دکترین
توحید صفاتی (کلام): نکته
خدا در صفات بیهمتاست، زیرا: اولاً: صفات خدا از خود او است، و کسی آنها را به او نداده است. ثانیاً: صفات کمال او غیرمتناهی و نامحدود است. و این هر دو، مقتضا ی واجب الوجود بالذات بودن خدا، و غنا و بینیازی مطلق او است. ۱.
۲ - معنای دوم و دلیل بر آن ب: صفات کمال و ذاتی خداوند عین ذات اویند، یعنی گرچه از نظر مفهوم مختلفند، ولی از نظر مصداق متحدند، و به عبارت دیگر، چنین نیست که ذات خداوند از یک جهت عالم باشد، و از جهت دیگر قادر و مختار ، بلکه علم و قدرت و اختیار عین حقیقت او میباشند، زیرا اگر صفات خدا زائد بر ذات و مغایر با یکدیگر باشند، در آن صورت نوعی کثرت و ترکیب و محدودیت در ذات الهی راه خواهد یافت، که همگی د. ح. خداوند محال اند. و از طرفی، ذات در ایجاد موجودات و اعطای علم و قدرت به آنها به صفات خود نیازمند است، و آنها غیر ذات اویند، و نیازمند با وجوب و غنای ذاتی خداوند منافات دارد. وحدت ذات و صفات از نظر مصداق، و تعدد و اختلاف آنها از نظر مفهوم را با دو مثال زیر توضیح میدهیم:
۱. نفس انسان به خود عالم است، یعنی علم حضوری دارد، در اینجا سه مفهوم علم، عالم و معلوم انتزاع میشود، در حالی که مصداق همگی چیزی جز نفس نیست، یعنی نفس هم مصداق علم است، هم مصداق عالم، و هم مصداق معلوم.
۲. هر موجودی در مقایسه با خداوند هم مخلوق است، هم معلوم و هم مقدور، پس در عین این که واقعیت یک چیز است، ولی مفاهیم مختلف از آن اتنزاع میشود، البته در انتزاع مفاهیم مختلف از یک واقعیت اعتبار ات مختلفی لحاظ میشوند، ولی این اعتبارات، کثرت ذهنی دارند نه کثرت واقعی . انتزاع مفاهیم و صفات مختلف از ذات بسیط خداوند نیز همین گونه است، بنابراین، نظریه زیادت صفات بر ذات و مغایرت آنها با ذات که اهل سنت و اشاعره معتقدند نادرست، و نظریه عینیت صفات با ذات که امامیه و معتزله معتقدند درست و استوار است.
این معنا مناط نتیجه دادن شکل اول است که باید حد وسط وصفی باشد که برای اصغر و اکبر قیاس ثابت باشد و طبق قاعده منطقی که تلاقی حد وسط با اصغر، تلاقی اکبر و اصغر را به دنبال دارد، در نتیجه وصفی که برای دو موصوف ثابت است، آن دو موصوف نیز برای یکدیگر ثابت خواهند بود، برایناساس وقتیکه اوصاف در مصداق عین ذاتاند همچنین در مصداق عین یکدیگر خواهند بود و هر یک با دیگری متحد خواهد بود. ایشان اشکالات وارد بر قائلان به اتحاد مصداقی و اختلاف مفهومی صفات را بررسی کرده و بر این باور است که صفات متکثر کمالی، تمامشان موجود به ذات احدی و یگانهاند؛ یعنی اینکه ذات حقتعالی در وجود از صفتش متمایز و جدا نیست و هیچ صفتی از او، از صفات دیگر او متمایز و جدا نیست بلکه حق تعالی به نفس ذات خودش قادر است و به عین ذات خودش عالم است ازاینرو صفات واجب تعالی عین ذات اویند.
منبع: الطلب و الاراده، ص۱۲-۱۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۹ · شرح چهل حدیث، ص۶۰۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸ · تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۱۲۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۱، ص۲۵۶، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · دانشنامه امام خمینی، ج۳، ص۵۶۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
