Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

این ثبات و عدم اشتراط در حکم، به دلیل ماهیت خاص مُدرِک است، یعنی مُدرِک امری بسیط است و گونه به گونه نمی‌شود. ذات آن یا ممدوح یا مذموم است و حالت‌های مختلفی برای آن نمی‌توان فرض کرد تا به حسب آن حالت‌ها و شرایط، آثار آن نیز تفاوت کند، بلکه آثار آن یا همیشه ستوده است یا همیشه نکوهیده. مثلاً اگر عدل به معنای هماهنگی میان اجزای مجموعه مرکب تعریف شود، در ذات خود ستوده است؛ زیرا هیچ گاه هماهنگ بودن نکوهیده نیست و آثار منفی ندارد. بدان دلیل که هماهنگی در ذات خود معنای سازگاری با شرایط را در بر دارد. به همین دلیل نیازمند شرط خارجی نیست. ظلم به معنای ناهماهنگی و عدم تعادل در مجموعه‌های مرکب، در ذات خود معنای ناسازگاری با شرایط موجود را دارد، یعنی همیشه درباره هر شرطی که فرض شود، ناسازگار است. به همین دلیل نیازی به اشتراط خارجی ندارد. به همین علت در ذات خود، ممانعت از اثر بخشی را دارد. کمال و رشد نیز در ذات خود معنایی دارد که جز خوبی و ستایش را برنمی تابد؛ زیرا کمال منفی را نمی‌توان فرض کرد؛ چرا که اگر چیزی منفی باشد، کمال نیست. البته کمال در منفی بودن، اصطلاحی است که نوعی مجازگویی در آن وجود دارد؛ زیرا منفی بودن کمال بردار نیست، بلکه عین نقص است. به عبارتی ما به نقص تام، کمال در نقص می‌گوییم که به حقیقت خارجی آن آسیبی نمی‌زند و صرفاً کاربرد لفظی مجازی است. چنین احکامی قابل تغییر و تبدیل نیستند. از این رو عقل، در حکم خود هیچ کس یا چیزی را در نظر نمی‌گیرد و حکم آن مطلق است. همین نکته خود قرینه‌ای برای تفسیر کلام شارع است. برای مثال اگر سخنی به تواتر از او برسد که به ظاهر با حکم عقل ذاتی مخالفت کند، علم به استحاله نقض این حکم، خود قرینه‌ای برای تفسیر مقصود شارع از کلامش خواهد بود و با محوریت حکم عقل ذاتی، در ظاهر لفظ تصرف می‌شود. این اشتراط به عدم بساطت در ذات مُدرِک باز می‌گردد. به عبارتی مُدرِک، به حسب شرایط ستودنی یا نکوهیدنی می‌شود. مدرک، ذات سیالی دارد. گاه خوب و گاه بد است و در آن از شرایط تبعیت می‌کند. این نوع از مدرکات، اگر در شرایطی قرار گیرند که مصداقی از مفهوم کلی یکی از مدرکات ذاتی باشند، حکم همان را خواهند داشت. این نوع از مدرکات خود نیز بر دو گونه‌اند: گونه‌ای که میل طبیعی به خوب بودن یا بد بودن دارند و اغلب یا خوبند یا بد، مانند دروغ که اغلب بد است. به عبارتی، نظام آفرینش به گونه‌ای رقم خورده است که دروغ اغلب مفسده زاست. چنان که راستگویی در نوع موارد، مصلحت آفرین است و گونه‌ای دیگر که تمایل طبیعی به هیچ کدام از خوب و بد ندارد و به حسب موارد و شرایط درباره آن قضاوت می‌شود، مانند بسیاری از رفتارهای متعارف انسان از قبیل راه رفتن، خوردن، آشامیدن، خوابیدن و بیدار شدن و… . آنچه درباره گونه اخیر گفته شد، نظر معروف و شایع است. کارهایی که عقل با ملاحظه آنها فی حد نفسه، حسن و یا قبحی را در نمی‌یابد. اشکال این نظریه آن است که از نظر عقل، تمام قابلیت‌های انسان از راه رفتن تا خوابیدن و سخن گفتن، از لوازم رشد و کمال هستند و نسبتشان با حسن و قبح یکسان نیست، بلکه در ذات خود تمایل به خیر دارند. گرچه استعمال آنها اغلب در معصیت خداست و انسان توفیق استفاده صحیح از آنها را ندارد، آسیبی به میل به کمال آنها نمی‌رساند؛ زیرا با وجود اینکه راستگویی تمایل به خیر دارد و عقل آن را می‌ستاید، وجود خارجی آن نادر است و در صحنه زندگی کمتر وجود دارد. بنابراین عقل با ملاحظه اصل رفتارهای انسانی مانند راه رفتن یا سخن گفتن، ستودنی بودن اصل آن را می‌فهمد و آن را کمال برای انسان می‌شمارد. به همین دلیل انسانی را که فاقد یکی از قابلیت‌های طبیعی باشد، ناقص می‌داند. اگر کسی چنین پاسخ دهد که راستگویی از عوامل اعتمادساز در جامعه است و باعث افزایش حس اعتماد می‌شود و مانع از خیانت‌ها و آسیب‌های فراوانی می‌گردد، از این نظر مادامی که مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، عقلاً ستودنی است، در حالی که راه رفتن، نشستن، سخن گفتن و امثال آن، نوعاً چنین آثاری ندارند، در پاسخ باید گفت که در بسیار از موارد، راستگویی فایده ویژه‌ای ندارد تا عقل آن را ستایش کند، مانند راستگویی درباره چیزی که بود و نبود آن، هیچ فایده و یا ضرری برای مخاطبان ندارد، در حالی که حتی در چنین مواردی نیز عقل راستگویی را واجب می‌داند. این حکم به دلیل در نظر گرفتن آثار نوعی راستگویی است. به عبارتی گرچه با در نظر گرفتن تک تک موارد، برخی از راستگویی‌ها بی فایده هستند، با در نظر گرفتن آثار کلی، جمعی و ماندگار، راستگویی باز هم لازم است؛ زیرا دروغ گفتن حتی درباره اموری که خیر و شری برای مخاطب به همراه ندارد، حس اعتماد را سلب می‌کند و به ساختار معنوی، فکری و اجتماعی جامعه آسیب می‌زند و حیات انسانی را تهدید می‌کند. راه رفتن یا خوابیدن نیز، از همین مقوله است. گرچه برخی از راه رفتن‌ها حتی در صورت عدم مفسده، خیر و حسن خاصی هم ندارند، اما باز هم از نظر عقل، اصل راه رفتن پسندیده است؛ زیرا در صورتی که حرکت‌ها سلب شود، نظام زندگی مختل و بیماری‌های فراوان درست می‌شود و از این شمار… . به عبارتی عقل تشخیص می‌دهد که فعل خاصی در نوع خود آثار مثبتی دارد، گرچه در تحلیل تک تک موارد گاه آن اثر یافت نمی‌شود. به همین دلیل تا مفسده‌ای در آن یافت نشود، عقلاً پسندیده است، مگر اینکه مصلحت نوعی را نپذیریم که در این صورت نیز اشکال به موارد مانند راستگویی نیز وارد است. منبع: مرتضی، ج۱، صفحه۴۳

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین