Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

زیراکه سالک در طی سلوک و درنتیجه کوشش خود به پایگاهی والا دست می‌یابد، و سرانجام حق بر دل او متجلی می‌شود و به چشم دل جمال الاهی را مشاهده می‌کند دوم، جذبه و عنایت معشوق و کشش از جانب او، زیراکه کشش چو نبود از آن سو، چه سود کوشیدن. عارفان ضمن بحث از کشش و کوشش و جذبه و سلوک، با آن‌که از لزوم کوشش سخن گفته‌اند، اما بر اهمیت کشش تأکیدی خاص ورزیده‌اند و حتی آن را شرط کافی تجلی دانسته‌اند. ۶. ۲ - تشبیه غیب به نور دسته دوم تعریف‌هایی که در آن‌ها بر تشبیه غیب به نور و تعبیر انوار غیوب تأکید شده است؛ و این از آن‌رو ست که غیب، حقیقت نادیدنی است و غیبِ غیب‌ها (غیب الغیوب) ذات الاهی است و سالک در پرتو تزکیه و تصفیه باطن، با چشم دل آنچه نادیدنی است آن بیند. او از ۷ گونه غیب (که از آن‌ها به امّهات الغیوب تعبیر می‌کند) سخن می‌گوید، و تأکید می‌کند که تجلیات از باطن غیب‌ها پدیدار می‌گردد. از آن‌جا که معرفت عرفانی معرفت وحدت است؛ و پیام نهایی عرفان آن است که وحدتْ حقیقت و راست است؛ و کثرتْ خطا و پندار، سالک باید در رفع حجابِ کثرت بکوشد و به تعبیر اهل عرفان، دوگام بردارد تا به حق و حقیقت که همان وحدت ( توحید ) است، برسد؛ که گفته‌اند: خُطوتانِ و قَدْ وَصَلْتَ: دو گام است که چون برداری، بی‌گمان به مقصد می‌رسی: گام فصل و گام وصل. احساسِ وجود که مشتمل بر احساس داشتن فعل و صفت و ذات است، به دنبال تجلیات سه‌ ‌گانه بر دل سالک، مرحله به مرحله از میان می‌رود و سالک را به مقام توحید واقعی که همان مقام وحدت و فناء فی‌الله و بقاء باللٰه است، می‌رساند. تجلیات سه‌گانه، به ترتیبِ ورود بر دل سالک، عبارت‌اند از تجلی افعال، تجلی صفات، و تجلی ذات و این از آن‌رو ست که افعال آثارِ صفات‌اند، و صفات، مندرج در تحت ذات. پس افعال به خلق نزدیک‌تر از صفات بود و صفات نزدیک‌تر از ذات. شهود مراتب سه‌گانه تجلی نیز از یکدیگر متمایز است. شهودِ تجلیِ ذات را مشاهده می‌نامند، شهود تجلی صفات را مکاشفه ، و شهود تجلی افعال را محاضره می‌گویند. برخی میان تجلی با مشاهده و مکاشفه فرق نهاده‌اند و به نظر آنان نسبت مشاهده و تجلی، به تعبیر منطقیان، عموم و خصوص من وجه و نسبت مکاشفه با این دو، عموم و خصوص مطلق است، اما در تجلی حقیقی (احتمالاً تجلی ذاتی)، مشاهده (که مستلزم ارتباط دو سویه است) وجود ندارد. در نقد این نظر گفته شده که بنا به تعریفِ تجلی (ظهور ذات و صفات الوهیت)، مشاهده بدون تجلی ممکن نیست. ۶.۳. ۱ - تجلی افعال تجلی افعال (محاضره یا مقام محو) تجلی ذات حق است با افعال بر دل سالک؛ که در آن سالک با شهود افعال حق (که از آن به محاضره تعبیر کرده‌اند) درمی‌یابد که فاعل حقیقی خدا ست و به رمز و رازِ «وَاللّٰهُ خَلَقَکُمْ وَ ما تَعْمَلونَ؛ خدا شما و کردارهایتان را آفریده است پی می‌برد» و درمی‌یابد که «لا مُؤَثِّرَ فی الوُجودِ اِلّااللّٰه؛ و این چنان بر وجود سالک غلبه کند که صفات خلق در نظر او بی‌مقدار شود. ۶.