دکترین
تناسخ
دیگر کاربردها: تناسخ (ابهام زدایی) . تَناسُخ ، یا بازپیدایی به معنای ورود دوبارۀ روح یا نفس در جسمهای مادی (انسانی یا مادون آن، مانند حیوان، گیاه و حتى اجسام بیجان، و اجرام آسمانی همچون ستارگان) و یا فوق طبیعی (مانند خدایان و فرشتگان) و ادامۀ حیات آن در این کالبد جدید است. در اصل اعتقادی تناسخ، حیات گذشتۀ فرد نوع کالبد جدید او را تعیین میکند و در بیشتر فرهنگهای معتقد به این اصل، رهایی از چرخۀ تناسخ و بازپیدایی، غایت سعادت به شمار میآید.
به طور کلی، این آموزه در جهانبینیهایی که عالم ماده را پست میدانند و طرد حیات دنیوی را نوعی ارزش میشمرند، به عنوان یک اصل پذیرفته شده است. واژۀ تناسخ برگرفته از مادۀ «نسخ» است که مصدر مجرد آن در لغت عرب به معنای «از میان برداشتنِ چیزی و قرار دادن چیز دیگری به جای آن»، و نیز به معنای مطلقِ «انتقال یافتن» به کار رفته است؛ معانی مختلف اصطلاح نسخ در علوم قرآنی، حدیث ، فقه و کلام همگی با این معنای لغوی مناسبت دارند؛ همچنانکه اصطلاح فقهی تناسخ یا مناسخه در باب ارث نیز همچون اطلاق مشهور تناسخ به ارواح متضمن همین معنا ست.
در موضوع تناسخ ارواح، اصطلاحها و تعبیرهای دیگری چون انتقال ارواح، تولد دوباره، تجسدات متکرر، تمثل، ظهور، تقمّص، تجسم، تجلی، رجعت، حلول، مسخ، فسخ، و رسخ نیز گاهی معادل مفهوم تناسخ یا ملازم با آن به کار میرود، که مبنای مشترک همۀ آنها بقای نفس و احتیاج نفس به بدن است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
