دکترین
تقیه: نکته
از جمله، این سؤال مطرح شده که هرگاه عمل تقیهای از عبادات باشد، آیا پس از برطرف شدن موضوع تقیه، از نو به جا آوردن آن، به صورت اعاده یا قضا ، لازم است یا نه؟ فقها در این فرض، اعاده و قضا را لازم نمیدانند و به اصطلاح، کار انجام شده را «مُجْزی» میشمارند، زیرا از تجویز شارع نسبت به تقیه برمیآید که در عبادت به شکل اضطراری (مانند عبادتِ مطابق با امر واقعی) اعاده لازم نیست. برخی فقها این شرط را در همه اقسام تقیه لازم شمرده و برخی دیگر اصولاً این شرط را نپذیرفتهاند.
بحث دیگر آن است که سایر آثار وضعی کار تقیهای (جز صحت آن از نظر عدم نیاز به اعاده و قضا) چگونه است و آیا مثلاً وضویی که در حال تقیه گرفته شده یا معاملهای که به گونه تقیهای صورت گرفته، واجد تمام آثار صحت تلقی میشود یا نه؟ فقها در این باره نیز اختلاف نظر دارند. از سوی دیگر، اگر فردِ موظف به تقیه، تکلیف تقیهای خود را انجام ندهد و مثلاً عبادت را به طور عادی به جا آورد، درباره درستی یا بطلان کار او اختلاف نظر هست. فقهای دیگر نیز در این باب آرای تفصیلی دادهاند.
منبع: ص۴۳، چاپ فارس حسون، قم۱۴۱۲ · ص۴۸، چاپ محمد حسون، قم۱۴۱۲ · علی بن حسین، ج۲، ص۵۱۵۲، رسالة۸، رسالة فی التقیة، چاپ محمد حسون، قم۱۴۰۹ · مرتضی بن محمدامین، ص۴۶۵۱، چاپ فارس حسون، قم۱۴۱۲ · ص۶۴، چاپ فارس حسون، قم۱۴۱۲ · ۱۳۹۶، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی · ج۲، ص۲۰۷۲۱۰، قم۱۳۸۵ · ص۶۰، چاپ فارس حسون، قم۱۴۱۲ · حسن، ج۵، ص۷۷۷۸، چاپ مهدی مهریزی و محمدحسین درایتی، قم۱۳۷۷ش
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
