دکترین
جواز در اصول فقه: تعریف جواز
۱.
۱ - معنای لغوی واژه عربی جواز به معنای روا بودن کاری، سیراب کردن، عبور کردن و درگذشتن از خطاست. واژگانی از این ریشه، به دو معنای اخیر در قرآن کریم آمده است. به نوشته راغب اصفهانی ، جواز به معنای روا بودن، در واقع به مفهوم سپری کردن و گذشتن از میانه راه (جَوْزُ الطریق) است. در احادیث هم این واژه به معانی یاد شده و معانی دیگر، مانند آسان گرفتن ( تساهل ) و سبک کردن (تخفیف)، به کار رفته است. ۱.
۲ - معنای اصطلاحی از مهمترین معانی اصطلاحی جواز در علوم اسلامی، به ویژه در علوم عقلی، امکان (در برابر امتناع)، احتمال و شک است. ولی رایج ترین معنای اصطلاحی جواز در منابع فقهی و اصولی (یا به تعبیر دیگر: «جواز شرعی»)، روا بودنِ یک کار از نظر شرعی و به بیان دیگر، ممنوع نبودن یک کار است. در برابر، جواز به معنای اباحه (مختار بودن مکلف در انجام دادن یا ندادن کاری بدون رجحان یک طرف بر دیگری)، که کاربرد کمتری دارد، جواز به معنای اخص (بِالمَعْنی'الاخَصّ) نامیده شده است.
منبع: چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵ · چاپ محمد سیدکیلانی، تهران ۱۳۳۲ ش · ذیل «جوز»، تهران ۱۳۶۰ـ۱۳۷۱ ش · چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت ۱۳۸۳/ ۱۹۶۳، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش · چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت ۱۳۸۳/ ۱۹۶۳، مفید، ص ۲۱۲، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش · علق علیه عبدالرزاق عفیفی، دمشق ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۱۲۰، ۱۳۵ · ج۱، ص۲۸۱، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳ · کراهت و اباحه رجوع کنید به: یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش · چاپ طه جابر فیاض علوانی، ج ۲، ص ۲۰۶، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
