دکترین
خطابه (منطق): مقدمه
زندگی اجتماعی ضرورتهای خاص خود را دارد، کسی که سروکارش با اجتماع باشد نمیتواند به این مقتضیات گردن ننهد و آنها را پاس ندارد. طبیعی است در متن جامعه افراد در یک سطح نیستند، برخی اهل علم و فضلاند و عدهای از دانش بهره اندکی دارند، از سوی دیگر پیچیدگی زندگی اجتماعی و تخصصی شدن رشتههای علمی موجب شده است که افراد متخصص در یک رشته نسبت به رشتههای دیگر اطلاعات اندکی داشته باشند. از یک فیزیکدان نمیتوان انتظار داشت که به رغم تمام دقت نظرهایش در عرصه تعلیم و تربیت حرفی برای گفتن داشته باشد یا از نظریات موجود در آن مطلع باشد.
بدین جهت در مواجهه با چنین حالتی برای همراه ساختن زمانه و هموار ساختن زمینه نمیتوان به برهان و جدل تمسک کرد، بلکه باید به صناعت دیگری متوسل شد که بتواند افزون بر الزام دیگران به پذیرش یک مطلب، به لحاظ درونی نیز اقناعشان سازد. صناعتیکه متکفل این امر خطیر است، نزد منطقدانان به خطابه نامبردار است. در مسائل اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مانند آن هدف تاثیرگذاری عمومی است نقش خطابه انکار ناپذیر است. چه بسیار تحولات فردی و اجتماعی که بر اثر خطابه ایجاد شده و فرجام یافته است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
