دکترین
داوری و کمیسیون یا هیأت حل اختلاف — تجدیدنظر از رأی این مراجع همانند سایر
در برخی از قوانین رسیدگی به اختلاف اشخاص حقیقی یا حقوقی در صلاحیت هیأت ها یا کمیسیونهایی است که با ترکیب معین رأی صادر میکنند. برای مثال در قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران ۴۸۱۳۸۴/۹/۱ اصطلاح هیأت داوری» ذکر شده است و این پرسش مطرح می شود که آیا در این موارد با داوری اجباری مواجه هستیم یا مرجعی قانونی همانند سایر مراجع ذیصلاح این پرسش آثار مهمی دارد؛ برای مثال اگر با داوری روبرو باشیم، آرای این مراجع همانند سایر آرای داوری قابل اعتراض است و مرجع ذیصلاح نیز دادگاه عمومی حقوقی خواهد بود اما اگر مرجع قانونی خارج از دادگستری تلقی شود، ممکن است شکایت از رأی آن در صلاحیت دیوان عدالت اداری باشد یا با فرض صلاحیت دادگاه عمومی از محدودیت های مقرر برای آرای داوری مصون باشد
۶۸۸ ماده ۳۶: اختلافات بین کارگزاران بازار گردانان کارگزار معامله گران مشاوران سرمایه گذاری ناشران سرمایه گذاران و سایر اشخاص ذیربط ناشی از فعالیت حرفه ای آنها در صورت عدم سازش در کانونها توسط هیأت داوری رسیدگی می شود ماده ۳۷ هیأت داوری متشکل از سه عضو م. ب. که یک عضو توسط رییس قوه قضاییه از بین قضات با تجربه و دو عضو از بین صاحب نظران در زمینه های اقتصادی و مالی به پیشنهاد سازمان و تأیید شورا به اختلافات رسیدگی می نماید...
تجدیدنظر از رأی این مراجع همانند سایر دعاوی رسیدگی شود؛ به این صورت که دادگاه اختیار بررسی ماهوی رأی و موضوع اختلاف را داشته باشد. به باور ما در این موارد داوری» به معنای مصطلح، مطرح نیست و اصطلاح هیأت داوری یا مشابه آن، تنها لفظ داوری و نه ماهیت آن را دارد داوید ۱۳۸۵) زیرا اولاً صلاحیت این مراجع اجباری است و با ماهیت اختیاری داوری سازگار نمی باشد؛ ثانیاً تقریباً در ترکیب همه این مراجع قاضی دادگستری حضور دارد و این در حالی است که ماده ۴۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی ۶۸۹ قاضی را به عنوان داور هرگز نمی پذیرد. ثالثاً تفاوتی بین این مراجع و سایر مراجع اداری و خارج از دادگستری وجود ندارد و نباید تنها به لفظ داوری اکتفا نمود و ماهیت این مراجع را داوری به معنای خاص دانست.
به همین ترتیب داوری با کمیسیون هایی که برای حل اختلاف بین طرفین تشکیل می شوند نیز متفاوت است. این کمیسیون ها ممکن است یکی از ارگانهای وابسته به طرفین دعوا باشند که در این صورت عنوان ثالث را ندارند. برای مثال اداره حقوقی یکی از سازمانهای عمومی یا خصوصی که خود طرف اختلاف است برای رسیدگی تعیین می شود. در این صورت با داوری مواجه نیستیم. این کمیسیون ها برای تسریع در کار یا اجتناب از توقف آن پیش بینی میشوند و معمولاً ترکیبی از مسئولان و مدیران نهادهای عمومی و خصوصی می باشند که به دنبال رفع موانع و حصول توافق بهتر و بیشتر هستند نه انشای رأی لازم الاتباع. در واقع یکی از شرایط داوری که قصد صدور رأی الزام آور و سلب صلاحیت از مراجع قانونی است در مورد این کمیسیونها تحقق نمی یابد و اعضای کمیسیون نیز در قصد خود چنین اختیاری را تصور نمیکنند. به همین جهت اصل در چنین مواردی منتفی بون داوری است و در صورتی که ی. ا. ط. به طور مستقیم به دادگاه یا دیگر مراجع قانونی رجوع نمود باید به دعوای او رسیدگی شود.
در برخی از قوانین یا تصویب نامه های دولتی نظیر تصویب نامه شماره ۱۶۱۰۴ ت ۲۳۵ - ۱۳۶۶/۴/۲۱ هیأت وزیران آمده است که اختلاف بین نهادهای دولتی و عمومی باید به کمیسیون خاصی ارجاع گردد. این مقررات به معنای تحقق داوری نیستند و بنابراین مانع از صلاحیت عام دادگستری نخواهند بود. آرای معارضی در این خصوص که آیا صلاحیت عام دادگستری با این تصویب نامه سلب شده و به منزله داوری بین نهادهای مشمول است، صادر ۶۸۹ ماده ۴۷۰: کلیه قضات و کارمندان اداری شاغل در محاکم قضایی نمی توانند داوری نمایند هر چند با تراضی طرفین باشد.
شده بود که در نهایت منتهی به رأی وحدت رویه شماره ۵۱۶-۱۳۷۶/۱۰/۲۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور گردید. به موجب این رأی اصل ۱۵۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دادگستری را مرجع رسمی تظلمات و شکایات قرار داده و در اصل ۱۳۷ قانون اساسی هم تصریح شده که هر یک از وزیران مسئول وظایف خاص خود در برابر مجلس است و در اموری که به تصویب هیأت وزیران برسد مسئول اعمال دیگران نیز م. ب. بنابراین تصویبنامه شماره ۱۶۱۰۴ ت ۳۳۵ هیأت وزیران که برای ارشاد دستگاههای اجرایی و به منظور توافق آنها در رفع اختلافات حاصله تصویب شده مانع رسیدگی دادگستری به دعاوی و اختلافات بین دستگاههای اجرایی که به اعتبار مسئولیت قانونی آنها اقامه می شود نخواهد بود لذا رأی شعبه ۱۴ دیوان عالی کشور مبنی بر صلاحیت عام دادگستری صحیح و منطبق با موازین قانونی است....
مواد ۲۹ و ۳۹ قانون بیمه اجباری ۱۳۹۵ به دلیل تعیین و انتخاب ارزیاب و هیأت به موجب قانون قابلیت تطبیق با این مراجع قانونی نه داوری را دارند زیرا در داوری اجباری، مقنن، نوعاً افراد داور را تعیین نمی کند و انتخاب را به طرفین اختلاف واگذار میکند.
موارد مرتبط 27
آرای مرتبط 7
-
رأی
هماستناد
تعیین شخص ذینفع به عنوان داور
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 470
-
رأی
هماستناد
اعتراض به رأی هیات حل اختلاف ماده 38 آیین نامه معاملات شهرداری
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 141 و 142 مورخ 1401/01/20 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی اشخاص ممنوع از امر داوری تصریح شده اند که
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1205 مورخ 1400/04/15 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اجاره عرصه موقوفه به کسی غیر از مالک اعیانی
قانون آیین دادرسی در امور مدنی و مواد 470
-
رأی
هماستناد
اعتراض به رأی هیات حل اختلاف ماده ۳۸ آیین نامه معاملات شهرداری
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی کلیه قضات و کارمندان اداری شاغل در محاکم ق
-
رأی
هماستناد
اجاره عرصه موقوفه به کسی غیر از مالک اعیانی
قانون آیین دادرسی در امور مدنی و مواد 470
نظریات مشورتی 14
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2485 مورخ 1397/09/13
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی نیستند
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1871 مورخ 1398/02/30
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 که به منع از انجام داوری اشاره د
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1325 — 1399/09/25
ماده 470 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه ٧/١٤٠٢/٢٤٨
ماده 470قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/965 مورخ 1397/04/10 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 470 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکمی است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/965 مورخ 1397/08/10 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص شمول ماده 470 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و مقررات داوری بر کارمندان اداری دیوان
ماده 470 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکمی است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/1871 مورخ 1398/02/30 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص معافیت قضات حالت اشتغال از محدودیتهای داوری بر اساس مواد قانونی مربوط با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 مبنی بر منع از انجام داوری قرار
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2485 مورخ 1397/09/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص امکان تعیین شخص حقوقی شورا حل اختلاف به عنوان داور(امکان انجام داوری بدون دخالت قاضی شورای حل اختلاف - مرجع ا
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی آیا ممنوع از داوری می باشند؟ 2-با توجه به
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/248 مورخ 1402/04/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 470 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1203 مورخ 1398/02/31
ماده 470 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که به منظور صیانت از جایگاه قضات و
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2306 مورخ 1397/08/20
ماده 470 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/248 مورخ 1402/04/13
بر اساس ماده 470 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/1203 مورخ 1398/02/31 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تعیین داور و ابطال رای داوری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 470 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که به منظور صیانت از جایگاه قضات و
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2306 مورخ 1397/08/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 470 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که به منظور صیانت از جایگاه قضات و
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 470 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی 689 قاضی را به عنوان داور هرگز نمی پذیرد
دکترین 5
-
مقاله
هماستناد
اما اگر همه داوران از دادن رأی در مهلت قانونی امتناع ورزند
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی قضات و کارمندان دادگستری حتی با تراضی طرفی
-
مقاله
هماستناد
اول موانع مطلق - حسب ماده ۴۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی قضات
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی قضات و کارمندان دادگستری حتی با تراضی طرفی
-
مقاله
هماستناد
اول موانع مطلق - حسب ماده ۴۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی قضات
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی قضات و کارمندان دادگستری حتی با تراضی طرفی
-
مقاله
هماستناد
داوری و کمیسیون یا هیأت حل اختلاف — ماده ۳۶
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی 689 قاضی را به عنوان داور هرگز نمی پذیرد
-
مقاله
هماستناد
داوری و کمیسیون یا هیأت حل اختلاف — تجدیدنظر از رأی این مراجع همانند سایر
ماده 470 قانون آیین دادرسی مدنی 689 قاضی را به عنوان داور هرگز نمی پذیرد
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
