Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دلیل یا حداقل مؤیدهای بسیار و صریحی برای مطلب یاد شده، در سخنان فقها، مشاهده می‌شود. گرچه اکثر فقیهان معاصر، به صراحت از طریقیّت رؤیت، سخن گفته‌اند. ۹. ۱ - اول برخی از فقها، در چگونگی اثبات هلال، به رؤیت، از علم به رؤیت و امکان رؤیت، سخن گفته‌اند. از احادیثی که درباره رؤیت هلال آمده، درستی این رأی دانسته می‌شود که مراد از رؤیت، علم به رؤیت است، نه رؤیتی که از اشخاص در خارج واقع می‌شود … از این احادیث بر می‌آید، که امام (ع)، معیار صوم و فطر را علم به رؤیت قرار داده است. میزان در حلول ماه، امکان رؤیت است، نه نفس رؤیت؛ زیرا گاه، رؤیت به خاطر جست و جوی هلال بر نیامدن، یا وجود ابر و مانند آن، حاصل نمی‌شود. با آن‌که هلال موجود است و اگر این عوارض نبود، رؤیت آن امکان داشت. پس، حلول ماه با امکان رؤیت نیز ثابت می‌شود. از این دو سخن به خوبی دانسته می‌شود که: رؤیت در ترتب حکم موضوعیت ندارد؛ زیرا اگر چنین می‌بود، معیار دانستن علم یا امکان رؤیت، بی‌وجه بود. ۹. ۲ - دوم فقها برآنند که هرگاه از یکی از راه‌های اثبات هلال، علم به ثبوت هلال حاصل شود، حکم نیز مترتب می‌شود و روزه واجب می‌گردد. اگر گروهی از زنان خبر دهند و از خبر آنان، علم به رؤیت هلال حاصل شود. همین سان، گروهی از کفار ، پیروی از این علم واجب است، به خاطر حجیّت ذاتی علم. در اعتبار شیاع، برای ثبوت هلال، شمار خبر دهندگان در عدد خاصی منحصر نمی‌باشد و تفاوتی بین خبر مسلمان و کافر، کوچک و بزرگ، مرد و زن، وجود ندارد. همان‌طور که در تواتر نیز گفته شد. زیرا مدار ثبوت هلال، بر حصول علم است، همان‌طور که مدار وجود تکالیف نیز، علم م. ب.. بیشتر فقیهان با آن‌که قول منجمان را در اثبات هلال معتبر ندانسته‌اند، اما گفته‌اند اگر خود منجم از این طریق علم حاصل کند و یا اگر کسی از قول اینان به علم دست یابد، می‌تواند از علم خود پیروی کند. اگر از قول منجّم، علم به حلول ماه حاصل شود، شایسته نیست در وجوب پیروی از آن، اشکال شود. فمن حصل له العلم باحد الوجوه المذکورة وجب علیه العمل به. راه‌های ثبوت هلال رمضان و شوال، چند چیز است: رؤیت، تواتر، شیاع، گذشت سی روز. شخصی که با یکی از این راه‌ها، علم پیدا کند، باید از آن پیروی کند. و تعرض الاصحاب لذکرها، کان تنبیهاً علی اسباب العلم، لا لخصوصیة فیها. کما هو واضح. اعتبار راه‌های چهارگانه: رؤیت، تواتر، شیاع و گذشت سی روز، به علم‌آوری آن‌ها باز می‌گردد. علم حجیت ذاتی دارد. بیان این راه‌ها از سوی فقها، همان‌طور که واضح است. به جهت نمایاندن راه‌های علم‌آور بوده است. نه به خاطر ویژگی دیگر. در اثبات حلول ماه، مدار اعتبار نسبت به هر چیزی است که به وسیله آن علم حاصل گردد و چون علم به حلول ماه، طریقیت دارد و در علم طریقی، تفاوتی بین راه‌های حصول آن، وجود ندارد و اعتبار آن نیز، ذاتی است، از این روی، شارع نمی‌تواند حجیت آن را اثبات یا نفی کند. پس بی تردید، فرق ندارد که با رؤیت، علم حاصل شود یا با تواتر یا شیاع، بلکه فرقی نیست بین این راه‌ها و هر راهی که افاده علم کند، هر چند راهی عادی برای افاده علم نباشد. از مجموع این سخنان، به خوبی دانسته می‌شود که در اثبات هلال، حصول علم ملاک است، بی آن‌که برای طریق و سبب آن، ویژگی و موضوعیتی در نظر باشد. چه بسا این معنی را، از مضمون احادیث نیز بتوان استفاده کرد: • امام صادق(ع) می‌فرماید: اذا رأیتم الهلال فصوموا و اذا رأیتموه فافطروا و لیس بالرأی و لا بالتظنّی ولکن بالرؤیة. چون هلال را دیدید، روزه بدارید و افطار کنید. روزه با رأی و گمان تحقق نمی‌یابد، بلکه با رؤیت تحقق می‌یابد. • یا می‌فرماید: قال: ان شهر رمضان فریضة من فرائض الله فلاتؤدوا بالتظنّی. روزه ماه رمضان، یکی از فرائض بزرگ خداوند می‌باشد، آن را با گمان انجام ندهید. • یا می‌فرماید: فی کتاب علیّ (ع) صم لرؤیته وافطر لرؤیته، و ایاک والشک والظن. در سخن علی (ع) است که: با دیدن هلال روزه بدار و با دیدن آن، افطار کن و از شک و گمان بپرهیز. در این احادیث، (رؤیت)، نقطه مقابل (تظنی) قرار گرفته و با تکیه بر (رؤیت)، (ظن) نفی و نهی شده است. از آن‌جا که امام (ع)، (رؤیت) و (علم) را یکی می‌دانسته، (رؤیت) را در مقابل (ظن) قرار داده است. بدین سان، از این تقابل می‌توان به دست آورد که امامان (ع) درصدد بیان و ارائه طریقی علم آور، بوده‌اند و بدین جهت مردمان را به (رؤیت هلال) سوق می‌داده‌اند که در اثبات هلال، به علم دست یابند و راه‌های ظن و گمان را، که چه بسا شیوه عملی عامّه بوده است، کنار گذارند. با آن‌چه گذشت، آشکار می‌شود که در احادیث و سخنان فقها، هیچ‌گونه خصوصیتی برای (رؤیت) بیان نشده است که بتوان بر پایه آن، طریقیت را نفی و موضوعیت را در مسأله هلال، اثبات کرد، بلکه شواهد و قرائن بسیار، این را تأیید می‌کند که (رؤیت هلال)، صرفاً طریقی علم‌آور، برای تشخیص ابتدای ماه‌هاست. منبع: تقریر مرتضی بروجردی، ج۲، ص۶۳ · ج۱۳، ص۲۴۶، انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین، قم · ج۱، ص۶۲۲، دارالتعارف، بیروت · ج۱، ص۲۶۷، مکتبه المرتضویه · ج۱۶، ص۳۵۴، داراحیاء التراث العربی، بیروت · ج۸، ص۳۷۷ · ج۱، ص۳۷۰، دارالکتب الاسلامیه · ج۸، ص۳۷۰، کتابخانه آیة اللّه نجفی مرعشی · ج۸، ص۳۶۲-۳۶۳ · ج۴، ص۱۵۶، دارالتعارف، بیروت · ج۷، ص۱۸۵، داراحیاء التراث العربی، بیروت · ج۷، ص۱۸۴، داراحیاء التراث العربی، بیروت

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین