دکترین
تقلید (فقه): معنای تقلید
۲.
۱ - در لغت تقلید از ریشه «ق ل د» در لغت به معنای وابسته کردن امری به امر دیگر و اتصال میان آنان آمده است و به تناسب همین معنا، این واژه در موارد دیگری همچون نهادن چیزی بر گردن دیگری، بستن شمشیر به کمر و کاری را بر عهده کسی گذاشتن به کار رفته است. کاربرد آن در معنای نخست بدینجهت است که مقلّد مسئولیّت اعمال خ. ر. ب. گردن کسی میاندازد که از او تقلید میکند. ۲.
۲ - در اصطلاح عام در اصطلاح عام، تقلید عبارت است از پیروی کردن از فرد یا افرادی بدون تأمل و دقت و بدون دریافتن حقیقت امر و به تعبیر دیگر، همرنگی با جماعت و پیروی محض از دیگران در مسائل اجتماعی و اخلاقی بدون تصمیمگیری مستقل و مسئولانه. ۲.
۳ - در علم فقه در علم فقه نیز، تقلید دو اصطلاح دارد: ۱. تقلید در مبحث حج که به معنای آویختن چیزی بر گردن شتر ، گاو یا گوسفند به نشانه قربانی بودن آن حیوان است. ۲. تقلید در مسائل و احکام دین که برای آن تعاریف گوناگونی ذکر شده است؛ پذیرش گفته فردی دیگر بدون درخواست حجت و دلیل ، التزام شخص به نظر مجتهد حتی اگر به فتوای او عمل نکرده باشد؛ اما بیشتر فقها تقلید را عمل کردن به استناد نظر دیگری یا دیدگاه مجتهد بدون درخواست دلیل از او دانستهاند، اعم از اینکه التزام قلبی به این دیدگاه باشد یا نباشد و از آن رو به این عمل تقلید گفتهاند که مقلِّد عمل خود را از جهت مطلوب یا مبغوض بودن یا صحت و بطلان بر عهده مجتهد میگذارد.
منبع: التحقیق، ج ۹، ص ۳۰۶، «قلد» · مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۱۹ · المصباح، ص ۵۱۳ · المصباح، ص ۵۱۲ - ۵۱۳ · مجمع الفائدة ج۱۲، ص۲۰ · لغت نامه، ج ۵، ص ۶۸۸۵ · فرهنگ علوم سیاسی، ص ۸۰ · جواهر الکلام، ج ۱۸، ص ۵۷ - ۵۸ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۳، المقدمة، مسالة ۲ · المستصفی، ص ۳۷۰ · العروة الوثقی، ج ۱، ص ۱۴ · مستمسک العروه، ج ۱، ص ۹۹ · مصباح المنهاج، ص ۲۱ · مصطلحات الفقه، ص ۱۵۷
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