۳. ۳ - تجلی ذات تجلی ذات (مشاهده یا مقام مَحْق ) جلوه‌گر شدنِ ذات حق بر دل سالک است. منشأ تجلی ذات، ذات حق است، بی‌آنکه صفتی با آن اعتبار شود، هرچند که تجلی ذات جز به واسطه اسماء و صفات تحقق نمی‌یابد و حق‌ تعالی تنها از ورای حجاب یکی از اسما و نه خودبه‌خود، بر موجودات جلوه‌گر می‌شود. تجلی ذات همان مکاشفه است، خواه کشف قلبی (رؤیت خداوند به چشم سِرّ در دنیا) باشد خواه کشف عینی (رؤیت خداوند به چشم سَر در آخرت). از تجلیات سه‌ ‌گانه افعال و صفات و ذات در منابع مختلف عرفانی سخن رفته است. در برخی از متون عرفانی، ضمن استشهاد به آیه ۱۴۳ سوره اعراف که در آن مدهوشیِ برآمده از تجلیِ حق‌تعالی به صَعْقه تعبیر شده است، موسی (علیه‌السلام) را سالکی دانسته‌اند که به هنگام درخواست دیدار هنوز به بقای بعد از فنا نرسیده، و بقایای صفات در وجودش برقرار بوده است، و به همین سبب خود را از خدا جدا می‌دید و درخواست دیدار می‌کرد. تجلی نور ذات حق بر طور نفس موسی (علیه‌السلام)، بقایای وجودی او را از میان برد، و چون مقتضای تجلی ذاتی نیستی و فنای مظاهر است، او را به بقای باللٰه رسانید. در طبقه‌بندی تجلی به ذاتی، صفاتی و افعالی، آنجا که از تجلیِ افعال سخن به میان نیامده، و تجلی به صفاتی و ذاتی محدود شده است، بدان سبب است که بر طبق طبقه‌بندی دیگری، صفات به صفات ذات و صفات فعل تقسیم می‌شود و درنتیجه تجلی افعالی تحت تجلی صفاتی قرار می‌گیرد. تجلی ذات یا مکاشفه دیدنِ حق است با چشم دل؛ تجلی صفات موضع نور است و نتیجه آن دریافتِ قدرتِ حق؛ سپس تجلی ربانی به تجلی ذات (ربوبیت و الوهیت، تجلی ربوبیت همان است که برای موسی (علیه‌السلام) و کوه طور رخ داد؛ هستی آن‌ها باقی بود، اگرچه کوه متلاشی و موسی بیهوش شد. ) و تجلی صفات جمالی و جلالی منقسم می‌گردد؛ و تجلی بی‌واسطه را به تجلی جمالی و جلالی تقسیم می‌کند. مبحث تجلیات، هرچند نسبت به مبحث مفصّل و تحلیلی توحید، خلاصه‌تر و کوتاه‌تر است، اما قطع نظر از این مقایسه، شاید مفصل‌ترین و متنوع‌ترین بحث در این زمینه به‌شمار آید. زیبایی انسان نیز نور تجلی ذات و صفات الاهی است و از همین رو گاه عشق الاهی به صورت عشق انسانی تجلی می‌کند. ۶. ۵ - تجلی حق بر سالکان بعضی عرفا تجلی حق بر سالکان را چهار نوع دانسته‌اند. اول تجلی صوری (آثاری) که دیدن حق در اشیا و صورت‌های مرئی عالم است. این تجلی به مرتبه ربوبیت تعلق دارد. دوم تجلی نوری (افعالی) است، یعنی دیدن حق به صفتی از صفات فعلی به صورت انواری به رنگ‌هایی مانند سبز و کبود و سرخ و زرد و سفید. این تجلی به مرتبه رحیمیت مربوط است. این تجلی متعلق به مرتبه رحمانیت است. چهارم تجلی ذوقی (ذاتی) است که به مرتبه الوهیت مربوط است و در آن علم و ادراک و شعور سالک فانی می‌شود. این تجلی خالی از هر صورت و صفتی است و هرکس آن را درک کند در واقع حق را خارج از آیینه اشیا دیده است، ازین‌رو آن را ذاتی یا تجریدی می‌گویند. در این تجلی سالک گاه حق را مظهر خود می‌بیند و گاه خود مظهر حق می‌شود، یعنی می‌بیند که خود، حضرت حق است. هر دو این‌ها نشانه کمال است، اما دومی کاملتر و بالاتر است. سالک در این حال هیچ چیز غیر خود نمی‌بیند و این همان توحید عیانی است که در تجلی ذاتی سالک بعد از فنا، به بقای حق باز می‌گردد و سخن پیامبر که «من رَآنی فقد رای الحق» در این مرتبه بوده است. ۶.۵. ۱ - نشانه‌های انواع تجلی عارفان انواع تجلی را با نشانه‌های آن نیز معرفی کرده‌اند. نشانه تجلی ذات آن است که ذات سالک فانی می‌شود و خود را بی تعین جسمانی و روحانی می‌بیند. بدین ترتیب، حقیقت محمدیه همان ذات احدیت به اعتبار تعین اول است. منبع: اللمع فی التصوف، ج۱، ص۴۲-۵۴، به کوشش نیکلسن، لیدن، ۱۹۱۴م · مفاتیح ‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۴۴۷- ۴۴۸، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۱ش · مفاتیح ‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۴۴۷-۴۴۸، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۱ش · اصطلاحات الصوفیة، ج۱، ص۳۹، به‌ کـوشش محمدکمال ابراهیم جعفر، قاهره، ۱۹۸۱م · دیوان، به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران، انتشارات زوار · مرصاد العباد، ج۱، ص۲۱۸، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ۱۳۵۲ش · التعـرف، ج۱، ص۱۲۲، به کوشش محمدجواد شریعت، تهران، ۱۳۷۱ش · کشف المحجوب، ج۱، ص۵۰۴، به کوشش و آ ژوکوفسکی، ۱۳۵۸ش · اللمع فی التصوف، ج۱، ص۳۶۳، به کوشش نیکلسن، لیدن، ۱۹۱۴م · مصباح الهدایة، ج۱، ص۱۲۹، به‌ کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ۱۳۶۷ش · اصطلاحات الصوفیة، ج۱، ص۱۶۸، به‌ کـوشش محمدکمال ابراهیم جعفر، قاهره، ۱۹۸۱م · دیوان، ج۱، ص۲۸، به کوشش رشید یاسمی، تهران، ۱۳۰۷ش · اصطلاح الصوفیة، ج۱، ص۹، حیدرآباد دکن، ۱۳۶۷ق/۱۹۴۸م · اصطلاحات الصوفیة، ج۱، ص۱۵۵، به‌ کوشش محمدکمال ابراهیم جعفر، قاهره، ۱۹۸۱م · مرصاد العباد، ج۱، ص۳۱۶، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ۱۳۵۲ش · التعریفات، ج۱، ص۲۳، قاهره، ۱۳۰۶ق · گلشن راز، ج۱، ص۳۳، به کوشش احمد مجاهد و محسن کیانی، تهران، ۱۳۷۱ش · مفاتیح ‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۲۰۰-۲۰۱، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۱ش · شرح فصوص الحکم، ج۱، ص۷۸، به کوشش نجیب مایل هروی، ۱۳۶۴ش · عوارف المعارف، ج۱، ص۵۲۶، بیروت، ۱۹۶۶م · مصباح الهدایة، ج۱، ص۱۳۱، به‌ کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ۱۳۶۷ش · مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، ج۱، ص۱۳۱، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۶۷ش · مرصاد العباد، ج۱، ص۳۲۷، چاپ محمد امین ریاحی، تهران ۱۳۵۲ش · موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ذیل واژه، چاپ رفیق العجم و علی دحروج، بیروت ۱۹۹۶ · صافات/سوره۳۷، آیه۹۶ · مفاتیح ‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۳۶۲، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۱ش · التعریفات، ج۱، ص۶۱ · مفاتیح ‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۲۲۷- ۲۲۸، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۱ش · التعریفات، ج۱، ص۱۱۷ · الرسالة القشیریة، ج۱، ص۱۸۲ · اعراف/سوره۷، آیه۱۴۳ · مصباح الهدایة، ج۱، ص۱۳۰، به‌ کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ۱۳۶۷ش · الغوثیة، ج۱، ص۲۹، ترجمه حسن گیلانی، ده رساله مترجم، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ۱۳۶۷ش · الغوثیة، ج۱، ص۲۹-۳۱، ترجمه حسن گیلانی، ده رساله مترجم، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ۱۳۶۷ش · مفاتیح ‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۱۲۹-۱۳۰، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، تهران، ۱۳۷۱ش · التعرف، ج۱، ص۱۲۱، به کوشش محمدجواد شریعت، تهران، ۱۳۷۱ش · التعریف لمذهب اهل التصوف، ج۱، ص۱۲۱، دمشق ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ · الفتوحات المکیه، ج۱، ص۸۸ـ۹۰، بیروت، دارالصادر · الغوثیة، ج۱، ص۲۸-۳۲، ترجمه حسن گیلانی، ده رساله مترجم، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ۱۳۶۷ش · فتح/سوره۴۸، آیه۱۰ · مرصاد العباد، ج۱، ص۳۱۶- ۳۲۹، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ۱۳۵۲ش · مرآت المحققین، ج۱، ص۳۹۴-۳۹۶، مجموعه آثار، به کوشش صمد موحد، تهران، ۱۳۶۵ش · مرصاد العباد، ج۱، ص۳۲۱ـ۳۲۷، چاپ محمد امین ریاحی، تهران ۱۳۵۲ش · اوراد الاحباب و فصوص ‌الآداب، ج۱، ص۳۴- ۳۹، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۸ش · سربال البال، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۶، رسائل، ماساچوست، ۱۹۸۸م · التجلیات الالٰهیة، ج۱، ص۵۶۵-۶۱۷ فهرست، به کوشش عثمان اسماعیل یحیی، تهران، ۱۳۶۷ش · المصباح فی التصوف، ج۱، ص۷۲، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ۱۳۶۲ش · شرح شطحیات، ج۱، ص۳۷۷ـ ۳۷۸، به تصحیح و مقدمة فرانسوی از هانری کوربن، تهران ۱۳۴۴ش · عبهرالعاشقین، ج۱، ص۳۵، چاپ هانری کوربن و محمد معین، تهران ۱۳۳۷ش · عبهرالعاشقین، ج۱، ص۶۴، چاپ هانری کوربن و محمد معین، تهران ۱۳۳۷ش · مصنفات فارسی، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۰۴، چاپ نجیب مایل هروی، تهران ۱۳۶۹ش · اصطلاحات الصوفیة، ج۱، ص۳۰۹، چاپ محمدکمال ابراهیم جعفر، مصر ۱۹۸۱ · مصنفات فارسی، ج۱، ص۲۰۳، چاپ نجیب مایل هروی، تهران ۱۳۶۹ش · مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۱۵۱، چاپ کیوان سمیعی، تهران (۱۳۳۷ش) · مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، ج۱، ص۱۳۰ـ۱۳۱، چاپ جلال الدین همایی، تهران ۱۳۶۷ش · کشف المحجوب، ج۱، ص۴۹۰، چاپ و ژوکوفسکی، لنینگراد ۱۹۲۶، چاپ افست تهران ۱۳۵۸ ش · نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، ج۱، ص۴۴۷، چاپ ویلیام چیتیک، تهران ۱۳۷۰ش · اصطلاحات الصوفیة، ج۱، ص۳۰۵ـ۳۰۶، چاپ محمدکمال ابراهیم جعفر، مصر ۱۹۸۱ · اصطلاحات الصوفیة، ج۱، ص۱۰۷ به بعد، چاپ محمدکمال ابراهیم جعفر، مصر ۱۹۸۱ · رسائل حضرت سیدنورالدین شاه نعمت اللّه ولی کرمانی قدس سره، ج۱، ص۶۸، ج ۳، چاپ جواد نوربخش: رسالة بیان اصطلاحات، (تهران) ۱۳۴۲ش · حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، ج۱، ص۱۸۹ـ ۱۹۸، چاپ مدرس رضوی، تهران ۱۳۵۹ش · الفتوحات المکیة، ج۲، ص۲۲۶، چاپ عثمان یحیی، قاهره، ج ۱ـ۳، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، ج ۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵، ج ۷، ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱، ج ۸، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ج ۱۳، ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین