دکترین
تنقیح مناط: اقسام اعتبار
و بر همین اساس، میتوان اعتبار را به دو قسم مردود و مقبول تقسیم نمود. ۲۲.
۱ - اعتبار مردود مصداق روشن این قسم از اعتبار، هرگونه بیان و توجیهی است که با مدلول آیات و روایات، ناسازگار و یا با اجماع در تنافی باشد؛ یعنی همان که فقها به شدت با آن مبارزه کردهاند. ممکن است این مطلب دیدگاه خود یونس باشد، نه از جهت روایت بلکه به خاطر نوعی اعتبار. و با چیزی که دارای این وضعیت است، نمیتوان اخبار فراوان را مورد اعتراض قرار داد. دیدگاه درست از نظر من آن است که شخص زردشتی هم از جهت نسب و هم از جهت سبب، ارث میبرد. خواه آن نسب و سبب در اسلام مشروع باشد یا نباشد و دلیل بر این فتوا ، روایتی است که پیش از این از سکونی نقل نمودیم. و مخالفت نمودن اصحاب ما با این فتوا بدون دلیل روایی و قرآنی است بلکه مخالفت ایشان، مبتنی بر نوعی اعتبار است و چنین چیزی از دیدگاه ما، به اجماع مردود است. اما بر واجب بودن آن، دلیلی در خاطر ندارم، مگر اعتبار که برای دلیل بودن، شایستگی ندارد. ۲۲.
۲ - اعتبار مقبول پارهای از عبارت های علمای شیعه، ناظر به این قسم است. جالب این که ایشان در حالی این قسم از اعتبار را صحیح میداند و حتی آن را از اخبار واحد، برتر میشمارد که به نقل روایات و اعتماد بر آن ها اهتمامی ویژه دارد تا جایی که بعضی او را دارای گرایش اخباری گری دانستهاند. وی در جای دیگری با تأکید بیشتری مینویسد: (کان الاعتبار دلیلا قاطعا عند ذوی العقول والادیان.) از نظر دینداران و خردمندان، اعتبار، دلیلی است قاطع. چنان که گفتیم در صورتی که اعتبار، به معنای تنقیح مناط قطعی باشد، تردیدی در ارزشمند بودن آن نیست. میتوان گفت دو عبارت بالا نیز اشاره به همین قسم است. ولی در صورتی که اعتبار، برای فقیه، مفید اطمینان یا ظن و گمان باشد، تنها میتواند به عنوان مؤید و شاهد مورد توجه قرار گیرد. (کما یشهد له الاعتبار.) چنان که اعتبار، بر آن گواهی میدهد. (مع اعتضاده بما قیل من الاعتبار.) افزون بر این که مطلب، با اعتبار که بعضی از آن سخن به میان آوردهاند، تقویت میشود. (کل ذلک مع شهادة الاعتبار ببعض ما ذکرنا.) افزون بر همه این ها، اعتبار نیز بر بعضی از گفتههای ما، گواهی میدهد.
منبع: تهذیب الاحکام، ج۹، ص۳۴۵، باب میراث ابن الملاعنة · تهذیب الاحکام، ج۹، ص۳۶۴، باب میراث المجوس · مستند الشیعه، ج۱۰، ص۴۱۸ · الحدائق الناضرة، ج۱۲، ص۳۸۵ · جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۱۰ · بحار الانوار، ج۵۱، ص۲۲۵ · بحار الانوار، ج۶۳، ص۱۳ · جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۱۴ · جواهر الکلام، ج۱۱، ص۳۷۸ · جواهر الکلام، ج۱۲، ص۴۰۲ · جواهر الکلام، ج۱۴، ص۱۲۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
