دکترین
تفسیر القرآن الکریم (ملاصدرا): جنبه ادبی
همانگونه که برخی دانشمندانی که در علوم عقلی و نظری مراتب شامخی را طی کردهاند تا حدودی از علوم ادبی و لفظی درماندهاند، مفسر عالیقدر ما که از مقام بلندی در علوم و معارف عقلی بهرهمند است، در ادب عربی بر آن مرتبه نیست و گاه از لحاظ جملهبندیها و ترکیب کلامی و یا نقد و تحلیل اعراب کلمات (آنگونه که شایسته است) قدرت ادبی نشان نمیدهد. برای نمونه، در آیه «ان کل نفس لما علیها حافظ» میگوید: ان اگر نافیه باشد، قضیه به صورت سلب جزئی در خواهد آمد (زیرا وجود کل در مدخول نفی سلب کل، افاده میکند که به معنای سلب جزئی است) در صورتی که مقصود قرآن در این آیه سلب کلی است.
آنگاه در توجیه جواب چنین میگوید: قرآن را نباید بر مصطلحات مستحدثه عرضه نمود و بر فرض صحت این قواعد، بایستی آیه را (مجازا) بر عموم حمل کرد یا آنکه از باب صدق عام بر خاص ، سلب جزئی بر سلب کلی نیز صادق است. آیه «و ان کل لما جمیع لدینا محضرون» نیز چنین است. تمامی مفسران و حتی مفسران ادیب که در نحو و ادب امامت دارند، این دو آیه را بر عموم حمل کرده و قضیه را موجبه دانستهاند؛ اساسا سلبی در کار نیست؛ زیرا لما در اینجا به معنای الا است که در اینجا، نفی و الا، به معنای انما و مفید حصر است و کلام جنبه اثباتی دارد نه سلبی. مانند آن است که بگوییم: انما کل نفس علیها حافظ... بیشتر وارد جزئیات نمیشویم و به همیناندازه بسنده میکنیم.
منبع: طارق/سوره۸۶، آیه۴ · تفسیر سوره طارق، ج۷، ص۳۲۶ · یس/سوره۳۶، آیه۳۲ · تفسیر کشاف، ج۴، ص۱۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
