دکترین
تکلیف مالایطاق: دیدگاه متکلمان اسلامی
بحث تکلیف مالایطاق نزد متکلمان اسلامی بیش از هر موضوع به چگونگی تصور آنان از چگونگی توانایی انسان در انجام افعال خود (= استطاعت، ه م) باز میگردد که یکی از مباحث مربوط به عدل الاهی در کلام اسلامی است. متکلمان در اینکه استطاعت انسان در انجام افعال از سوی خداوند است، مناقشه نداشتند. اختلاف آنان در این بود که این استطاعت قبل از شروع فعل در او وجود دارد یا همزمان با شروع فعل، از سوی خداوند در او آفریده میشود. در میان فرق مختلف ۳ فرقۀ اشاعره ، معتزله و امامیه ، بیش از دیگران به بحث دربارۀ این موضوع پرداختهاند. ۲.
۱ - دیدگاه اشاعره اشاعره چون استطاعت انسان به افعال خود، پیش از شروع به فعل را نفی کردند، تکلیف مالایطاق را که لازمۀ این نفی بود، جایز دانستهاند. ۲.۱.
۱ - دلایل نقلی آنان معتقدند که آنچه در قرآن دربارۀ تکلیف کافر بر ایمان آمده، یک مصداق بارز از تکلیف مالایطاق است، چون کافران به شنیدن سخن حق و پذیرش آن (ایمان) امر شدهاند، در حالی که آنان به این فعل، استطاعت قبل از فعل ندارند. آنان از جمله، به این آیات استناد کردهاند: «... ما کانوا یَستَطیعونَ السِّمْعَ...» (هود/۱۱/۲۰)، «... کانوا لایَستَطیعونَ سَمْعاً...» (کهف/ ۱۸/۱۰۱) و «اِنَّ الَّذینَ کَفَروا سَواءٌ عَلَیْهِمْ ءَ اَنْذَرْتَهُمْ اَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنونَ» (بقره/۲/۶). به نظر اشاعره گرچه خدا انسان کافر را مکلف کرده است که ایمان بیاورد، ولی در آیات یاد شده بیان فرموده است که آنها استطاعت ایمان آوردن ندارند. ۲.۱.
۲ - دلایل عقلی برخی از علمای اشاعره برای توجیه جواز تکلیف مالایطاق به استدلالهای عقلانی نیز متوسل شدهاند. چنان که میتواند بر کاری امر کند که ارادهاش بر عدم آن تعلق گرفته است، زیرا میان امر و ارادۀ خدا تفاوت وجود دارد. بر این اساس تکلیف مالایطاق گر چه تکلیف به ممتنع است، ولی چون از مقولۀ امر است، جایز است. ۲.
۲ - دیدگاه معتزله و امامیه بر خلاف اشاعره، معتزله و امامیه معتقدند که صدور ایمان از کافر نه تنها ممکن است، بلکه واقع شده است و تکلیف کافر بر ایمان چون مسبوق به استطاعت قبلی شخص کافر است، تکلیف مالایطاق نیست. ۲.۱.
۱ - دلایل نقلی این دسته از متکلمان آیاتی از قبیل «لا یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً اِلّا وُسْعَها...» (بقره/ ۲/۲۸۶)، «وَ ما مَنَعَ النّاسَ اَنْ یؤْمِنوا اِذا جاءَ هُمُ الهُدی...» (کهف/ ۱۸/۵۵) را بر مدعای خود شاهد میآورند. به عقیدۀ این متکلمان عقلگرا و عدلگرا شرایط تکلیف همچون قدرت ، تمایل ، اختیار و هر آنچه لازمۀ تکلیف است، برای کافر و مؤمن پیش از فعل بهطور یکسان وجود دارد و کفر ورزیدن کافر تنها به دلیل سوء اختیار او در گزینش کفر است. ۲.۱.
۲ - دلایل عقلی از نظر اینان خدا تکلیف مالایطاق نمیکند، چون این کار قبح عقلی دارد و خداوند چون حکیم است، فعل قبیح از او صادر نمیشود. استدلال عقلی دیگر آنها دربارۀ استطاعت کافر به ایمان و عدم وقوع تکلیف مالایطاق این است که اگر وقوع ایمان از کافر ممتنع باشد، تکلیف کافر تکلیف عبث خواهد بود، در حالی که خدا تکلیف عبث نمیکند چون این کار قبیح است.
منبع: ج۱، ص۵۰ -۵۱، مدینه، ۱۹۷۵م · ج۳، ص۳۰۵، به کوشش احمد حجازی سقا، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م · به کوشش د ژیماره، بیروت، ۱۹۸۶م · ج۱، ص۷۰، به کوشش د ژیماره، بیروت، ۱۹۸۶م · ص۴۱۹، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، ۱۳۸۴ق/ ۱۹۶۵م · ص۳۰۱، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، ۱۳۸۴ق/ ۱۹۶۵م · ص۵۱۰، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، ۱۳۸۴ق/ ۱۹۶۵م · ص۵۱۳-۵۱۴، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، ۱۳۸۴ق/ ۱۹۶۵م · ج۱، ص۳۷۳، بیروت، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م · ج۳، ص۳۱۱، به کوشش احمد حجازی سقا، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
