دکترین
تجربه دینی: نکته
بلکه احساس اتکای مطلق و یکپارچه به مبدا یا قدرتی متمایز از جهان است. دوم، احساس خشیت و خوف ؛ سوم، احساس شوق و جذبه . قدسیت خداوند از طریق این احساسات درک میشود. نه از طریق عقل. هر چند عقل نیز میتواند اوصافی از خداوند را بیابد و مفاهیمی برای اشاره به او داشته باشد و آنها را تحلیل و تعریف کند، اما هیچ یک از این کارها نمیتواند ما را به عمق ذات خداوند رهنمون کند. جز از طریق احساس نمیتوان به آن حریم بار یافت. دوم، مُدرَک (محسوس) یا شخص یا شیئی که احساس میشود؛ سوم، پدیدار یا جلوه و ظاهر محسوس. سوم؛ مثلاً اگر شخصی پرندهای را دید وی اولاً فرض گرفته است که پرندهای وجود دارد، ثانیاً این پرنده علت رؤیت او شده است. زیرا ممکن نیست هم خدای واحد ادیان توحیدی واقعی باشد و هم خدایان متعدد ادیان شرکآلود. و مواجهه به معنای شناخت مستقیم، حضوری و بی واسطه است. اما ممکن است تجربهای شیطانی باشد. اما این هم خطا است که تمام تجارب ادعا شده را مادی و نوعی خیالپردازی و یا فرافکنی و یا چیزهایی از این قبیل بدانیم.
منبع: عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۳۶ · عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۳-۴۱ · کلام جدید، ص۱۳۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
