمتر؟ اگر پاسخ این بود که سایر صفات قابل تحویل به این صفات‌اند، این پرسش مطرح می‌شد: چرا صفات را به سه صفت تحویل کنیم و نه مثلاً به دو صفت ؟. مسئله دیگری که نقد می‌شده این بوده که چگونه «اب» و «ابن» و «روح القدس» هریک خدای‌اند و در عین حال خدا یکی است، زیرا اگر بنا باشد هریک از این سه، خدای واحدی باشند، در نتیجه با یکدیگر تفاوت ندارند، اگر هم هریک جداگانه خدا باشند، درنتیجه سه خدا وجود دارد. اگر گفته شود سه اقنوم داریم و یک جوهر، مسئله صرفاً به صورت لفظی حل شده است، زیرا این‌که یک چیز سه چیز باشد و سه چیز یک چیز، اساساً نامعقول است. از سوی دیگر، اعتقاد به ضرورت معقول بودن مدلول کتب آسمانی، آنان را وامی‌داشته تا تفسیری خردپسند از آن عرضه کنند، این کوشش به اظهارات مختلف می‌انجامیده و نتیجه‌ای نمی‌بخشیده است و نهایتاً این مسائل را «فوق عقل» و «طوری ورای طور عقل» می‌خوانده‌اند. ۳. ۱۰ - آثار تألیف شده در رد تثلیث برخی از آثاری که با این انگیزه نوشته شده، بدین قرار است: ۱. • مهم‌ترین آثار دوره صفوی در نقد باورهای مسیحیان از جمله مهم‌ترین آثار دوره صفوی در این زمینه: ۱. ۲. گزاویه در آئینه حق نما (لیدن ۱۶۳۹) کوشیده بود درستی تثلیث را اثبات کند. ۳. ۴. ۵. ۶. ۴ - فهرست منابع ۱. آرنت‌ یان‌ ونسینک‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ‌ الحدیث‌ النبوی‌، لیدن‌ ۱۹۳۶ـ ۱۹۶۹؛ ۲. ۳. ۴. ] ؛ ۵. ۶. ۷. طباطبائی‌؛ ۸. ۹. ابن‌ معروف‌، فرهنگ‌ کنزاللغات‌، چاپ‌ رضا علوی‌، [ تهران‌? ۱۳۹۲ ] ؛ ۱۰. ۱۱. علاوه‌ بر کتاب‌ مقدّس‌. عهد جدید؛ ۱۲. محمد ایلخانی‌، «پولُس‌»، ارغنون‌، سال‌ ۲، ش‌ ۵ و ۶ (بهار و تابستان‌ ۱۳۷۴)، ص‌۳۹۳ـ۴۰۹؛ ۱۳. ۱۴. محمد ایلخانی‌، متافیزیک‌ بوئتیوس‌، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۲۳۷ـ۲۷۷؛ ۱۵. علاوه‌ بر قرآن‌ و کتاب‌ مقدّس‌. عهد جدید؛ ۱۶. ۱۷. ۱۸. اسماعیل‌ بن‌ حماد جوهری‌، الصحاح‌: تاج‌اللغة‌ و صحاح‌العربیة‌، چاپ‌ احمد عبدالغفور عطار، بیروت‌ [ بی‌تا. ] ، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌؛ ۱۹. دهخدا؛ ۲۰. حسین‌ بن‌ محمدراغب‌ اصفهانی‌، المفردات‌ فی‌ غریب‌القرآن‌، چاپ‌ محمد سیدکیلانی‌، بیروت‌ [ بی‌تا. ] ؛ ۲۱. ] ؛ ۲۲. محمد بن‌ ابراهیم‌ صدرالدین‌ شیرازی‌، الحکمة‌ المتعالیة‌ فی‌ الاسفار العقلیة‌ الاربعة‌، تهران‌ ۱۳۳۷ش‌، چاپ‌ افست‌ قم‌ [ بی‌تا. ] ؛ ۲۳. عبدالرحیم‌ بن‌ عبدالکریم‌ صفی‌پوری‌، منتهی‌الارب‌ فی‌ لغة‌العرب‌، چاپ‌ سنگی‌ تهران‌ ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ‌ افست‌ ۱۳۷۷؛ ۲۴. طبرسی‌؛ ۲۵. طبری‌، جامع‌؛ ۲۶. فخرالدین‌ بن‌ محمد طریحی‌، مجمع‌البحرین‌، چاپ‌ احمد حسینی‌، تهران‌ ۱۳۶۲ش‌؛ ۲۷. محمد بن‌ حسن‌ طوسی‌، التبیان‌ فی‌ تفسیرالقرآن‌، چاپ‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی‌، بیروت‌ [ بی‌تا. ] ؛ ۲۸. ۲۹. ] ،چاپ‌ افست‌ تهران‌ [ بی‌تا. ] ؛ ۳۰. محمد بن‌ یعقوب‌ فیروزآبادی‌، ترتیب‌ القاموس‌ المحیط‌، چاپ‌ طاهر احمد زاوی‌، بیروت‌ ۱۳۹۹/ ۱۹۷۹؛ ۳۱. ۳۲. محمد بن‌ احمد قرطبی‌، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن‌، بیروت‌ ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛ ۳۳. ۳۴. ] ؛ ۳۵. ۳۶. ۳۷. یاقوت‌ حموی‌؛ ۳۸. علاوه‌ بر قرآن‌؛ ۳۹. ۴۰. ۴۱. ۴۲. ۴۳. محمدبن‌ عبدالکریم‌ شهرستانی‌، الملل‌ و النحل‌، چاپ‌ محمد سیدکیلانی‌، قاهره‌ ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷؛ ۴۴. محمدحسین‌ طباطبائی‌، شیعه‌ در اسلام‌، قم‌ ۱۳۶۰ش‌؛ ۴۵. طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌)؛ ۴۶. محمد صادق‌ فخرالاسلام‌، انیس‌الاعلام‌ فی‌ نصرة‌ الاسلام‌، چاپ‌ عبدالرحیم‌ خلخالی‌، تهران‌ ۱۳۵۱ـ۱۳۵۵ش‌؛ ۴۷. ۴۸. ۴۹. کتاب‌ مقدّس‌. عهد جدید. فارسی‌، ترجمة‌ اناجیل‌ اربعه‌، از محمدباقربن‌ اسماعیل‌ حسینی‌ خاتون‌آبادی‌، چاپ‌ رسول‌ جعفریان‌، تهران‌ ۱۳۷۵ش‌؛ ۵۰. مجلسی‌؛ ۵۱. ۵۲. ۵۳. هری‌ اوسترین‌ ولفسون‌، فلسفة‌ علم‌ کلام‌، ترجمة‌ احمد آرام‌، تهران‌ ۱۳۶۸ش‌؛ ۵۴. Abu ¦ ـ I ¦sa ¦Warra ¦k ¤, Anti-Christian polemic in early Islam: Abu ¦ ـ I ¦sa ¦al-Warra ¦q's Against the Trinity , ed. and tr. David Thomas, Cambridge ۱۹۹۲; ۵۵. Boethius , The theological tractates , London ۱۹۷۳; ۵۶. C. Welch, Trinity in contemporary theology , London ۱۹۵۳. ۲); ۵۷. D. Brown, The divine Trinity , London ۱۹۸۵; ۵۸. Edmund J. Fortman, The triune God , London ۱۹۷۳; ۵۹. Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge ۱۹۸۴. ۴); ۶۰. EI ۲ , s.v. " ـ I ¦sa ¦" (by G. C. Anawati); ۶۱. EI ۲ , s.v. "Tat ¢h ¢l ¦ât ¢h ¢" (by D. Thomas); ۶۲. EI ۲ , s.v. "Tat ¢h ¢l ¦ât ¢h ¢" (by D. Thomas).; ۶۳. J. Gill, The council of Florence , Cambridge ۱۹۵۹; ۶۴. J. N. D. Kelly, Early Christian doctrine , New York ۱۹۶۸; ۶۵. J. Quasten, Patrology , ۶th. ed. Westminister, Maryland ۱۹۹۲; ۶۶. M. Ilkhani, La thإologie de la crإation chez Achard de Saint-Victor , Bruxelles ۲۰۰۰; ۶۷. M. Luther, Luther's works , ed. J. Pelikan, St. Louis ۱۹۵۹-۱۹۶۷; ۶۸. Routledge encyclopedia of philosophy , ed. Edward Craig, London: Routledge, ۱۹۹۸, s.v. "Trinity" (by Peter Van Inwagen); ۶۹. St. Augustin, De Trinitate (La trinitإ ), texte latin et traduction francaise, Etudes Augustiniennes, vol. ۱۵-۱۶, Paris ۱۹۹۱; ۷۰. Th. de Regnon, Etudes de thإologie positive sur la Saint Trinitإ, Paris ۱۸۹۲-۱۸۹۸; ۷۱. The Early Christian- Muslim dialogue: a collection of documents from thefirst three Islamic centuries ( ۶۳۲-۹۰۰ A. D. ) , translations with commentary , ed. N. A. Newman, Hatfield, PA: Interdisciplinary Biblical Research Institute, ۱۹۹۳; ۷۲. The Early Christian-Muslim dialogue: a collection of documents from the first three Islamic centuries (۶۳۲-۹۰۰ A.D.), translations with commentary , ed. N.A. Newman, Hatfield, PA: Interdisciplinary Biblical Research Institute, ۱۹۹۳; ۷۳. The International standard Bible encyclopedia , ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, ۱۹۷۹- ۱۹۸۸, s.v. "Trinity" (by C. Plantinga); ۷۴. The Oxford encyclopedia of the reformation , ed. Hans J. Hillerbrand, New York ۱۹۹۶, s.v. "Antitrinitarianism"(by Lech Szczucki); ۷۵. Thomas Aquinas, Summa theologiae , translated by Fathers of the English Dominican Province, Chicago: Encyclopaedia Britannica, ۱۹۷۱, vols. ۱۹-۲۰; منبع: ج۱، ص۵۶، نقله الی العربیه صبحی صالح و فرید جبر، بیروت ۱۹۷۸ـ۱۹۸۳ · ج۱، ص۱۶، ترجمه محمدحسین آریا، تهران ۱۳۷۳ش · ج۱، ص۳۷، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران ۱۳۷۳ش · ج۱، ص۲۲۶ـ ۲۲۸، چاپ محمد سیدکیلانی، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷ · ج۹، ص۲۵۷۲۶۱ · توبه/سوره۹، آیه۳۰ · ج۱، ص۳۱۸ـ۳۱۹، نقله الی العربیه صبحی صالح و فرید جبر، بیروت ۱۹۷۸ـ۱۹۸۳ · توبه/سوره۹، آیه۶ · ج۱، ص۳۱۷ـ ۳۵۸، ترجمه احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۳۶۰ ـ۳۶۱، ترجمه احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۴۱۱، بیروت ۱۹۸۵ · ج۱، ص۴۱۱ـ۴۱۲، بیروت ۱۹۸۵ · ج۱، ص۳۴۶ـ۳۴۷، ترجمه احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۱۳۲، ترجمه احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۲۲۱، چاپ محمد سیدکیلانی، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷ · ج۱، ص۲۲۴، چاپ محمد سیدکیلانی، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷ · ذیل «وصف»، تهران ۱۳۷۲ـ ۱۳۷۳ش · ج۱، ص۱۳۳ـ ۱۳۴، ترجمه احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۶۵، ترجمه احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۱۳۷، ترجمه احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۸۱ ـ ۸۵، چاپ محمودمحمد خضیری و محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره ۱۳۶۶/ ۱۹۴۷ · ج۱، ص۱۱۱۸ · ج۱، ص۸۲، چاپ محمد سیدکیلانی، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷ · ج۵، ص۸۱ ـ۸۴، چاپ محمودمحمد خضیری، قاهره ۱۹۶۵ · ج۵، ص۸۱، چاپ محمودمحمد خضیری، قاهره ۱۹۶۵ · ج۱، ص۷۸ـ۸۱، چاپ محمودمحمد خضیری و محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره ۱۳۶۶/ ۱۹۴۷ · ج۱، ص۸۱ ـ۸۳، چاپ محمودمحمد خضیری و محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره ۱۳۶۶/ ۱۹۴۷ · ج۵، ص۹۰ـ ۹۵، چاپ محمودمحمد خضیری، قاهره ۱۹۶۵ · ج۱، ص۷۸ـ۹۶، چاپ محمودمحمد خضیری و محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره ۱۳۶۶/ ۱۹۴۷ · ج۲، ص۹۱ـ۱۰۰، چاپ علی السید صبح المدنی · ج۲، ص۲۷ـ ۲۱۵، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵ · ج۱، ص۱۷۷، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵ · عهد جدید، فارسی، ترجمه اناجیل اربعه، ج۱، ص۲۲، چاپ رسول جعفریان، تهران ۱۳۷۵ش · عهد جدید، فارسی، ترجمه اناجیل اربعه، ج۱، ص۳۶ـ۳۷، چاپ رسول جعفریان، تهران ۱۳۷۵ش · ج۳، ص۲۲۰ـ ۲۸۲، چاپ عبدالرحیم خلخالی، تهران ۱۳۵۱ـ۱۳۵۵ش

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین