دکترین
حق التالیف: ملکیت
سیطره شخص بر نفس خویشتن و شئون آن را ملکیت نامند و به گفتهای دیگر: ملکیت، همان سیطرهای است که شخص بر مال پیدا میکند. ۶.
۱ - معنا ملکیت، بنابر گفته بسیاری از فقیهان معاصر، سلطنت و سیطره اعتباری است که با اعتبار اعتبار کننده و جعل جاعل استوار میگردد، چنانکه از احکام تکلیفی انتزاع نشده باشد و عَرَض ایستاده (متکی) بر مالک و مملوک شمرده نشود. ۶.
۲ - مراتب ملکیت به اعتبار مملوک همه فقیهان، سه نکته را به اعتبار مملوک، درباره مراتب ملکیت پذیرفتهاند: ۱. ملکیت عین ؛ ۲. ملکیت منفعت ؛ ۳. ملکیت انتفاع . (برای دیدن تفصیل مطالب درباره معانی و مفاهیم عین، منفعت و مثالهای آن به این منبع رجوع کنید. ) آنچه ما میگوییم ملکیت عینی، سیطره مالک بر چیز مادی است که بنابر این گفته، عین در برابر منفعت و انتفاع خواهد بود. ملکیت عینی، کاملترین ملکیت اعتباری است. ۶.۲.
۲ - تملیک منفعت اشیاء، با این ویژگی مالیت مییابند و مالیت آنها بیشتر میشود. قسم نخست، با اجاره عین به دیگران تملیک میشود، اما قسم دوم، شاید با اجاره عین تملیک گردد، مانند اجاره باغ و یا پس از تبدیل منفعت به گونه عین خارجی ، عین با عقد و بیع و مانند آن، به دیگران تملیک شود. ۶.۲.
۳ - ملکیت انتفاع چنانکه میزبان، خوردنیها و نوشیدنیهایی را برای میهمان فراهم آورد که این حق، تنها برای او خواهد بود و منتفع (میهمان) آن را به دیگری، نمیتواند وا گذارد. چنانکه آوردیم، مال و ملک را دو گانه یافتیم؛ عقلا مال را برای منافع واقعی یا اعتباریاش میپذیرند و در برابر آن چیز نقدی یا غیر نقدی میپردازند، مانند: اسکناس ، و به احاطه و تسلط کسی بر چیزی که بالفعل یا بالقوه ارزش دار باشد، ملک گویند.
منبع: ج۱، ص۲۶-۱۶، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ اوّل، ۱۴۲۱ه. ق · ص۸، مجموعه مقالات فارسی اوّلین مجمع بررسیهای اقتصاد اسلامی، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۹ه. ش · ص۳۰۱ به بعد، دانشگاه تهران · الفقه، ج۱۰۰، ص۲۵۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
