دکترین
تکذیب: عوامل تکذیب
۷.
۲ - عدم بصیرت در برخی روایات نیز نادانی و ضعف بصیرت ، از عوامل تکذیب به شمار آمده است. ۷.
۳ - هواپرستی و استکبار برخی کوته فکران، تمایلات و خواسته های خویش را معیار خوب و بد دانسته، هر چیزی را که موافق خواستهها و هوس های خود نیابند از سرِ استکبار، تکذیب و انکار میکنند: «اَفَکُلَّما جاءَکُم رَسولٌ بِما لاتَهوی اَنفُسُکُمُ استَکبَرتُم فَفَریقـًا کَذَّبتُم و فَریقـًا تَقتُلون». ۷.
۴ - استبعاد بر اساس آیه ۹۴ اسراء از جمله چیزهایی که سبب انکار پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دانسته شده بعید شمردن رسالت شخصی از جنس بشر است: «و ما مَنَعَ النّاسَ اَن یُؤمِنوا اِذ جاءَهُمُ الهُدَی اِلاّ اَن قالوا اَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَسُولا». ۷.
۵ - گناهان پیاپی عاقبت اعمال سوء و ارتکاب گناهان پیاپی، تکذیب آیات الهی است: «ثُمَّ کانَ عـقِبَةَ الَّذینَ اَســوا السّوای اَن کَذَّبوا بِـایـتِ اللّه»، چون کسی که در شهوتها فرو رفته و به گناه دلبسته باشد، هیچ چیزی از جمله معاد و قیامت نمیتواند مانع ازگناه او باشد: «و ما یُکَذِّبُ بِهِ اِلاّ کُلُّ مُعتَد اَثیم». «مُعتَد» به معنای متجاوز است و مراد از آن در اینجا متجاوز از حدود عبودیت است و «اَثیم» کسی است که گناهان فراوانی داشته باشد. ۷.
۶ - ثروت اندوزی و دنیاطلبی دنیاطلبی و فرو رفتن در ورطه مادیات باعث غفلت و غرور و ضعف عقل میشود و انسان میپندارد اگر در دنیا به ثروتی رسید، شایستگی آن را داشته و همواره آن را خواهد داشت. ثروت اندوزی، گاه باعث تردید در فرارسیدن قیامت: «و ما اَظُنُّ السّاعَةَ قائِمَةً» یا حتی تکذیب آن میگردد: «و کَذَّبَ بِالحُسنی... و ما یُغنی عَنهُ مالُهُ اِذا تَرَدّی».
منبع: یونس/سوره۱۰، آیه۳۹ · بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، ج ۳ ص۶۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق · بقره/سوره۲، آیه۸۷ · اسراء/سوره۱۷، آیه۹۴ · روم/سوره۳۰، آیه۱۰ · مطفّفین/سوره۸۳، آیه۱۲ · مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۱۰، ص۶۸۸، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق · ج۱۵، ص۲۵۷، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق · کهف/سوره۱۸، آیه۳۶ · لیل/سوره۹۲، آیه۹
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
