دکترین
تناسخ: دین بودایی
دین بودایی که در بستری هندویی شکل گرفت، اعتقاد به تناسخ را به عنوان یکی از اصول مسلّم خود پذیرفت. بودا نیز زندگی را قانون کنش و واکنش، و چرخۀ بازپیدایی را در تسلط قانون کرمه میدانست . براساس تعالیم بودا، علت حیات دوباره دو چیز است: میل به زندگی (تَنهه) و جهل و نادانی (اَویدیه). اگر آدمی بتواند با معرفت یافتن نسبت به ۴ حقیقت شریف بودایی و به کار بستن راههای هشتگانه این دو عامل را از بین ببرد، از چرخۀ دردناک بازپیدایی رهایی مییابد .
نخستین تفاوت این آموزه در دین بودایی با هندویی، آن است که بودا انجام شعایر خاص هندویی و آیینهای قربانی جهت رهایی را امری بیهوده میدانست و دیگر اینکه وی برخلاف تعالیم اوپانیشادی، به روح و نفسی ثابت و جاودان باور نداشت. همین تفاوت دوم، یکی از بحثبرانگیزترین مسائل دین بودایی بوده است. اگر جزء ثابت و پایداری به نام روح وجود ندارد، پس چه چیز از زندگی پیشین به زندگی پسین منتقل میشود؟ به بیان دیگر، چه چیزی این دو زندگی را به یکدیگر میپیوندد و تأثیرات اعمال گذشتۀ فرد را به زندگی بعدی او منتقل میکند؟ بودا وجود انسان را متشکل از ۵ مجموعۀ ناپایدار و متغیر میدانست که ترکیبات گوناگون آنها هستی انسان را شکل میدهد. ۲.
۱ - پایان موقت براساس تعالیم بودا، مرگ پایان موقت پدیدهای موقت است و نه نابودی کامل انسان، زیرا در هنگام مرگ حیات مادی متوقف میشود، اما قوۀ کرمهای که از آن پس به کار میافتد، نابود نشده است . تمامی اعمال آدمی تأثیراتی اعم از خوب یا بد را در ذهن برجا میگذارند. انباشتگی این تأثیرات، سرشت ، شخصیت و گرایشهای فرد را شکل میدهد و این روند در لحظه لحظۀ زندگی فرد اتفاق میافتد. در لحظۀ مرگ، با از هم پاشیدگی کالبد مادی، و در نتیجۀ قدرت کرمه، این فرایند آگاهی ــ که پدیدۀ فیزیکی ـ روانی بیوقفهای است ــ بیهیچ درنگی به زندگی دیگری منتقل میشود که شبیه سطح ذهنی و تمایلات و شایستگیهای حیات پیشین او بوده است.
از آنجا که حیات نوعی ترکیب و تجمع است، اگر قوهای این عناصر پراکنده را با هم جمع نکند، هیچگونه زندگی دیگری شکل نخواهد گرفت. این قوه همان میل به زندگی مجدد است که هنگام مرگ در فرد وجود دارد و باعث میشود که چرخۀ حیات دوباره به حرکت درآید . ۲.
۲ - تفهیم با تشبیه بودا برای تفهیم این موضوع دشوار، بیشتر از تشبیه استفاده میکرد. برای نمونه، شمعی که با کمک شعلۀ شمع دیگری روشن میشود، یا موجی که بالا و پایین میرود و هر بار شکلی خاص پیدا میکند، نه عیناً همان وجود قبلی خود است و نه کاملاً متفاوت از آن. به همین طریق نیز فردیتهای بعدیای که جایگزین تجسدهای ماقبل خود میشوند، نه با آن یکی هستند و نه متفاوت از آن؛ و بدینسان، بدون آنکه ذات مستقل جاودانهای وجود داشته باشد، فرایند تناسخ روی میدهد .
منبع: «Origin and Expansion of Buddhism»، The Path of the Buddha، ed. K. Morgan، New York، p۲۴، ۱۹۵۶ · «The Fundamental Principles of Theravada Buddhism»، The Path of the Buddha، ed. K. Morgan، New York، p۸۱، ۱۹۵۶ · «Unity and Diversity in Buddhism»، The Path of the Buddha، ed. K. W. Morgan، New York، p۳۷۸، ۱۹۵۶ · «The Fundamental Principles of Theravada Buddhism»، The Path of the Buddha، ed. K. Morgan، New York، p۹۶، ۱۹۵۶ · Development in the Early Buddhist Concept of Kamma/ Karma، New Delhi، p۱۴۷، ۱۹۸۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
