دکترین
حکیم: قرآن حکیم
«یس• وَ الْقُرْءَانِ الحکِیم» «یس• سوگند به قرآن حکیم». این آیه قرآن را با صفت حکیم ، وصف نموده است، در حالی که حکمت معمولاً صفت شخص زنده عاقل است. گویی قرآن را موجودی زنده و عاقل و رهبر و پیشرو معرفی میکند که میتواند درهای حکمت را به سوی انسانها بگشاید و به صراط مستقیمی که در آیات بعد به آن اشاره کرده راهنمایی کند. البته خداوند نیازی به سوگند خوردن ندارد، ولی در سوگندهای قرآن همواره دو فایده است: یکی تأکید روی مطلب ذکر شده و دیگری بیان عظمت چیزی که به آن سوگند یاد میشود. زیرا هیچ کس به موجودات کمارزش سوگند یاد نمیکند. در جای دیگر میفرماید: «الم• تِلْکَ ءَایَاتُ الْکِتَابِ الحکِیم» «الم• این آیات کتاب حکیم است. (کتابی پرمحتوا و استوار)». توصیف کتاب به حکیم یا به خاطر استحکام محتوای آن است، چرا که هرگز باطل به آن راه ندارد و هرگونه خرافه ر. ا. خ. دور میسازد. جز حق نمیگوید و به راه حق دعوت میکند، درست در مقابل لهو الحدیث ( کلام بیهوده ). یا حکیم بودنش به معنی این است که قرآن همانند یک دانشمند حکیم ، در عین خاموشی، با هزار زبان سخن میگوید، اندرز میدهد، تشویق میکند، انذار مینماید، داستانهای عبرت آموز بیان میکند و خلاصه به تمام معنی دارای حکمت است.
منبع: یس/سوره۳۶، آیه۲-۱ · تفسیر نمونه، ج۱۸، ص۳۱۵ · تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۹۰ · لقمان/سوره۳۱، آیه۲-۱ · تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۹
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
