دکترین
تکفیر: نکته
بررسی تکفیریهها نشان میدهد که تکفیر همواره موجب تفرقه میان مسلمانان و هتک حرمت آنان شده است. عامل اصلی این تکفیرها بیشتر تعصب مذهبی بوده است. گروههایی از معتزله و اشاعره به سبب تعصب مذهبی، سخت یکدیگر را تکفیر میکردند. اما آموزههای اسلامی همواره مسلمانان را از تفرقه بازداشته و بر وحدت تاکید کرده است. ۱۶.
۱ - موارد تکفیر تفاوت دیدگاه در باره ارتکاب گناه بزرگ، دشنام به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و صحابه ، تاویل نصوص ، مخلوق بودن قرآن، رابطه صفات و ذات خداوند ، رؤیت خداوند ، عصمت پیامبران ، و بدعت زمینه رواج تکفیر را فراهم کرد. بررسی منابع فرقه شناختی نشان میدهد که به کارگیری سلاح تکفیر، رفتاری رایج میان فرقهها بوده است. مسئله تکفیر پس از فتنه اول (قتل عثمان ) رواج بسیار یافت و در اندک زمانی میان گروههای مسلمان، به اوج رسید.
چنان که از منابع فرقه شناسی بر میآید، خوارج بیشتر و پیشتر از دیگران این حربه را به صحنه سیاست کشاندند و هر موضع مخالف را گناه بزرگ و مرتکب آن را کافر میدانستند. آوردهاند که پیشینیان اهل سنت، وضع و حال مرتکب گناه بزرگ را به خدا وا گذار کردهاند یا باور داشتهاند که داوری در باره سرنوشت فرد، بدعت است. ۱۶.
۲ - تکفیر در میان فرقهها کسانی از اهل حدیث در موضعی سختگیرانه، قدریه (معتقدان به خلق کارها به دست بندگان) و باورداران به خلق قرآن را کافر و قتلشان را واجب دانستهاند. در مسئله خلق قرآن، به « جهمیه » نسبت کفر دادهاند. هنگامی که مسئله خلق قرآن به یکی از جدلهای کلامی جامعه تبدیل شد، این تکفیرها رواج داشت. پیشوایان حنبلی در اختلافها و جدلهای کلامی، فراوان به حربه تکفیر چنگ میزدند. در سدههای پنجم و ششم ق. فضای تکفیر میان اشاعره و حنبلیان برقرار بود و گزارشهای بسیار از نسبت دادن کفر به یکدیگر در میان آنان در دست است. ۱۶.
۳ - مسئله تأویل مسئله تاویل دو صورت داشته است: یکی بیان جملهای بود که نتیجه اش کفرآمیز به شمار میرفت؛ مانند این که در نفی زیادت صفات از ذات ، برخی با کاربرد عبارت «خداوند عالم نیست»، علم خدا را نفی میکردند. مورد مهم تر، تاویل ظاهر آیات بود که به رواج تکفیر دامن میزد. گاه کتابهایی در تکفیر تاویل گران مینوشتند و استدلال میکردند که چون تاویل گران همانند مشرکانند، کافرند ؛ اما بیشتر مسلمانان و متکلمان از تکفیر اهل تاویل دوری میگزیدند. آوردهاند که نبرد حضرت علی علیهالسّلام با خوارج، نبرد برای تاویل بوده است. اهل سنت ، مخالفان حاضر در این جنگها را اهل بغی دانستهاند؛ ۱۶.
۴ - دشنام به صحابه در باره دشنام به صحابه، دیدگاهها تعارض دارند. معمولا دشنام به صحابه را گناهی بزرگ میدانستند که برخلاف باور خوارج، موجب کفر نیست. برخی، روایات مربوط به تکفیر دشنام دهنده به صحابه را ضعیف شمردهاند. آوردهاند که احمد بن حنبل و شماری از اصحاب حدیث ، بیزاری از صحابه را فقط بدعت میدانند. گاه دشنام ندادن و طعن نزدن به صحابه را جزئی از عقیده لازم یک مسلمان میدانستند. البته انکار اجماعهای صحابه را موجب کفر و فسق نمیشمردند.
مخالفان، تکفیر و دشنام صحابه را به شیعیان نسبت داده و به حدیثی ضعیف استناد کردهاند که طبق آن، پس از پیامبر، جز چند تن، همه صحابه مرتد شدند. این اتهام را دانشوران شیعه سخت رد نموده و در پاسخ تصریح کردهاند که شیعیان به بسیاری از صحابه احترام ویژه مینهند و هیچ گاه آنها را تکفیر یا تفسیق نمیکنند. شاید این اتهام از دیدگاه شیعیان در باره عدالت صحابه برخاسته باشد. در مسئله عدالت صحابه، شیعیان بر این باورند که دلیل روشنی بر عدالت همه صحابه که نام بسیاری از آنها در منابع ثبت نشده، در دست نیست.
منبع: اصل الشیعة و اصولها، ص۱۹ · الایمان و الکفر، ص۵۸-۵۹ · فی ظل اصول الاسلام، ص۱۸-۱۹ · الاشباه و النظائر، ج۱، ص۱۵۹ · شرح کتاب الفقه الاکبر، ص۲۷۸-۲۷۹ · حوار مع الشیخ صالح الدرویش، ج۱، ص۱۱۱ · الاعتصام، ص۴۵۴ · الفرق بین الفرق، ص۱۱۵ · الرده، ص۱۶۷-۱۷۰ · تقریب المعارف، ص۲۹۲ · مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۸۴-۸۵ · الفرق بین الفرق، ص۶۴ · ابکار الافکار، ج۵، ص۲۶ · ظاهرة التکفیر، ص۸۷ · اصول السنه، ص۱۸۲ · مستند الشیعه، ج۶، ص۲۷۱ · کتاب القدر، ص۱۸۰-۲۰۵ · ج۵، ص۲۱۴-۲۱۵ · ج۵، ص۳۱۵-۳۱۷ · حوار مع الشیخ صالح الدرویش، ج۱، ص۱۰۸-۱۱۱ · الابانه، اشعری، ص۲۰ · شرح الشفاء، ج۲، ص۵۲۹ · ایثار الحق، ص۳۷۶-۳۷۸ · الانتصار، ج۱، ص۸۷ · ابکار الافکار، ج۵، ص۱۰۱ · بدائع الصنائع، ج۷، ص۱۴۰ · بحار الانوار، ج۳۲، ص۳۲۴ · التعلیقات علی شرح العقائد العضدیه، ص۱۲۶ · الموطا، ج۳، ص۴۰۴ · شرح اصول اعتقاد اهل السنه، ج۱، ص۱۶۹ · اصول السنه، ص۵۴ · اصول الدین، ص۲۹۷ · جلاء العینین، ص۲۹۶ · الاختصاص، ص۶، ۱۰ · حوار مع الشیخ صالح الدرویش، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۸ · الملل و النحل، ج۶، ص۴۰۶-۴۱۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
