دکترین
حج نیابتی: احکام نیابت
قصد نیابت و تعیین منوب عنه در نیت، هرچند به اجمال ، شرط صحّت نیابت است؛ لیکن ذکر نام منوب عنه شرط نیست، هرچند مستحب است. نایبی که پس از احرام و دخول در حرم فوت کرده، ذمّهاش بری میشود و عملش از حج منوب عنه کفایت میکند. از برخی، حتّی کفایت صِرف احرام نقل شده است، هرچند در بیرون حرم درگذشته باشد. اگر در حج نیابتی شرط شده باشد که نایب از راهی معین به مکه رود، در صورت تعلّق غرضی به آن، بنابر مشهور ، تخلّف جایز نیست، هرچند در صورت تخلّف، حج صحیح است.
نایبی که برای گزاردن حج در سالی معین اجیر شده، نمیتواند در همان سال برای دیگری اجیر شود و در صورت اجیر شدن، اجاره دوم باطل است و اگر هم زمان باشند، هر دو باطل خواهند بود. اگر نایب مرتکب موجبات کفاره شود، کفّاره بر عهده خود او است، نه منوب عنه. اگر نایب حج نیابتی را باطل کند، باید سال بعد آن را تدارک نماید؛ لیکن در بطلان و عدم بطلان اجاره اختلاف است. بنابر قول نخست نایب مستحق اجرت نمیباشد و مستأجر میتواند اجرت را از او پس بگیرد و بر نایب واجب است در سال بعد بدون دریافت اجرت حج بگزارد.
البته این اختلاف مبتنی بر این است که آیا واجب، حج اوّل است و حج دوم عقوبت م. ب. یا اینکه واجب، حج دوم است و اتمام حج اوّل عقوبت به شمار میرود؟ قول نخست بنابر مبنای دوم است. برخی بین اجاره معین و مطلق تفصیل داده و در صورت دوم قائل به عدم بطلان اجاره و در نتیجه استحقاق نایب نسبت به اجرت شده و گفتهاند: بر نایب واجب است سال آینده حج نیابتی را به جا آورد. در مسئله اقوال دیگری نیز وجود دارد. مقتضای اطلاق اجاره در صورت عدم ذکر اجل ، تعجیل و عدم جواز تأخیر حج است.
چنانچه نایب به سبب بیماری از اتمام مناسک باز بماند با قربانی از احرام خارج میشود و اجاره در صورت مقید بودن آن به همان سال باطل میگردد و نتیجه آن عدم وجوب تدارک حج فوت شده بر نایب در سال بعد است؛ لیکن در صورت مطلق بودن اجاره در اینکه قضای آن در سال بعد بر نایب واجب است یا نه، اختلاف است. حج نیابتی با تداوم عذر منوب عنه تا پایان عمر ، کفایت میکند؛ لیکن چنانچه بر حسب اتفاق، عذرش بر طرف گردد، بنابر مشهور باید حج بگزارد و حجّ نایب کفایت نمیکند و در صورت ترک آن، حج بر وی استقرار مییابد و اگر بدون آنکه حج بگزارد بمیرد، بر ورثه واجب است از طرف او حج بگزارند. برخی در فرض بر طرف شدن عذر نیز قائل به کفایت حج نیابتی شدهاند.
منبع: جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۶۲-۳۶۳ · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۶۶-۳۷۱ · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۷۴ · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۷۷-۳۷۸ · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۸۹ · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۸۹-۳۹۲ · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۹۲ · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۹۴ · العروة الوثقیٰ، ج۴، ص۴۳۵-۴۳۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
