دکترین
حق و باطل در قرآن: نکته
حضرت علی (علیهالسّلام) در این خطبه میفرماید: انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع. همانا آغاز فتنهها و نا بسامانیها هواهای نفسانی است که منبع واقع میشوند. «و احکام تبتدع» و بعد احکامی است که بدعت گذارده میشوند یعنی کسی که میخواهد دنبال هوای نفسش برود از چه استفاده میکند؟ از نیروی حق، بدعتی در لباس دین وارد میکند که حقیقت نیست مارک حقیقت میزند. یخالف فیها کتاب الله. کتاب خدا در آن احکام مورد مخالفت قرار میگیرد. و یتولی علیها رجال رجالا علی غیر دین الله.
آنگاه افرادی با هم متحد و متفق میشوند و حزب و جمعیتی تشکیل میدهند ولی ب. غ. دین خدا، بر اساس همان بدعت؛ و به عنوان دفاع از این بدعت آن را به صورت دین بین مردم تبلیغ میکنند. بعد حضرت فلسفه ی مطلب را ذکر میکند و چه عالی میفرماید: فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم یخف علی المرتادین. پس اگر باطل از امتزاج و آمیختگی با حق جدا باشد و با حق مخلوط نباشد، مردم حق جو منحرف نمیشوند (چون اغلب مردم، « مرتاد » ( مرتاد به همان معنی حنیف است که در قرآن آمده است.) یا حق گرا هستند، ولی میآیند حق را با باطل مخلوط و ممزوج میکنند و امر بر مردم مشتبه میشوند؛ یعنی مردم حق را با باطل اشتباه میگیرند و باطل را با مارک حق میخرند.
اگر باطل از حق جدا شود و با آن در نیامیزد مرتادان و طالبان حق مخفی نمیماند، و اکثریت مردم طالب حق هستند نه طالب باطل). و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندین. و اگر حق از پوشش باطل جدا شد و آزاد گردید، زبان بد خواهان از آن قطع میگردد (چون اگر حق و باطل مخلوط شوند عدهای آن را حق محض میبینند، بعد به آثارش نگاه میکنند میبینند آثار بد دارد؛ معاندها زبانشان دراز میشود که این دین ومذهب شما هم خراب از آب درآمد؛ دیگر نمیدانند که این خرابیها و آثار سوء مال باطل است نه مال حق.
حق هرگز طوری رفتار نمیکند که زبان معاندین بر او دراز شود). و لیکن از حق قسمتی و از باطل قسمتی گرفته میشود و مخلوط میشوند. یعنی یک مشت از حق و یک مشت از باطل را با یکدیگر مخلوط میکنند و به خورد مردم میدهند، مانند کسی که در گندم مقداری ارزن قاطی میکند و به نام گندم به مردم میفروشد! مردم وقتی شب آن را خوردند فردا اثرش را میبینند و میفهمند آن چه دیشب خوردهاند نان گندم نبوده است. فهنالک یستولی الشیطان علی اولیائه و ینجو الذین سبقت لهم من الله الحسنی.
در اینجاست که شیطان بر دوستان خودش مسلط میشود. یعنی ابزار شیطان هم حق است، حق مخلوط شده با باطل، حقی که لباس باطل پوشیده است. این همان معنایی است که از آیه استفاده میشود که باطل از حق تغذیه میکند، خودش نیرو ندارد، از آن نیرو میگیرد. آب اگر وجود نداشت کف دو قدم هم نمیتوانست برود. این که میبینید باطل حرکتی دارد از این جاست که بر دوش حق سوار میشود. ببینید قرآن چگونه باطل را پوچ و بی ارزش نشان میدهد!.
منبع: امام علی علیهالسلام، نهج البلاغه، خطبه ۵۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
